Skyscraper large

هراس «برادر حسین» از چیست؟

fg89h7777g

مرتضی کاظمیان

دیری است که مدیرمسئول منتصب رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، هیچ مرزی را برای نواختن سیدمحمد خاتمی رعایت نمی‌کند. تمام همّ و غم «برادر حسین»، به انزوا بردن و تهدید مرد نخست اصلاحات، شده است. «اصلاحات» برای یکی از بزرگ‌ترین حامیان تمامیت‌خواهی در ایران، کابوسی پایان‌ناپذیر است. داوری افکار عمومی به‌جای خود؛ اگر دادگاه بی‌طرف و محکمه‌ی مستقلی وجود داشت، بارها حسین شریعتمداری را محکوم ساخته بود. افسوس که پشت‎‌گرمی او به کانون مرکزی قدرت و نهادهای اطلاعاتی ـ امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، بستری برای «تقدیس‌گر خشونت» فراهم آورده که بی‌ هیچ پروا، هر روز عنان زبان و قلم رها کند و علیه یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های سیاسی امروز ایران بگوید و بنگارد.

بعید است کسی از هزار فرسنگی علوم اجتماعی و علوم سیاسی گذشته باشد و صفحه‌ای در این حوزه‌ها تورق کرده باشد و از ادعاهای «برادر حسین»، به خنده نیافتد. او در سخنرانی جدیدش بار دیگر به حوادث تیرماه ۱۳۷۸ ارجاع داد و از «جلسات پی‌درپی یورگن هابرماس در اردیبهشت ۸۱» و «سفر ریچارد رورتی در خرداد ۸۳» و دیدارهای «مانوئل کاستلز و آلن تورن» در سال ۱۳۸۵ به‌عنوان اسناد مهم تکوین «فتنه» یاد کرد. و آنجا که جمعی از مخاطبان وی در تایید سخنان او شعار «خاتمی، اسرائیل، پیوندتان مبارک» سر دادند،  گفت: «این پیوند خیلی قبل بوده است و شما دیر آن را مطرح می‌کنید.»

این افسوس بجاست که «دانشگاه» در جمهوری اسلامی به چنان ابتذالی رسیده که ادعاها و اتهام‌های خنده‌خیز شریعتمداری علیه جمعی از استادان برجسته علوم اجتماعی و سیاسی، توسط گروهی که خود را «دانشجو» می‌دانند، این‌چنین مورد تأیید قرار گیرد. و نگارنده حیران است که آیا در جمع «اصول‌گرایان» و «راست»های ایران، کسی نیست که به مدیرمسئول منتصب رهبری توصیه کند، این حد از ابتذال و دروغ‌گویی و تحریف را کنار نهد؟!

سخنان تکراری و اتهام‌های مضحک «برادر حسین» به کنار؛ او در “کیهان” پنج‌شنبه، سطحی دیگر از هراس خود از خاتمی را عریان ساخت. آن‌جا که ضمن تکرار دروغ‌ها و تهمت‌های خود به خاتمی، به‌عنوان «یکی از سران فتنه آمریکایی ـ اسراییلی ۸۸»، خبر دیدارهای محتمل رییس جمهور اصلاحات با برخی مراجع قم را ـ به تعبیر خود ـ «فاش» ساخت، و نوشت: «ملاقات احتمالی وی با مراجع عظام تقلید، در صورت انجام، می‌تواند حریم مراجع بزرگوار تقلید را با این شائبه که آنان نستجیربالله نسبت به ساحت مقدس رسول خدا(ص) و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بی‌اعتناء هستند، خدشه‌دار کند.»

