Skyscraper large

طعم ژنو، رنگ اوکراین، بوی تایلند

9f8gh7fg77g

رضا حقیقت نژاد

«فتنه جدید در راه است.» این جمله تازه یا عجیب نیست. پس از کودتای انتخاباتی ۸۸، اصولگرایان ایرانی بار‌ها به بهانه‌های مختلف خبر از فتنه‌های مختلف داده‌اند، فتنه‌هایی که سرچشمه در همه جا داشته‌اند، از بیت مراجع تقلید شیعه در قم تا دفتر اسفندیار رحیم مشایی. شخصیت ثابت قصه هم آمریکا بوده و اعوان و انصارش، در «فتنه جدید» هم چنین است. 

از اوکراین تا تایلند

«نحوه انعکاس وقایع اوکراین در برخی رسانه‌های اصلاح طلب داخلی و تکرار برخی خواسته‌های اغتشاشگران اوکراینی در کلام عددی از عناصر داخلی نیز تا آن اندازه قابل تأمل هست که فرض این تحلیل مبنی بر الگوگیری عمدی کسانی از حوادث اوکراین را قوی‌تر می‌سازد… برخی رسانه‌های اصلاح طلب داخلی تا آن اندازه به روزهای آخر حوادث تایلند توجه نشان دادند که حتی از آن با عنوان تجمع معترضان تایلندی در دفتر نخست وزیری! یاد کردند و یا تصاویری از این رخداد وارونه را نیز برگزیده و منتشر کردند.» این چند خط چکیده تحلیل مفصلی است که چند روز پیش در خبرگزاری فارس منتشر شد. این خبرگزاری همچنین دوشنبه ۲۵ آذرماه هم در تحلیلی دیگر به قلم رضا سراج، کار‌شناس وابسته به دستگاه‌های امنیتی حکومت ایران نوشت در صورتی که غرب در فرایند مذاکرات هسته‌ای، «نتواند فرآیند تغییر رفتار جمهوری اسلامی را رقم بزند، پروژه بی‌ثبات‌سازی ایران با الهام‌گیری از مدل اخیر اوکراین در وادار ساختن دولت این کشور به خواسته‌های طرف آمریکایی و اروپایی از طریق بی‌ثبات‌سازی این کشور توسط شبکه‌های سازماندهی شده در دستور کار قرار گیرد.» کیهان نیز در سرمقاله روز دوشنبه ۲۵ بهمن نوشت: «این پروسه به شکل غیررسمی یا نیمه‌رسمی آغاز شده و احتمالا در آینده به طور ویژه دنبال خواهد شد. مشابه پروسه‌ای که این روز‌ها در کشور اوکراین و با طرح شرط آزادی یولیا تیموشنکو، رهبر اپوزیسیون و آخرین نخست‌وزیر نارنجی‌ها دنبال می‌شود. این رویکرد البته در اوکراینکه از ساختار مردمی و مستحکمی نظیر جمهوری اسلامی برخوردار نیست، خیلی زود جواب داد و دولت اوکراین از مواضع خود در برابر غرب عقب‌نشینی کرد.»

ریشه‌های یک سناریو

روایت اصولگرایان از ریشه‌های «فتنه جدید» اما منشا داخلی دارد. به اعتقاد آن‌ها، غرب در فاز تازه برخورد با ایران به دنبال براندازی با توسل به راهبردهای اقتصادی است. این گزاره البته تازه نیست. آذرماه ۹۰، یدالله جوانی، مشاور عالی نماینده ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به اینکه آمریکا در سه جنگ قبلی خود علیه ایران شکست خورده، از جنگ اقتصادی به عنوان گام نهایی دشمن علیه نظام اسلامی یاد کرد و گفت: «دشمنان می‌خواهند بر روی توده‌های مردم فشار آورند چون آنان حامیان اصلی نظام هستند.» رسانه‌های وابسته به سپاه، روش تیم احمدی‌نژاد در سال آخر دولتش را بازی در زمین طراحی شده توسط غرب برای تحمیل جنگ اقتصادی ارزیابی می‌کردند. این ارزیابی در حال حاضر درباره دولت روحانی نیز وجود دارد. در سرمقاله ۲۵ آذرماه کیهان این ارزیابی به دقت تشریح شده است: «گره زدن تمام مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم به موضوع هسته‌ای، با هدف تبدیل آن به مسئله‌ای «حیاتی» (نه صرفا ملی) برای مردم صورت گرفته است؛ تا بدین ترتیب این گونه نتیجه گرفته شود که یگانه راه رسیدن به هدف مطلوب، که داشتن ایرانی پیشرفته است، از مسیر سیاست خارجی می‌گذرد و حلال مشکلات پیش روی این مسیر نجات‌بخش نیز خود آمریکاست! به نظر می‌رسد، «مقصد» مرحله نخست رساندن مردم به این «باور» بود که اگر با آمریکا به اصطلاح «ببندیم» و موضوع هسته‌ای را – که مسئله زیاد مهمی هم نبود! -‌‌ رها کنیم نه تنها چیزی از دست نخواهیم داد بلکه، امتیازات زیادی به ویژه در حوزه اقتصادی به دست خواهیم آورد، چرا؟ چون سرنوشت اقتصادی و امنیتی کشور به این مسئله گره خورده است! چون آمریکا کدخدا است! چون این کشور می‌تواند با یک بمب تمام ساختار دفاعی ما را نابود کند و…» البته این نخستین بار نیست که چنین تفسیری درباره حرکت دولت روحانی مطرح می‌شود. انتقادهای گسترده کیهان از به کار بردن عبارت «خزانه خالی» توسط حسن روحانی، نامربوط خواندن مشکلات اقتصاد داخلی با تحریم‌ها، انتقاد از وعده لغو تحریم‌ها و ابراز نگرانی از تمرکز ویژه دولت بر روی مذاکرات هسته‌ای، سه سرفصلی است که در ماه‌های اخیر مورد توجه طیف‌های مختلف اصولگرا قرار گرفته است. بر اساس این سناریو، آن‌ها اعتقاد دارند برآیند فعالیت تیم روحانی، در این محور‌ها خلاصه شده است: مشکل اقتصادی ایران، تحریم است. تحریم‌ها می‌تواند ظرف شش ماه آینده لغو شوند. لغو تحریم‌ها به رونق اقتصادی گسترده می‌انجامد. دولت موافق تفاهم است ولی دست‌هایی خارج از دولت، کارشکنی می‌کنند. دست‌های خارج از دولت، به طور طبیعی در میان افکار عمومی نمی‌توانند اصلاح طلبان باشند، به همین جهت افکار عمومی متوجه بخش‌های بالادستی نظام می‌شود. بر اساس این سناریوسازی، در ‌‌نهایت این سیر حرکتی، وضعیتی شبیه روزهای نارنجی اوکراین را رقم می‌زند، گره خوردن مشکلات اقتصادی با امتناع دولتی از امضای موافقت نامه تجاری با اتحادیه اروپا، به فراهم شدن فرصت برای اپوزیسیونی که رهبرش در زندان است منجر شده و کار به زد و خوردهای خیابانی ختم می‌شود. در مدل تایلندی نیز نافرمانی مدنی معترضین در مقابل شاه، شیوه برخورد متفاوت آن‌ها با پلیس مانند دادن گل و… به عنوان محور نگرانی اصولگرایان مطرح شده و ادعا شده است این مدل سازی برای توجیه بخشی به تظاهرات خیابانی و همچنین برجسته کردن عنصر مقاومت صورت می‌گیرد. بدین ترتیب برآیند تحلیل اصولگرایانه از عملکرد دولت روحانی در پرونده هسته‌ای چنین می‌شود: «آن‌ها دانسته یا نادانسته در حال جرقه زنی برای بروز دادن ناآرامی اقتصادی به منظور هدفی هستند که در سال‌های ۷۸ و ۸۸ به آن دست نیافتند.» (فتنه آینده؛ از محتوای‌ اوکراینی تا مدل‌ تایلندی / فارس / ۲۴ آذرماه) 

