Skyscraper large
رضا علیجانی، كُنشگر ملى مذهبى در گفتگو با راه دیگر:

روحانى باید از تشکیل دولت در دولت جلوگیری کند

654uytfg

عکس از سایت ریاست جمهوری

مژگان مدرس علوم

یک هفته پیش از آنکه رییس جمهور به دانشگاه رود و در مراسم ١۶ آذر بار دیگر صداى اصرار دانشجویان بر باز شدن فضاى سیاسى و آزادى زندانیان را بشنود، روزنامه های نشاط و هم میهن به دستور قوه قضاییه از انتشار باز ماندند، این در حالی است که علی جنتی، وزیر ارشاد انتشار این روزنامه‌ها را بلامانع اعلام کرده بود.

روزنامه بهار نیز یکم آبان ماه گذشته، به دلیل انتشار مقاله‌ای با عنوان «امام، پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» به قلم علی اصغر غروی، نماینده نهضت آزادی در اصفهان، برای سومین بار توقیف شد.

از ابتدای دهه هشتاد قوه قضاییه با رویکرد سیاسی و بر خلاف مفاد قانون مطبوعات بیش از۱۲۰ نشریه را به اتهام‌های مختلف تعطیل کرده و روزنامه‌نگاران زیادی نیز با احکام زندان روبرو شده‌اند و یا از فعالیت خود باز ماندند.

حسن روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود، بر آزادی بیان و مطبوعات تاکید کرده و وعده داده بود گامهایی را جهت باز شدن فضای مطبوعات بر دارد و ١۶ آذر ماه، در دانشگاه شهید بهشتى هم دوباره تاکید کرد که به وعده هاى انتخاباتى اش عمل خواهد کرد.

رضا علیجانی، نویسنده و سردبیر نشریه توقیف شده “ایران فردا” است که جایزه آزادی مطبوعات خبرنگاران بدون مرز در سال ٢٠٠١ را به خود اختصاص داد. او معتقد است که دولت باید شاهرگ های اقتصادی نهادهای پنهان را مورد توجه قرار دهد تا بتواند آنها را تحت فشار قرار دهد. ضمن اینکه در حوزه سیاسی نیز دولت باید تا حدی از گفتار دوگانه ای که می خواهد همه طرف را راضی کند جلوتر بیاید و وعده های انتخاباتی اش را عملیاتی کند.

متن کامل گفتگوی راه دیگر با رضا علیجانی در پی می آید:

همانطور که مى دانید علی رغم اینکه معاونت مطبوعاتی انتشار روزنامه هم‌میهن و نشاط را بلامانع اعلام کرده بود اما با دخالت قوه قضاییه از انتشار آنها جلوگیری بعمل آمد روزنامه توسعه هم سرنوشتی مشابه داشت تحلیل شما از این حاکمیت دوگانه در بخش مطبوعات چیست؟

