Skyscraper large

عبرتهای یک “فاجعه” شهری

f5f5f5f5f -  کامبیز نوروزی kambiz noroozi

کامبیز نوروزى

یکم. فاجعه مرگ ساده دو زن بی‌گناه در یک آتش سوزی در ساعات عادی روز در مرکز شهر تهران، نخستین فاجعه شهری نیست که در تهران رخ می دهد. در چند سال اخیر فجایع شهری زیادی در تهران اتفاق افتاده است اما چرا اخبار همین فاجعه توسعه می یابد؟ پاسخ این پرسش در چیزی به نام عنصر “خبر” نهفته است: 

الف) آتش سوزی در ساعات کاری روز و مرکز شهر رخ داد. 

ب) محل حادثه در مرکز تهران در یکی از شلوغ‌ترین مراکز تجاری‌اداری و مسکونی تهران واقع است. با این مشخصات ، شاهدان عینی فراوانی با چشم‌های حیرت زده، و بعضی هم اشکبار، همه چیز را کاملاً دیدند. از شعله‌های حریق تا آدم‌های در حال مرگ، خرابی تجهیزات آتش نشانی و بالاخره ، سقوط دو زن و مرگ آنها. حضور خبرنگار عکاس خبر گزاری فارس و عکس‌های درخشان او از جزئیات فاجعه و انتشار آنها، که به سرعت در همه سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی به گردش می افتد، در مدتی کوتاه ، عمق فاجعه را در چشم همگان فرو می کند. در فجایع شهری دیگر، شرایط وقوع فاجعه به شکلی بوده که “شهرداری توانسته بود از گردش آزاد اطلاعات جلوگیری کند” و به این ترتیب مانع از آن شود که مردم وسایر مسئولان کشور از آنچه اتفاق افتاده است آگاه شوند. این فاجعه شهری نشان می دهد که بدون گردش آزاد اطلاعات، خرابی‌های مدیریتی، از جمله مدیریت شهری تهران “در هزار توی قدرت “پوشیده می شود و مکتوم می مانند. “در واقع این بار شهرداری نتوانست این فاجعه شهری را از چشم‌ها دور بدارد”. اگر چه واحد سازمانی عمل کننده در فاجعه ، سازمان آتش نشانی بود با کارکنانی فداکار و شجاع، اما باید توجه داشت که این سازمان تحت مدیریت شهردار و شهرداری تهران است و به همین دلیل است که مسئولیت اصلی با شهرداری است. 

در تهران فجایع شهری فراوانی رخ می دهند اما “هیچ گاه شهرداری در مورد آنها اطلاع رسانی نمی کند “و اخبارش فقط زمانی مطرح می شوند که تصادفاً خبرنگاری از آن گزارش دهد و موضوع به شبکه خبری جامعه وارد شود. 

بنا به گزارش‌های پایگاه خبری سازمان آتش نشانی، در ۹ ماه نخست سال ۹۲، در اثر گودبرداری‌های غیر اصولی و نادرست ساختمانی، بناهای مجاور فروریخته و در این ۱۹ حادثه ، ۱۸ نفر جان خود را از دست داده. و دهها نفر هم مجروح شده اند. روشن است که این حوادث، خانمان چند ده خانواده را ویران ساخته اند. مسئولیت نهایی نظارت بر رعایت اصول ساختمانی بر عهده شهرداری است و اگر چه هر ساختمان مهندس ناظر هم دارد ولی این شهرداری است که باید بر ساخت وسازها نظارت کند و مانع از گودبرداری‌های غیر اصولی شود. این آمار بالا نشانی از کیفیت عملکرد شهرداری و نهاد بالادستی آن یعنی شورای شهر تهران است. آیا تا حال کسی از شهرداری تهران یا شورای شهر پرسشی در این موارد کرده است؟ آیا شهرداری تهران کمترین مسئولیتی در این فجایع شهری برای خود قائل است؟ آیا شورای شهر این مرگ‌ها را پیگیری کرده است؟ 

مرگ ۱۸ نفر بر اثر ریزش آوار حتی بیش از مرگ این دو زن فاجعه بار است ، اما نه شهرداری خبری می دهد ، نه شورای شهر اقدامی پیشه می کند . آنچه را که در حادثه مرگ دلخراش این دو بانو روی داد ، نمی توان مستقل از کیفیت مدیریت شهری تهران مورد بررسی قرار داد . شهری که می رود تا به “فاجعه “عادت کند .

مرگ ۱۸ نفر و فروپاشی زندگی چندین خانواده مصداق بارز فاجعه است. مرگ هایی ارزان قیمت که مثل تیرغیب نازل شده اند. 

