Skyscraper large

روزى که مصادره شدنى نیست

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

در خبرهای ۱۶ آذر امسال با همه ی سانسورهایی که بر سخنان رئیس جمهور انجام گرفت باز هم امواج مطالبات و خواسته های جوانان معترض پنهان نماند. حتى وقاحت حسین شریعتمداری هم نتوانست نام میر حسین موسوی و مهدی کروبی را مانند گفته ها و نوشته هایش سیاه کند. خبرهای امسال از سخنرانی های شکوری راد و محمدرضا خاتمی و داوود سلیمانی و … نشان داد در دستاورد رای ۲۴ خرداد شاید همین بس که دانشگاه های ایران نفسی تازه کردند تا نشان دهند که این جنبش از پیچ و خم های بسیار تاریخ سیاسی ایران عبور کرده و با ایفاى نقشی مهم و تاثیرگذار هنوز هم جارى و زنده است. 

سال ها تلاش شد تا این روز به نحوی ٰ دولتی ٰ شود اما تجربه ی ۸ سال گذشته نشان داد که این امکان اگر برای هر بخش دیگر جامعه امکان پذیر باشد برای این جنبش امری است محال. سال ها تلاش شد تا این روز ٰ مصادره ٰ شود تا آن را ٰ اسلامی ٰ ، ٰ کمونیستی ٰ و یا هر پسوندی دیگر به آن بچسبانند اما باز هم چنین نشد.

جنبشی که هیچگاه ٰ بله قربان گویان ٰ هیچ نظام و دولتی نشد و نشان داد که زر و زور تنها شکاف این بخش از جامعه که در واقع موتور محرک بسیاری از اتفاقات است را با دولت ها بیشتر می کند و همچنین ثابت کرد که ایجاد فضای امنیتی تنها برای مدت محدودی آسودگی خاطر اقتدار گرایان را فراهم می کند و سرانجام می بایست مطالبات به حق جامعه را شنید و به آن عمل کرد. 

 اقتدارگرایانی که این روزها تنها تر از همیشه می شوند اما باز هم به رای مردم برای تغییر و اعتدال بی احترامی می کنند و به دروغ پراکنی های روزانه در رسانه هاى حکومتى بسنده نمی کنند و در دانشگاه های کشور هم دروغ هایشان را به رئیس جمهور منتسب می کنند. 

این همان نکته اى ست که میر حسین موسوی در بیانیه ای که به مناسبت روز دانشجو منتشر کرد به آن اشاره می کند: “مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم”. 

نکته ی محوری آن بیانیه اما این فرازست که “آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است”؛ انتخابات امسال و نتیجه ی آن برای برخی شاید پایان کار بود اما برای بسیاری آغاز مسیر دشواری بود که سال ها برای آن مبارزه شده است. فضای امروز هرچند همچنان امنیتی است، اما با آنچه یک سال پیش در جریان بود به کلی متفاوت است و وظیفه ی همه ی ما انتقال این آگاهی از طرق مختلف است. 

راهنماى این نگاه نیز همان است که بیش از هزار روز در حصر مانده تا به خیال ‌حصر کنندگان، ارتباطش با مردم قطع شود. اما این ارتباط از جنس خطبه های هفتگی و سخنرانی های نوبت به نوبت نبود که بخواهد با یک دیوار آهنی قطع شود. در واقع تا زمانی که این صحبت و آن مطالبه ها زنده و پویا در میان مردم وجود دارد، آن کلام و اتفاقا همان شعارهای ۴ سال پیش خود را به مانند جوی آب در مسیری نامشخص پیدا می کنند و یک دستبند سبز و یک شال سبز تمام قطراتی که با سرکوب و ایجاد جو اختناق از هم جدا کرده بود را به هم متصل می کند. 

۱۶ آذر امسال نشان داد که بخش بزرگی از دانشجویان یکی از محوری ترین مطالباتشان از رئیس دولت تدبیر و امید را فراموش نمی کنند و اتفاقا نمی خواهند این دولت، سال آینده با تدبیر اما ناامید در مقابل آنان بایستد. پیام سید محمد خاتمی به مناسبت روز دانشجوی امسال هم حاوی همین نکات است.

آنانی که ساختار سیاسی ایران را می شناسند به خوبی می دانند که تصمیم حصر در کجا صادر شده است و الزاما خواست و تلاش دولت ‌ٰ کلید ٰ رفع حصر را در قفل نمی چرخاند. اما حسن روحانی هم در مقابل شعاری که صدا و سیما و فارس نیوز تلاش کردند شنیده نشود (فریاد ٰ موسوی – کروبی آزاد باید گردند) گفت که دولت به وعده هایش پایبند است و اتفاقا همین پایبندی ست که امید می آفریند و همیشه از آن به عنوان ٰ”بذر هویت” جنبش سبز نام برده می شود.

در پایان نمی توانم بدون یادی از ٰ رشید اسماعیلی ٰ یادداشت را تمام کنم، کسی که برای پویایی جنبش های اجتماعی دغدعه داشت؛ همتى که دوستانش را در روز ۱۶ آذر به مزارش کشاند تا به ‌ٰ یار دبستانی ٰ شان سلامی دوباره بفرستند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large