Skyscraper large

تندروى چیست؟ کندروى کدام است؟!

javad1 - Copie-محمدجواد اکبرین mohamad javad akbarein

محمدجواد اکبرین

این روزها رسانه ها پر است از نقش «تندروها» در “کُندىِ”رسیدن به توافق ژنو و تاثیرى که این جماعت بر ناکامى امیدهاى رأى دهندگان به آقاى  روحانى دارند.

مشهور است که جریان هایى مانند “جبهه پایدارى” و چهره هایى مانند آقاى مصباح یزدى و دنباله هاى او در مجلس را، مصداق “تندروى” و افراط مى دانند.

اما به نظر مى رسد مشکلى که گریبان فرهنگ، سیاست، امنیت و اجتماع ما را گرفته “تندروى” نیست؛ بماند که چندان برایم روشن نیست که چگونه مى شود گروهى را تندرو و گروهى دیگر را کندرو خواند؟ ملاک و معیار تندروى با کندروى چیست؟ مثلا برخى پیگیرى رسانه اىِ قتلهاى زنجیره اى در دوران اصلاحات را مصداق تندروى مى دانند و نقد بى مهاباى قدرت را سوء استفاده از آزادى مى شمارند؛ برخى دیگر طرح مطالبه ى رفع حصر و هشدار به دولت براى تحقق شعارهای محورى اش را تندروى مى خوانند و به دولت آقاى روحانى هشدار مى دهند که اعتدال را رعایت کند و در دام تندروها نیفتد. 

کنشگران سیاسى و فرهنگى، معیارها و آرمان هایى دارند که حرکت شان را با همان معیارها مى سنجند و در میان آدمیان متوسط هیچکس نمى تواند خود را معیار حرکت دیگرى بداند به ویژه آنانکه به علت برخوردارى از قدرت و ثروت، روانِ شان آسیب پذیرتر از دیگر آدمیانند. 

اینجاست که آنچه مرز روشن درستى و نادرستىِ رفتارها در ایران امروزست تندروى و کندروى (افراط و تفریط) نیست بلکه رفتار اخلاقى و غیراخلاقى است؛ براى مثال از همین توافق هسته اى آغاز کنیم؛ در خبرها آمده که رییس پیشین سازمان انرژى اتمى ایران که در دورانِ محمود احمدى نژاد این سمت را بر عهده داشت از سیاست هسته اى حسن روحانى به شدت انتقاد کرده و گفته که «اگر سعید جلیلى یک دهمِ این امتیازها را مى داد الان رییس جمهور بود»! 

معناى این سخن جز این نیست که مردم با سیاست هسته اى گذشته مخالفند و حتى کسى که «یک دهمِ این امتیازها را بدهد» را هم بر سیاست هاى گذشته ترجیح میدهند. براى همین هم کسى را به عنوان رییس جمهور برگزیده اند که چرخ زندگى شان را به بهاى چرخه ى هسته اى متوقف نکند و نگذارد امور بر منوال سیاست هاى گذشته پیش رود. وقتى کسانى در عین اعتراف به اینکه مردم آنها را نمى خواهند باز هم کارشکنى مى کنند «تندروى» نکرده اند بلکه رفتارى غیراخلاقى مرتکب شده اند. 

مثال دیگر در حوزه سیاست داخلى؛ وقتى رییس و سخنگوى قوه قضاییه بارها از تعبیر «جرم و مجازات» براى حصر استفاده مى کنند، تندروى نکرده اند بلکه به صراحت از “عدالت” خارج شده  اند و دیگر صلاحیت قضاوت ندارند زیرا بدیهى است که جرم و مجازات، نتیجه روندى است که با شکایت، ادعانامه و کیفرخواست آغاز مى شود، با حق داشتن وکیل [و در اتهام سیاسى باحضور هیئت منصفه] ادامه مى یابد، دادگاه تشکیل مى شود و متهم از خود دفاع مى کند و سپس حکم صادر مى شود و در صورت اثبات «جرم» و صدور حکم، تازه «مجازات» معنا پیدا مى کند؛ وقتى در دعوایى که دو سو دارد و رهبر جمهورى اسلامى در نظر معترضان، همان اندازه متهم است که رهبران جنبش سبز در نظر هواداران رهبرى؛ دستگاه قضایى از بى طرفى خارج مى شود و نقش سخنگوى رسمى بیت رهبرى را ایفا مى کند، اینجا دیگر مشکل، «تندروى قضات» نیست بلکه مشکل، خروج آنها از عدالت و اخلاقِ قضاوت است. 

مثال دیگر در حوزه رسانه ها؛ مشکل رسانه هایى چون کیهان، فارس و رجانیوز، تندروى نیست، بلکه «دروغگویى» است، آنها همواره اتهاماتى را  علیه اشخاص حقیقى و حقوقى مطرح مى کنند بدون اینکه هراسى از محکمه و محاکمه داشته باشند… وقتى اخلاق نباشد ومحکمه هم مهارى براى بى اخلاقى ها به شمار نیاید و رییس قوه قضاییه خود شرم آورترین دروغ ها را بگوید و مخالفانش را به انواع تهمت ها متهم کند، وقتى على مطهرى، در جایگاه یک نماینده مجلس، دستگاه قضایى را متهم به تاثیرپذیرى از بازجویانِ امنیتى مى کند بلافاصله به دادگاه احضارش مى کنند؛ باید واژه هاى دیگرى براى توصیف این وضعیت جستجو کرد.

تهمت و دروغ» است که مشکلات کشور را به کلاف سر در گم تبدیل مى کند و از قانون نیز ابزارى بى اثر و بیهوده مى سازد وگرنه در میان انسانهاى متوسط، «قانون» ملاک عمل است و در ذیل قانون، هر رفتارى محترم است. 

“تندروى” واژه مناسب و منصفانه اى براى توصیف “دروغگویى و بى عدالتى” نیست. 

 


  • بازنشر از ملى مذهبى
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large