Skyscraper large
على اصغر حاج سیدجوادی در گفتگو با راه دیگر:

میزگرد میان حکومت و مخالفان تنها راه حل است

d68fg45df744f

مژگان مدرس علوم

«تشکیل یک میزگرد برای حل مشکلات کشور و بدون خشونت تنها راه حل باقی مانده است؛ همانگونه که در لهستان پشت میزگرد نشستند»؛ این پیشنهاد علی اصغر حاج سید جوادی (از پیشکسوتان قلم و سیاست و از نویسندگان ممنوع القلم در اواخر دوران پهلوی) براى خروج از وضعیت کنونى ایران است. 

در ادامۀ حملات سازماندهی شده علیه جنبش سبز و رهبران آن طی هفته های اخیر، سایت رهبر جمهورى اسلامى در آستانه سالگرد تظاهرات حکومتی ٩ دی ماه با انتشار یک پوستر، بیست و دو عنوان را فهرست کرده و آن‌ها را از گناهان نابخشودنی دانسته است. 

در این پوستر مواردی نظیر «زمینه سازی برای ناامنی و اغتشاش، نابود کردن حادثه افتخار آمیز انتخابات پرشور ۸۸، هتک آبروی نظام در مقابل ملت‌ها، تهمت به نظام اسلامی و امیدوار کردن جبهه دشمن» به عنوان بخشی از جرم‌های نابخشودنی رهبران جنبش سبز قید شده است.   

همزمان نیز هواداران رهبر جمهورى اسلامى به میدان آمدند و به تکرار تفسیرهای چهارساله درباره کودتای انتخاباتی ۸۸ پرداختند و نسبت به تکرار “فتنه” هشدار دادند. در یکی از این موضعگیری ها معاون ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، با ادعای “لزوم تشدید حصر سران فتنه” گفته است که وزارت اطلاعات باید نسبت به شکل‌گیری فتنه‌های جدید مراقبت کند چراکه دو ضلع فتنه که خارج از حصر هستند فتنه را مدیریت می‌کنند. 

علی اصغر حاج سید جوادی با تاکید بر اینکه «فتنه خود آقای خامنه ای است و به اشتباه مدام این کلمه را تکرار می کنند»، در گفتگو با “راه دیگر” در خصوص ریشه تاریخی واژه “فتنه” توضیح داده و می گوید: “آقای خامنه ای و هواداران او، بانیان جنبش سبز یعنی آقایان موسوی و کروبی را فتنه نام گذاشته اند، جا دارد در ابتدا به ریشه تاریخی فتنه اشاره ای کنم. واژه “فتنه” از شیخ فضل الله نوری شروع می شود و از آقای خمینی می گذرد و به آقای خامنه ای می رسد. در حقیقت، داستان فتنه این است که شیخ فضل الله نوری در وقایع انقلاب مشروطه به حمایت از محمد علی شاه و به مخالفت با سید محمد طباطبائی و عبدالله بهبهانی – دو روحانی مشروطه‌خواه- برخاست و مشروطه را فتنه خواند و خواستار مشروطه مشروعه بود.” 

