Skyscraper large

به صداقت بازگردیم

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

بی شک دیروز یکی از مهمترین روزهای تاریخ سیاسی دهه ی اخیر ایران بود. برای اولین پس از ۱۰ سال توافق نامه ای به اجرا در آمد که در آن تحریم هایی علیه ایران نه تصویب بلکه لغو شد. در واقع اجرای فاز اول از “برنامه اقدام مشترک” که در مذاکرات نوامبر سال ۲۰۱۳ به تصویب رسید بخشی از تحریم های قدرت های جهانی علیه برنامه هسته ای ایران را در ازاء تعلیق بخشی از برنامه اتمی ایران تعلیق کردند. 

اما این مهم در رسانه ها به اشکال مختلفی انعکاس پیدا کرد. از اردوگاه جنگ طلبان آمریکایی تا اقتدارگریان وطنی هر کدام برای به شکست کشاندن آن تلاش کردند. از سوی دیگر شاید زیاده گویی نباشد اگر بگوییم که به ازاء هر نفر خوشبین به تداوم این توافق ۱۰ نفر بدبین هم نشسته است و شرح ماجرا را تنها نظاره می کند.  

این داستان و تمام مباحث مجلس شورای اسلامی و کمیسیون امنیت ملی اش که جلسه های خصوصی و غیر علنی آنها با وزیر امور خارجه تیتر یک روزنامه ی کیهان است، تا بقایای ادبیات مقاومت ( بخوانیم بی تدبیری ) همه و همه در کنار مردمی بودند که ۲۴ خرداد نام حسن روحانی را به صندوق انداخته بودند تا چرخه های سوخت هسته ای بچرخد اما چرخ زندگی مردم هم بچرخد. ایران با همه ی این تضاد ها بنا به آنچه رهبر جمهوری اسلامی آن را نرمش قهرمانانه نامید وارد عرصه ی جدیدی از سیاست خارجی شد و اتفاقا محمد جواد ظریف با تجربه ی طولانی اش این نرمش را به مدالی که تا الان طلایی رنگ است بدل کرد. 

در واقع زمانی که برخی این تفاهم نامه را با معاهده ی ترکمانچای مقایسه می کنند درست مانند کسانی تحلیل ارائه می دهند که وزیر امور خارجه را با دکتر محمد مصدق مقایسه می کنند. تندروی هایی که تاریخ ایران در برش های متفاوت زمانی نمونه های آن را بسیار دیده اند. در حالیکه حداقل ۱۰ سال است که ایران در مسیر مقابله با خواسته های جامعه بین الملل ایستاده است و هزینه های بسیاری را به کشور تحمیل کرده و از سوی دیگر قفل های متعددی هم به چرخه ی یک مذاکره سازنده زده اند، واضح است که برای باز کردن آنها می بایست هم زمان صرف کرد و هم هزینه داد. 

در واقع تفاهم نامه ی ژنو عقب نشینی ایران از تهاجم بود و ورود به عرصه ی عقلانیت؛ این ایران بود که ۸ سال با دنیا سر جنگ ( به تعبیر مذاکره کنندگان مقاومت )‌ داشت و حالا به مانند طرفی از جنگ می بایست برخی از ساز و کارهای مذاکرات پس از جنگ را بپذیرد.

داستان اما آنجا دچار مشکل می شود که اگر از نمایندگان جبهه پایداری در مجلس و نمایندگان منصوب نهادهای نظامی انتظار صداقت در برابر مردم نرفته و نمی رود اما کسی که آمده است تا با مردم صادق باشد و از آنان به همین دلیل رای گرفته، در اهواز می گوید “توافق ژنو یعنی شکست غربی ها در برابر مردم ایران “. حسن روحانی در واقع با استفاده از این ادبیات بسیاری را به یاد سفرهای استانی محمود احمدی نژاد و شعار های عوامفریبانه اش انداخت، ادبیاتی که صدای بسیاری از دوستان و هواداران رئیس جمهور را هم در آورد.

سفر استانی حسن روحانی فرصتی بود تا این سیاست ها از عرصه ی عمومی کشور رخت بربندد و مردم حداقل اگر در مورد وعده های سیاسی و اجتماعی حسن روحانی روزنه های امیدی نمی بینند، بتوانند باور کنند آن کس که حرف های عوام فریبانه می زد رفته است.

شاید تکرار این بخش از بیانیه ی میرحسین موسوی پس از تایید انتخابات سال ۸۸ خالی از لطف نباشد، آنجا که راه غلبه بر بحران را در صداقت می دانست.

«به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟ مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند».

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large