Skyscraper large

بدبینیِ شناخت؛ خوشبینیِ اراده

sdg694-amin bozorgiyan امین بزرگیان

امین بزرگیان

یک: ”توافق ژنو یعنى تسلیم قدرت هاى جهانى در برابر خواست ملّت بزرگوار ایران.”

هیچ شکى نیست که این جمله روحانى در خوزستان، دروغ است. خود گوینده هم مى داند. همه ما مى دانیم. دولت، -هر دولتى- ماهیتى اساساً دروغگو و فریبکار دارد. کنترل ، تنظیم و سلطه نیازمند فریب است. فریب چیزى نیست جز روایت خلاف واقع. روحانى براى زدودن آثار آنچه احمدى نژادیسم به بار آورده است، تلاش مى کند. اما ابزار او ابزار دولتى است. 

 چیزی بیرون از مکانیزم هاى دولتى براى این زدودن وجود ندارد. او براى کم کردن از خسارات آنچه فریبکارى هاى احمدى نژادیسم به بار آورده است، دروغ مى گوید و فریب مى دهد. توهم دولت راستگویان، ایده اى آخرالزمانى و مسیانیستى است. ایستادن پشت دولت، در هر صورت، ایستادن پشت دروغ است. 

قبلاً نوشتم که مقام رهبرى در ابتداى دوران حکومتش جایی گفته بود: عشق به خمینى عشق به تمام خوبى هاست. این جمله را کم مانده بود در اتاق خواب های کودکی مان نیز اسپرى کنند. برخى گویا این را به گونه اى دیگرباور کرده اند. آنها سرشت “دولت” را فارغ از آنهایى که آنرا اشغال کرده اند نادیده مى گیرند.دولت در همه جا و با هر عنوانى اساسا نهادى است فریبکار. نمى توان عاشقش شد. بهتر است جمله مقام معظم را اصلاح کنیم: عشق به دولت، عشق به تمام بدى هاست. 

دولتِ خوب ترکیبی است پارادوکسیکال که پس از مدت کوتاهى پارادوکس هایش را نشان عشاقش مى دهد. اینکه ظریف از متکی و روحانی از احمدی نژاد بهتر است، برشمردن امتیاز آنها در اداره جامعه است، عاشقشان نمى شود شد. من هم خوشحالم که مثلاًظریف وزیر امور خارجه شده است؛ اما لطفا عاشقش نشوید او معشوقه دارد؛ قدرت. 

دو: اما سانتى مانتالیسم دولتى نباید منجر به سانتى مانتالیسم ضد دولتى شود. این حقیقت که دولت اساساً ماهیتى فریبکار دارد اگر منجر به این شود که تفاوت واقعاً موجود بین دولت خاتمى و احمدى نژاد و مجلس پنجم و ششم را نبینیم یا نخواهیم ببینیم، در واقع با حباب در حال جنگیم. حرف هایمان به تعبیر گرامشى، گشودن امکاناتى براى رهایى نیست، بلکه خودش نوعى آگاهى کاذب است. بیراه نیست که او این تز را پیش مى کشد که: بدبینی شناخت مانع خوشبینی اراده نیست. 

شاید در تکمیل، این عبارات تروتسکى به نقل از کتاب تروتسکى و تراژدى روشنگر باشد:«ننگ‌ از این‌ بالاتر نیست‌ که‌ کسی‌ قول‌ بدهد که‌ پس‌ از اینکه‌ هیتلر به‌ قدرت‌ رسید، کارگران‌ او را از سر راه‌ برخواهند داشت‌. با این‌ کار، راه‌ سلطة‌ هیتلر هموار می‌شود… آن‌ کسانی‌ که‌ خود را عقل‌ کل‌ می‌دانند و ادعا می‌کنند که‌ فرقی‌ میان‌ برونینگ‌ و هیتلر نمی‌بینند، در واقع‌ حرفشان‌ این‌ است‌ که‌ فرقی‌ نمی‌کند که‌ تشکیلاتشان‌ وجود داشته‌ باشد یا نابود شده‌ باشد. در زیر اینگونه‌ لفاظی های‌ شبه‌ رادیکالی‌، کثیف‌ترین‌ نوع‌ بی‌کنشی‌ نهفته‌ است‌.» 

چندی‌ پیش‌ از اینکه‌ هیتلر صدراعظم‌ شود، تلمان‌، رهبر کمونیستهای‌ آلمان‌، گفت‌ که‌ هشدارهای‌ تروتسکی‌ «نظریة‌ یک‌ فاشیست‌ سراسر ورشکسته‌ و ضدانقلاب‌ است‌». اما هنوز شش‌ ماه‌ نگذشته‌ بود که‌ کمونیستهای‌ آلمان‌ پشت‌ سیم های‌ خاردار اردوگاه های‌ نوبنیاد کار اجباری‌، صدای‌ پیامبری‌ را که‌ بر او خندیده‌ بودند، به‌ یاد آوردند.

 


  • فیس بوک نویسنده
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large