وی بعد از این مقدمه کوتاه در مورد واژه فتنه، ادامه می دهد: “آقای موسوی از جوانان اسلامی اول انقلاب بود و جنگ را هشت سال اداره کرده بود، وارد عرصه انتخابات شدند و مردم هم که شعارهای او را دیدند به او رای دادند. در واقع، آقای موسوی اصلاح گرا بود. آقای خامنه ای که هم در دوره هشت ساله ریاست آقای خاتمی نشان داده بود که با اصلاحات مخالف است، اگرچه آقای خاتمی در محدوده نظام ولایت اصلاح گرا بود که در جای خود فضیلت است اما او را به تدارکاتچی تبدیل کردند. اگر خاطرتان باشد آقای موسوی در شعارهایشان گفتند اگر رئیس جمهور شوند صدا و سیما باید به دست دولت بیفتد و مقامات نظامی و انتظامی باید زیر دست دولت فعالیت کنند؛ یعنی اختیارات رهبر در قانون اساسی را می خواست به دولت بدهد. آقایان هم که احساس کردند که آقای موسوی عنصر خطرناکی برای حیات آنهاست و از سوی دیگر چون موسوی از انقلابیون و درون رژیم بوده است نمی توانند براحتی از دست او خلاص شوند، تصمیم گرفتند که جلوی رئیس جمهور شدن او را بگیرند که حوادث سال ۸۸ پیامد آن بود. رژیم برای پایان دادن به اعتراضات مردمی به جای پاسخگویی رهبران معترض را بدون محاکمه و غیرقانونی به حصر درآورد. حالا هم بعد از گذشت نزدیک به سال رژیم مستاصل مانده است که با آقایان موسوی و کروبی چه کند. برای همین هم هست که فشار می آورند که آنها معذرت بخواهند و توبه کنند و آنها هم جواب دارند که توبه برای چه؟! و یا از آنها می خواهند که در یک گوشه ای ساکت بنشینند و باز جواب آنها این است که به چه دلیل باید نسبت به مسائل کشور ساکت باشند؟! اگر هم بخواهند آنها را محاکمه کنند که خیلی مسائل مشخص می شود و به همین دلیل از محاکمه آنها واهمه دارند. اگر خاطرتان باشد و مروری به حوادث سال ۸۸ داشته باشیم بعد از انتصاب احمدی نژاد توسط خامنه ای مردم گفتند “رای ما کو؟” و بعد از برخورد رژیم با مردم معترض مردم فریاد زدند “مرگ بر دیکتاتور” و مردم همان زمان فهمیدند که آقای خامنه ای اصل و اساس فتنه است. و رژیم هم برای توجیه خود فتنه را به جنبش سبز و آقایان موسوی و کروبی یعنی در حقیقت مردم نسبت داد. در هر حال این ماجرای “فتنه” است که خودشان متوجه نیستند و آن را مدام تکرار می کنند در حالیکه فتنه خود آقای خامنه ای است و مستاصل مانده اند که با آقایان موسوی و کروبی چکار کنند.” 

حسن روحانی در سخنانی بحث برانگیز بمناسبت روز ۹ دی اعتراضات مردمی سال ۸۸ را به دخالت بیگانگان نسبت داد و حضور مردم در انتخابات ۹۲ را ناشی از مدیریت و درایت رهبری دانست. اظهاراتی که با واکنش های منفی از سوی نیروهای اصلاح طلب روبرو شد. 

در این زمینه، حاج سید جوادی معتقد است که راه حل کنونی مشکلات کشور آقای روحانی نیست چراکه رئیس جمهور در کشور تحت استبداد ولایت مطلقه کاره ای نیست. او سپس به تشریح شرایط سیاسی می پردازد و خاطرنشان می کند: “همانگونه که همه می دانند در ایران حزب سیاسی مستقل و با برنامه مشخص و صاحب ارگان و نشریه وجود ندارد، علت آن هم استبداد مطلقه است. آقای روحانی را هم مانند آقای خاتمی و موسوی حزب انتخاب نکرده است و اصل قضیه آمدن ایشان حل مسئله هسته ای ایران و تعدیل فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم ها بود. بنابراین به اعتقاد من ایشان نمی توانند نماینده مردم باشند، چراکه در اصل ۵۷ قانون اساسی آمده است قوای حاکم بر مملکت یعنی قوای مقننه، مجریه، قضاییه زیر نظر ولایت مطلقه است؛ یعنی تاج شاهنشاهی تبدیل به عمامه دیکتاتوری مطلقه شده است. بارها هم نوشته ام که رئیس جمهور مطابق با قانون اساسی کشور هیچ سمتی ندارد و تمام سمت های اصلی طبق ماده ۱۱۰ از او گرفته شده است و در اختیار رهبری است. رئیس قوه قضاییه منصوب رهبر است و وزیر دادگستری مترسکی زیر دست رئیس قوه قضاییه است. حکایت مجلس شورای اسلامی هم که بر همان معلوم است و زیر نظارت رهبر است. با این اوصاف آقای روحانی چگونه می تواند اعتدال گرا باشد و آزادی بیان، آزادی احزاب، آزادی انتخابات و…را در کشور پیاده کند و به مطالبات مردم پاسخ دهد. با این رژیم سه آستره و قدرت مافیایی چگونه می تواند با تدبیر و اعتدال از حق مردم دفاع کند. فلسفه مردم در انقلاب مشروطیت این بود که شاه باید مطلقیت را کنار بگذارد و در سال ۵۷ هم آرمان مردم خلاصی از استبداد بود و آقای خمینی با سرقت دین و دولت بر سلطنت نشست بنابراین این خانه از پای بست ویران است.” 