متهمان وضعیت جدید

در جستجوی بازیگران داخلی «فتنه جدید»، انگشت اشاره رسانه‌های اصولگرایان تندرو از‌‌ همان ابتدا محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت یازدهم را نشانه رفته بود. این نشانه گیری اما به تدریج در رسانه‌های میانه روی اصولگرا نیز دیده می‌شود: «خیز ملموس زیادی خواهی‌های رؤسای دیپلماسی آمریکا و غرب نسبت به ایران محصول سبک دیپلماسی اخیر دولت جدید است که اکثر اوقات در اینگونه مذاکرات خود با مستکبران و استثمار گران به معنای واقعی کلمه با لبخند و گاهی قهقهه! برخورد می‌کنند! و اینگونه رفتار کردن با آنان سوخت ریختن در موتور استثمار‌گری و استکبار آنان است.» (جناب کری، لطفا ما را به غلامی خود بپذیرید / سایت الف / ۲۳ آذرماه) انتقاد‌ها به ظریف اما تنها متوجه قهقهه، حرف‌هایش درباره قدرت نظامی آمریکا و… نیست، بلکه سایت ایران هسته‌ای، وابسته به تیم پیشین هسته‌ای ایران، از تفاوت‌های ساختاری سخن می‌گوید: «آقای ظریف اظهاراتی بیان می‌کند که مستقیما در راستای اهداف عملیات روانی طرف خارجی علیه ملت ایران است… روند فاصله گیری وزارت خارجه از اهداف امنیت ملی نظام سرعت زیادی گرفته و به زودی وضعیت جدیدتری هم پیدا خواهد کرد.» (وزیر خارجه به کجا می‌رود؟ / ایران هسته ای/ ۲۵ آذرماه) وضعیت جدید از نگاه رسانه‌های اصولگرا البته تنها متوجه ظریف نیست: «متاسفانه همسو با دشمن، عده‌ای از شخصیت‌های سیاسی و رسانه‌ای داخلی نیز این مسیر را با در دستور کار قرار دادن مواردی چون، حقوق شهروندی، ارسال نامه‌های سرگشاده برای آزادی فتنه‌گران (حقوق‌بشر)، لزوم توقف تشکیک در هولوکاست برای حمایت از مردم فلسطین (تروریزم) و اظهارات تحریک‌آمیز در خصوص وضعیت اقلیت‌ها و… در پیش گرفته‌اند.» (آغاز و پایان این راه/ روزنامه کیهان/ ۲۵ آذرماه) خبرگزاری فارس هم امروز از مسائلی چون تلاش برای رفع فیل‌تر فیس بوک، تحرک‌های سازمان یافته در دانشگاه‌ها و دیدارهای حقوق بشری هیات پارلمانی اروپایی از دیگر حلقه‌ها و نشانه‌های وضعیت جدید یاد کرده است. رسانه‌های اصولگرا در روزهای اخیر از واکنش احتمالیشان به وضعیت جدید کمتر سخن گفته‌اند، با این حال روشن است که آن‌ها از چنین وضعیتی به شدت استقبال می‌کنند ولی دارند سعی می‌کنند با تدبیر و اعتدال بیشتری به سراغش بروند. 

 


  • بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large