Skyscraper large

سپاه پاسداران و انرژى هسته‌ای

dc6g5hf

مرتضی کاظمیان

آیا رأس هرم سپاه و نیروهای موثر در هدایت این نهاد مهم نظامی ـ امنیتی، تحلیل مشابه و مواجهه‌ای یکسان در برابر تداوم پروژه‌های هسته‌ای یا توافق ژنو دارند؟ پاسخ به این پرسش، به‌دلیل اطلاعات کم ناظران، و داده‌های ناقص و اندک دراختیار، قطعی و چندان موثق نیست؛ اما به‌نظر می‌رسد بتوان حتی از «بیرون» سپاه و حکومت نیز در این خصوص ارزیابی قریب به واقعیتی داشت.

به باور نگارنده، دست‌کم نگاه پنج بخش و نیروی اصلی را می‌توان در پاسخ به پرسش یادداشت دسته‌بندی کرد.  

۱- طیفی از سپاه که درگیر کارهای اقتصادی (اعم از پروژه‌های عمرانی و تجارت و مناسبات پولی و …) شده‌اند. این گروه، از آن‌رو که در متن واقعیت‌های اقتصادی و آثار خردکننده و ناگوار تحریم‌های غرب بر اقتصاد بیمار و بحرانی کشور هستند، از توافق ژنو و تغییرات هم‌راستا، استقبال می‌کنند. این بخش از سپاه، معنای «دلار» و «یورو» و اهمیت فقدان ارز و معنای دشواری در عقد قرارداد و بیمه‌ و نقل و انتقال پول را از نزدیک لمس کرده‌اند؛ چنان‌که به افزایش تصاعدی هزینه‌ی پروژه‌ها و کاهش شدید منافع اقتصادی خویش، واقف شده‌اند. به‌نظر می‌رسد که این گروه، ازجمله بخش‌هایی در سپاه باشد که منتقد هزینه‌های بی‌حاصل و پرتهدید در حوزه انرژی هسته‌ای است. این بخش، می‌تواند خود به‌مثابه‌ی اهرم فشاری، موجب تغییر سیاست‌گزاری کلان کانون مرکزی قدرت ـ به‌ویژه در حوزه‌ی انرژی هسته‌ای و ترمیم مناسبات با غرب ـ باشد و شود.  

۲- بخشی از سپاه که به‌دلیل دخالت‌اش در پروژه‌های میلیارد دلاری انرژی اتمی، از منافع کلان اقتصادی برخوردار می‌شود. این طیف، تمایل چندانی به پایان یافتن پروژه‌های هسته‌ای ندارد. این، «دکان»ی است که «درصدبگیران» و کاسبانی که به‌فکر منافع ملی نیستند و تنها در اندیشه‌ی کیسه دوختن از پول نفت بسر می‌برند، رغبتی به بسته شدن‌اش ندارند. منافع نجومی مترتب بر حضور در عقد قراردادهای گوناگون، یا دراختیار گرفتن مدیریت این دست پروژه‌های سرّی، البته رنگ و لعاب سیاسی می‌خورد و هم‌زمان با توجیه علمی یا امنیتی، تحویل هسته مرکزی قدرت در نظام می‌شود. این گروه نه تنها از کاهش فعالیت‌های اتمی و توافق با غرب، استقبال نمی‌کند بلکه به‌قدر لازم در راه تحقق مصالحه و تغییر مسیر هسته‌ای، کارشکنی و اختلال خواهد کرد.  

۳- گروه سوم، در سپاه قدس مستقر است. از نظر این بخش از نیروهای امنیتی ـ نظامی سپاه، می‌توان بدون آن‌که میلیاردها دلار را در چاه پروژه‌های هسته‌ای ریخت، بخشی از آن‌را در عرصه‌ی برون مرزی و به‌ویژه منطقه‌ای هزینه کرد و فایده‌ای به‌مراتب بیشتر عاید نظام مبتنی بر ولایت مطلقه نمود. از این منظر، دلارهایی که برای «حزب‌الله» هزینه می‌شود یا ارزی که برای تداوم بقاء دولت اقتدارگرای بشار اسد در دمشق خرج می‌شود، محصول و مابه‌ازای عقلانی‌تری در پی دارد، و بیشتر منافع نظام را تأمین می‌کند. نگاه مزبور حتی هزینه‌کرد مقطعی برای گروه‌های افراطی مذهبی (نظیر طالبان در افغانستان) را نیز واجد اثر «بازدارندگی» بیشتر و بهتری می‌داند.  