حادثه ریزش گودبرداری عظیم پروژه ایران زمین نیز نمونه دیگری است که اگر به حسب تصادف و اتفاق یکی از کارگرها چند دقیقه جلوتر متوجه نمی شد ، می توانست به مرگ ده‌ها نفر و وقوع فاجعه‌ای دیگر منتهی شود. گذشته از این که اساساً این پروژه، مطابق تصمیم شورای عالی معماری وشهر سازی، کلاً خلاف بود ، این حادثه نشان دیگری عملکرد نادرست “شهرداری “در نظارت بر اجراست . 

در جریان احداث پل صدر، که گویا هنوز هم گزارش مالی کامل آن را شهرداری به شورای شهر نداده است ، حوادث متعددی اتفاق افتادند که منجر به صدمات جانی متعدد شد، ولی شهرداری باز هم اخبار را منتشر نکرد. 

آیا فاجعه مرگ دو زن در آتش سوزی ساختمان خیابان جمهوری می تواند مدخلی به رازگشایی از اوضاع و احوال مدیریت شهری “و شهرداری تهران “باشد؟ 

دوم. دستور آقای رئیس جمهور به وزیر کشور در خصوص تحقیق و پیگیری حادثه، بیش از اینکه نشان دهنده احساس مسئولیت رئیس جمهور باشد حاکی از آن است که: 

اولاً؛ فشار افکار عمومی ابزاری مهم وموثر برای کشاندن دستگاه‌های دولتی و سازمان‌های عمومی ( مانند شهرداری) به حیطه ی مسئولیت پذیری و جوابگویی است. این، کاری است که رسانه‌ها مقدماتش را فراهم می کنند.اگر همین فاجعه در زمان یا مکانی رخ می داد که چشم جامعه آن را نمی دید، می توان گمان برد این واکنش‌ها از سوی مقامات رسمی، از جمله رئیس جمهور هم شکل نمی گرفت و مرگ این دو زن نیز مثل مرگ آن ۱۸ نفر مکتوم و پنهان می ماند و آب ار آب تکان نمی خورد. 

ثانیاً؛ مداخله آقای رئیس جمهور، به وضوح نشان دهنده ناتوانی محض شورای اسلامی شهر تهران در انجام وظایف قانونی است. شورای تهران، از دوره گذشته، “تحت ریاست دکتر مهدی چمران”، هیچ گونه اقتداری نسبت به شهرداری نداشته است. در این دوره هم، که چند ماه از عمر آن می گذرد، دست کم بر اساس آنچه آشکار است، از شورای شهر تهران هیچ عملکرد روشن و مثبتی که نشان دهنده اقتدار شورا(به عنوان نهاد بالادستی شهرداری) باشد دیده نمی شود. “چنین به نظر می رسد که شهرداری محمدباقر قالیباف هر کار که بخواهد می کند”، شورای شهر هم در ناتوانی تمام فقط به تشکیل جلسات و تماشا بسنده کرده است و حتی نه رئیس و نه سخنگوی شورا به فکر اطلاع رسانی کامل و گزارش دادن به مردم نیستند. تردیدی نیست، اگر شورای شهر تهران در طول دوره خدمت خود مختصر قابلیتی از خود نشان داده بود نیازی نبود که رئیس جمهور و وزارت کشور مداخله کنند. “از مهدی چمران در زمان ریاستش انتظاری نبود”. اما از شورای این دوره با اعضا و هیأت رئیسه که دارد ، انتظار بسیار بسیار بیش از اینها است.  

 


  • پی نوشت: این بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی فقط متوجه شورای شهر تهران نیست . مطبوعات هم به همین اندازه مقصرند. در یک یادداشت هزار کلمه‌ای که ازبنده در یکی از بهترین و معتبرترین روزنامه‌های کشور(که دوستان عزیز ومحترم خودمانند) ، تحت عنوان اصلی “عبرتهای یک فاجعه شهری” و عنوان ساختگی ” عبرتهای یک شوک شهری” (!) روز پنجشنبه منتشر شد در۱۲مورد دچارتغییرو سانسورشد ، بدون اطلاع واجازه من ! مثلا نام قالیباف یا چمران حذف شده . متن سالم را همینجا تقدیم می کنم . عبارات داخل گیومه ، در متن چاپ شده حذف شده اند. فارغ از ممنوعیت چنین کاری در روزنامه و بحث اخلاق حرفه‌ای ،وقتی قالیباف این نوع مصونیتها را احساس می کند ، این شیوه‌های رفتاری‌اش طبیعی خواهدبود. (فیس بوک نویسنده)
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large