این مبارز ترقی خواه و ضد استبدادی می افزاید: ” خود آقای روحانی می گوید که خزانه کشور خالی است که البته خزانه برای تولید سالم و اقتصاد کشور خالی نشده است، بلکه آقای احمدی نژاد با هشتصد هزار میلیارد دلار پول هدر شده خزانه را خالی کرده است. مردم در تونس و مصر فریاد برآوردند که ما آزادی و راحتی می خواهیم. مردمی هم که در انتخابات به سمت خاتمی و موسوی و روحانی رفتند برای همین آزادی بود، اما با دیکتاتوری آقای خامنه ای که نماینده مستقیم مردم نیست هیچگاه اجازه رسیدن به آزادی داده نخواهد شد. بنابراین آقای روحانی در این چهار سال نمی تواند کاری انجام دهد. فرمول ریاضی قضیه هم این است که آقایان دریافته اند که نظام ولایت فقیه ورشکسته است و مانده اند که چگونه بدون آبروریزی آن را پایین بیاورند. فراموش نکرده اید که دو هفته قبل از انتخابات آقای خامنه ای با التماس گفت ای مردم اگر با ما هم مخالفید بخاطر مملکت رای دهید. این نشانه استیصال است و نشان می دهد که سقف رژیم شکسته است. زمانیکه قدرت با فساد آلوده شد استبداد مطلقه است و هم اکنون رژیم این شرایط را دارد و در یک بن بست کامل قرار گرفته است.” 

علی اصغر حاج سید جوادی “میز گرد” را بعنوان راه حلی برای برون رفت از بحران سیاسی کشور پیشنهاد داده و تصریح می کند: “به اعتقاد من تشکیل یک “میز گرد” برای حل مشکلات کشور و بدون خشونت تنها راه حل باقی مانده برای رژیم است. همانگونه که در لهستان پشت میز گرد نشستند و در آفریقای جنوبی، نلسون ماندلا وارد مذاکره شد و حکومت را به دست مردم دادند. بنابراین، راه حل آقای روحانی نیست و دولت بدون قانون و حمایت مردم نمی تواند کاری انجام دهد. مشکل هم به قبل باز می گردد زمانیکه آقای خمینی گفت “جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه کلمه بیش” آن زمان باید آقای مهندس بازرگان قبول نمی کرد، چراکه در آن زمان تاریخی آقای خمینی کسی را مانند آقای مهندس بازرگان برای ریاست دولت نداشت. پیش نویس قانون اساسی را تحمیل کردند و قدم به قدم قانون اساسی تبدیل به ولایت مطلقه فقیه شد و تا این قانون اساسی وجود دارد و اصلاح نشود هیچ راه حلی وجود ندارد. مگر اینکه افرادی نظیر ماندلا پیدا شوند و بگویند گذشته را فراموش نمی کنیم، اما گذشته را به انتقام کشی و خشونت نمی کشانیم. اگر رژیم قبول کند که عقلا پای میز مذاکره بنشینند، و بپذیرد که جنبش سبز و آقای موسوی و کروبی دارای قدرت مردمی هستند، اطمینان دارم آنها هم مانند ماندلا اگرچه گذشته را فراموش نمی کنند اما برای مملکت پای میز مذاکره خواهند نشست تا قدرت مطلقه پایین کشانده شود و قدرت به دست مردم داده شود.”

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large