۴- طیف چهارم، افراطی‌ترین بخش راست‌ رادیکال است. این بخش از سپاه نه تنها بر پیشبرد پروژه‌های اتمی مصرّ است، بلکه نیم‌نگاهی نیز به دستیابی به سلاح اتمی دارد. به باور این گروه، جمهوری اسلامی برای آن‌که به سرنوشت رژیم بعثی دچار نشود، و برای تداوم بقاء خود، ناگزیر به تکیه بر توان نظامی ـ اتمی و سود جستن از بازدارندگی مبتنی بر آن است. این بخش افراطی که تحلیلی ایدئولوژیک از حاکمیت سیاسی در ایران و اصراری عقیدتی بر تداوم بقاء آن دارد و به افزایش قدرت نظامی جمهوری اسلامی می‌اندیشد، مخاصمه و رودررویی نهایی با غرب (به راهبری ایالات متحده) را اجتناب‌ناپذیر می‌داند. از همین زاویه، تمامی ابزارها و بازوهای سخت‌افزاری قدرت (از تعقیب تمام و کمال پروژه‌های اتمی تا تقویت نیروهای هم‌راستا در منطقه خاورمیانه) مورد اعتنای گروه مزبور است. به‌گونه‌ای قابل پیش‌بینی، مولفه‌هایی چون دموکراسی و افزایش رفاه و توسعه، در برآوردهای این بخش نظامی ـ امنیتی از سپاه، جایی ندارد.  

۵- بخش پنجم، بخش واقع‌بین، مدبر و عقل‌گرایی است که ضمن باور به ولایت مطلقه فقیه و اصرار بر تداوم نظام و افزایش اقتدار آن در منطقه، محاسبات منطقی‌ و برآوردهای خردمندانه‌ای را در نظر دارد. این بخش از سپاه واقعیت‌های اقتصاد ایران و مناسبات بین‌‌المللی را فهم می‌کند، و اگرچه دموکراسی برایش اولویت نیست، اما حدی از بازشدگی و اصلاحات سیاسی ـ اجتماعی را برای بقای نظام، می‌پذیرد. این بخش از نیروهای موثر در سپاه، اگرچه در حوزه‌ی گفتمانی راست سنتی و طیف محافظه‌کاران قابل دسته‌بندی است اما در تعامل واقع‌بینانه و مدبرانه با مسائل داخلی و جهانی، از دولت احمدی‌نژاد فاصله می‌گیرد و به سیاست‌های دولت روحانی، بدبین نیست. رشد اقتصادی و توسعه در نگاه گروه مزبور جایگاهی ویژه دارد. 

بر این پنج گروه/نیروی عمده، می‌توان افزود. اما به نظر می‌رسد در رأس سپاه، یا در متن نیروهای موثر در خروجی‌های عملیاتی و راهبردی این سازمان مهم امنیتی ـ نظامی، پنج گروه پیش گفته، موثرتر و مهم‌تر هستند. این گروه‌ها در تعاملی که با کانون مرکزی قدرت و شخص رهبر جمهوری اسلامی برقرار می‌کنند، درنهایت بر ترسیم چشم‌اندازها و هدف‌گزاری‌های کلان جمهوری اسلامی، موثر واقع می‌شوند. تلاش تهران برای توافق با غرب (به‌ویژه ۵+۱) محتمل از مولفه‌های گوناگون، و ازجمله جمع‌بست دیدگاه‌های متفاوت بخش‌های پیش گفته، برآمده است.

هرچند غیرضرور به نظر می‌رسد اما یادآوری آن خالی از فایده نیست که بخش اعظم سپاه (کادرها و نیروهای عادی) برکنار از این گروه‌بندی‌ها هستند. آنان در رابطه‌ای اداری ـ حقوقی، کادر سپاه هستند. شهروندانی که از بسیاری تضییقات و فشارهای اقتصادی و اجتماعی، متأثر و در رنج‌اند. انعکاس ملاحظات این بدنه‌ی مهم، البته در ارزیابی بخش پنجم، نقش مهمی داشته و دارد.

این‌که حاصل کشاکش بخش‌های گوناگون موثر در سپاه (و ازجمله نیروهای پنج‌گانه‌ی مزبور) چه فرجامی در ساختار سیاسی قدرت در ایران دارد، در مواردی (ازجمله اقدام به توافق اولیه تهران با ۵+۱) ملموس می‌شود، و گاه (ازجمله در میزان ماندگاری و تداوم توافق ژنو) نیازمند صبوری است. باید امیدوار بود که حاصل نگاه بخش‌های اول و پنجم ـ و نیز حتی گروه سوم ـ بر رویکرد و عزم دو بخش دیگر (دوم و چهارم) غلبه کند و در سیاست‌گزاری‌های کلان و خط‌مشی‌گزاری جمهوری اسلامی متبلور شود. وضعی که واجد عقلانیت و تدبیر و واقع‌بینی بیشتر است و منافع ملی را بیشتر تأمین می‌کند.

 


  • بازنشر از جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large