Skyscraper large

سایه روشنِ یک پرونده کهن

s5df55d-مهدى ساوالان پور- mehdi savalan poor

مهدی ساوالان پور

تنش در روابط ایران و اسرائیل طی دهه‌های گذشته نه به خواست مردم دو کشور بلکه همواره دست‌مایه سیاست رهبران بوده است به گونه‌ای که آنها یکدیگر را دشمن شماره یک هم خطاب می‌کنند و حمایت جمهوری اسلامی از مقاومت فلسطین، بر اساس همین سیاست تعریف شده و در جهت حفظ منافع ایران صورت می‌گیرد.

روزنامه اسرائیلی “جروزالم پست” روز جمعه (٢٧ دی/ ١٧ ژانویه) در اظهار نظری از بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نوشته است که وی در صورتیکه حسن روحانی اعلام کند” کشور یهودی اسرائیل را به رسمیت می‌شناسد و آماده‌است با این کشور صلح کند” حاضر به ملاقات با رئیس‌جمهوری ایران است.

این سخنان در حالی ادا می‌شود که پیشینه دو کشور در تقابل با یکدیگر به ویژه در سال‌های ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد به بالاترین حد خود رسید و وی اسرائیل را غده سرطانی‌ای خوانده بود که باید از جغرافیای جهان محو گردد.

با نگاهی به گذشته و از بدو تاسیس اسرائیل روابط این کشور با ایران دست‌خوش تلاطم‌های گوناگون بوده است، در دوران پهلوی ایران جزو اولین کشورهایی بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت اما هیچ‌گاه این روابط به صورت ملموس و علنی بیان نشد.

با پیروزی انقلاب اسلامی سیاست ایران بر پایه مخالفت با اسرائیل بنا گردید اما نکته قابل توجه این است که در هنگام جنگ هشت ساله با عراق، در حالی که رهبران وقت جمهوری اسلامی از نابودی اسرائیل سخن می‌گفتند در لابی‌های پشت پرده خرید سلاح از اسرائیل به انجام می‌رسید و ایران حدود ۵٠٠ میلیون دلار در سال خرج خرید سلاح و تجهیزات نظامی از این کشور می‌کرد.

حتی در دوران ماجرای مک فارلین که به ایران گیت مشهور گردید رد پای اسرائیل به خوبی نمایان بود که از آمریکا می‌خواست با وجود صحبت‌های کینه توزانه علیه اسرائیل با ایران وارد مذاکره شده و کمک‌های تسلیحاتی را گسترش بخشد.

در دوران پس از جنگ و به ویژه دوران محمود احمدی نژاد نوع برخورد و موضع گیری‌ها نسبت به اسرائیل شدت یافت و مواضع تند رئیس دولت نهم بر خلاف ظاهر آن منشاء خدمات بی نظیری به اسرائیل گردید.

سخنان تند احمدی نژاد در همایش جهان بدون صهیونیسم، انکار هولوکاست و به دنبال آن شعارهای وی از تریبون سازمان ملل موجب گردید علاوه بر مشروعیت بخشی به حاکمیت اسرائیل، اجماعی گسترده علیه جمهوری اسلامی شکل گیرد و که نتیجه آن قطعنامه‌های متمادی شورای امنیت و قطعنامه تایید هولوکاست از سوی سازمان ملل بود.

با پایان دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد و حضور حسن روحانی در کسوت هفتمین رییس جمهور ایران، زمزمه‌های تغییر در سیاست خارجی ایران به گوش رسید و صحبت تلفنی روحانی با اوباما سرآغاز حرکتی گردید که کاهش تنش‌های ایران و جامعه بین‌المللی را نوید می‌داد، هرچند دولت اسرائیل از این نزدیکی اظهار ناخشنودی می‌کرد.

در این زمینه باید گفت اتفاقات سالیان اخیر به ویژه تحولات در کشورهای عرب منطقه دولت‌مردان اسرائیل را به تکاپو واداشت که نقش خود را گسترش داده و از انزوایش جلوگیری کند و نزدیکی ایران و آمریکا با وجود ایدئولوژی متضادش باعث می‌گردید که نقش راهبردی ایران در منطقه جایگاه ویژه‌ای پیدا کند و منافع اسرائیل را به خطر اندازد.

توافقات ژنو و راهکار پایان یافتن بحران هسته‌ای ایران نیز به مذاق رهبران اسرائیل خوش نیامده است و اعلام این مساله از سوی بنیامین نتانیاهو که توافق هسته‌ای با ایران اشتباهی تاریخی است نمایانگر این نگرانی دولت‌مردان اسرائیل است.

در این میان کشورهای عرب منطقه نیز سود خود را در ادامه منافشه بین ایران و اسرائیل دنبال می‌کنند به گونه‌ای که “ولید بن طلال” شاهزاده و میلیاردر سعودی در خصوص موضع اسرائیل در قبال برنامه هسته‌ای ایران بیان کرده است: ما دشمنی اسرائیل مقابل ایران را می‌پسندیم و از شیعه و ایران دل خوشی نداریم.

وی دشمن اصلی عربستان سعودی را ایران خوانده است و می‌گوید: ایران یک تهدید تاریخی برای ما بوده و خواهد بود و ایران است که تهدید به شمار می‌رود نه اسرائیل.

سخنان این شاهزاده سعودی کم و بیش سیاست خارجی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در قبال ایران را بیان می‌کند و آنها بهترین وسیله برای جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه را دامن زدن به تخاصمات بین ایران و اسرائیل جستجو می‌کنند زیرا سران عرب هرگز برای فلسطینیان ارزش قائل نبوده و نگران آنها نبوده‌اند و صلح با اسرائیل را بهترین روش برای ضربه زدن به منافع ایران در منطقه می‌دانند.

در این میان حاکمان جمهوری اسلامی نیز به خوبی بر این نکته واقف هستند که دیگر تبلیغات در خصوص مظلومیت مردم فلسطین و دادن شعارهای حماسی مانند مرگ بر اسرائیل جایگاه خود را در میان مردم از دست داده است و جز بخش اندکی از مردم در سایر اقشار جامعه تاثیر گذاری خود را از دست داده است. این در حالى است که مظلومیت فلسطین، 

در اروپا و آمریکا موضوع کمپین هایى مدنى و غیر دولتى است زیرا سوء استفاده از مصائب فلسطینى ها، موضوعیت این حقیقت را در جامعه زیر سؤال نبرده است.

ترجیح منافع ملى بر شعارهاى ریاکارانه از یکسو و مهار زیاده خواهى جریان هاى تندروى اسراییلى و ایرانى،  می‌تواند راهگشای حرکتی گردد که که سران دوکشور فارغ از افراط گرایی بر اساس واقعیات بین‌المللی در مسیر کاهش تنش در منطقه گام بردارند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large