هراس «برادر حسین» از چیست؟ دیدار خاتمی با برخی مراجع قم، واجد چه تهدید و خطری برای فاشیست‌های وطنی است؟ جز رسواسازی دروغ‌های راست‌های افراطی و تلاش برای تبیین حقیقت و کوشش برای تکثیر همدلی و تکوین آشتی و بالا بردن سقف مدارا، سفر خاتمی واجد چه نتیجه‌ی دیگری خواهد بود؟

با وجود تمام ابزارهای تبلیغاتی حکومتی، راست افراطی در ایران به‌دلیل اتکا بر دروغ و تزویر و تهمت و افترا و تحریف حقیقت، چنان خود را بی‌پشتوانه می‌داند که از آشکار شدن گوشه‌ای از حقیقت نیز در هراس است و به هر طریق می‌کوشد از آن جلوگیری ‌کند. چنین است حکایت آغشته کردن «شنود»ها به دروغ و تحریف؛ چنان‌که خاتمی لب به شکایت می‌گشاید و می‌گوید: «درباره خودم می‌گویم که ای کاش شنود می‌شد یا آنچه بود، همان‌طور منتقل می‌شد به جاهای دیگر؛ نه اینکه مطالبی سرتاپا دروغ محض به نقل از من در بولتن‌ها بیاید و به بزرگان منتقل شود.»

حاکم شدن دولت اعتدال‌گرای روحانی، به ‌پشتوانه‌ی تغییرخواهی و امید لایه‌های اجتماعی ناراضی از وضع مستقر، «راست افراطی» در ایران را به غلیان وادار کرده است. عبرت اندوخته از تجربه‌ی اصلاحات، تمامیت‌خواهان نهایت پتانسیل خود را در عرصه‌های گوناگون به‌کار گرفته‌اند که مانع از گسترش دموکراتیزاسیون شوند. چنین است که «۹ دی» بهانه‌ای می‌شود برای کوبیدن بر طبل خشونت و دروغ و اتهام و تهمت، و تریبون‌های اقتدارگرا برای جلوه‌گری در برابر کانون مرکزی قدرت، با سخنان تندتر و افتراهای شدیدتر از هم سبقت می‌جویند.

اگر آزادی و امنیت لازم برای ابراز عقیده و بحث و مناظره در کار بود، بدیهی است که دکان «برادر حسین» خریداری نداشت. کجا که خاتمی در دانشگاه بنشیند و با ادبیات و گفتمان یک‌سره متفاوت خود با فاشیست‌ها، از مخاطبان دل‌ربایی کند و عطر عقلانیت و خرد بپراکند. اما وقتی حتی سخنرانی‌های صادق زیباکلام هم دیگر تحمل نمی‌شود، و در مقابل، تریبون‌های متعدد برای تحریف حقیقت در دانشگاه‌ها و اینجا و آنجای کشور، و نیز صدا و سیما، تکثیر می‌گردد، طبیعی است که مدیرمسئول کیهان حتی از دیدار خاتمی با مراجع قم نیز به هراس افتد، و در سرمقاله‌اش نسبت به تحقق این دیدار، زنهار دهد و هشدار.

شریعتمداری ـ که به‌قدر لازم به بولتن‌ها و نظرسنجی‌های محرمانه دسترسی دارد ـ به‌خوبی از عمق محبوبیت و مقبولیت اجتماعی خاتمی و رهبران در حبس جنبش سبز باخبر است. چنین است که در مجاهدتی ماکیاولیستی برای تداوم اقتدارگرایی زیر پرده‌ی تزویر، حکایت آن شده که نیزه‌ای بر تن خویش فرو برده بود و از قاتل بودن همسایه می‌گفت!

و در چنین آشفته بازاری، دستگاه قضایی که خود بازویی برای ارعاب و اختناق است، بی‌اعتنا به تهمت‌پراکنی‌های «کیهانیان»، حامی دروغ شده و مروج خشونت.

می‌ماند تأسفی نه فقط برای نظام سیاسی، که برای ایران؛ آن‌جا که رهبر جمهوری اسلامی، فرهیخته‌ی اخلاق‌گرا و مصلح و نجیبی چون خاتمی را از پیرامون خویش رانده، و شریعتمداری‌ها و طائب‌ها و نقدی‌ها را در کنار خویش، بال و پر داده. 

 


  • بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large