در دو بخش باید این موضوع را تحلیل کرد، اول اینکه این انتخابات باعث شد که خود روزنامه نگارها بدون اینکه تغییر و تحولی در حوزه قضایی یا حوزه سیاسی و اجرایی اتفاق بیفتد فضا را نسبت به فضایی که هشت سال گذشته بر فضای مطبوعات حاکم بود بهتر ببینند و با انگیزه بیشتری گامهایی را به جلو بردارند. اما شاهد هستیم که از یک سو، نیروهای سیاسی و امنیتی که در یکی و دو دهه اخیر بخصوص در هشت سال گذشته دست بالا را داشتند با اتکاء بر حمایت هایی که از آنها وجود دارد ـ هر چند در رابطه با مذاکرات اخیر و مسائل سیاست خارجی همراهی خود را با دولت نشان داده است و رهبر جمهوری اسلامی هم پذیرفت که مذاکرات با تسریع پیش رود تا تحریم ها از روی اقتصاد ایران برداشته شود ـ اما در حوزه سیاست داخلی این انعطاف و به اصطلاح نرمش قهرمانانه را نمی بینیم. از سوی دیگر، این نیروها می خواهند به نیروهای سیاسی که در حوزه مدنی و یا مطبوعاتی فعال هستند این تذکر و هشدار را بدهند که چیزی تغییر نکرده است. بویژه بعد از توافقنامه ژنو این هشدار بیشتر به گوش رسید و شاهد بودیم که در هفته های اخیر عده ای از فعالین حتی در حوزه مجازی در شهرستان ها بازداشت شدند و این حجم در سالهای اخیر نسبتا بی سابقه بوده است. بنابراین، یک مسئله عدم تغییر رویه نیروهای سیاسی و امنیتی در دوره جدید بعد از انتخابات است که نشانه هایی محسوسی از تغییر اوضاع در آن دیده نمی شود. در پاورقی و حاشیه این مسئله هم می توان گفت که بحث توافقنامه هسته ای عاملی بود که نیروهای امنیتی هشدار دهند که چیزی تغییر نکرده است. مسئله دیگر هم این است که در رقابت های سیاسی که در ایران در جریان است، نیروهای امنیتی و سیاسی که دست بالا را داشتند و از کاندیداهایی دیگر به غیر از آقای روحانی حمایت می کردند نمی خواهند امتیازی زیادی به دولت آقای روحانی بدهند. اگرچه موفقیت در خصوص مسئله هسته ای یک امتیاز مثبت و موفقیت است و در چارچوب رقابت های سیاسی در داخل بعنوان یک امتیاز مثبت به نفع دولت روحانی و نیروهای حامی آن است. اما نیروهای سیاسی که در مقابل این دولت هستند نمی خواهند امتیازات بیشتری حداقل در کوتاه مدت مانند رفع حصر رهبران جنبش سبز و یا فضای باز مطبوعاتی و مسائلی از این دست به سبد دولت بریزند. از همین رو شاهد برخوردهای منفی مانند رشد اعدام ها به ویژه در میان قومیت ها بویژه کردستان هم هستیم. الان با یک رده پایین تر ازدهه شصت این کارشکنی ها با صدور حکمهای اعدام یا اجرای احکام اعدام که سالها متوقف شده بود شروع شده و به نوعی خط و نشان کشیدن برای دولت و نشان دادن دست بالای خودشان است. در حقیقت، روند جاری کشور یک نوع طناب کشی است. این طناب کشی بین نیروهای سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و جامعه مدنی و شهروندان آزادی طلب در ایران با نیروهایی که نمی خواهند اقلیت بودنشان را بپذیرند است که نیروی اخیر با اتکا به پول نفت و حمایت های سیاسی که در سطح فوقانی در ایران دارند این طناب را بیشتر به سمت خود می کشند. در هرحال ما می بینیم که هر دهه ای که می گذرد هر چند این فشارها ادامه دارد اما نوع و جنسش تقلیل پیدا می کند و این نشان رشد نیروهای مدنی جامعه و ریزش اصلی هسته قدرت است که امیدواریم این طناب کشی در نهایت به نفع مردم ایران و جامعه مدنی به پایان برسد و یا به موفقیت های نسبی دست پیدا کنیم.

آقای علیجانی چرا برخورد با روزنامه ها در میان خود اکثریت مردم هیچوقت از مرز انتقاد فراتر نمی رود به نظر شما مهم ترین دلیل نهادینه نشدن مطبوعات آزاد و مستقل چیست؟

در حقیقت حکایت پرفراز و نشیب آزادی های سیاسی در ایران، پیام پیچیده همین سوالی است که شما می پرسید. مطبوعات مستقل نهادینه نشده، اما لایه لایه مانند رسوبات ته اقیانوس توانسته جایگاه خودش را مستحکم کند و گامهای نسبی بردارد. بعبارت دیگر در کشور حتی انتقادات در حوزه های اجتماعی و اقتصادی را هم نمی شد مطرح کرد و یا نمی شد وارد برخی حوزه های فرهنگی شد اما امروز دیگر نام بردن از آقای منتظری خط سرخ نیست. هر چند روزنامه بهار را بخاطر ورود به یک بحث حساس بستند یعنی خلاف سنت تاریخی شیعه و هم خلاف آزادی های قانونی است اما در عین حال در حوزه های دیگری این بحث ها مطرح می شود تا جاییکه در سیاست خارجی هم خط سرخ به عقب رانده شده است. به هر حال من فکر می کنم این داستان چالش بین آزادی و ضد آزادی همچنان در ایران ادامه پیدا می کند و هر چقدر نیروهای سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و نهادهای مدنی بتوانند استحکام بیشتری پیدا کنند و هر چقدر آقای روحانی بتواند در این موضع دارای خط مشی شود به نتایج بیشتری خواهیم رسید.

654yfg

عکس از رنگین کمان

می توانید وظیفه دولت در این حوزه را بیشتر توضیح دهید؟

در این مورد دولت وظایفی دارد، هر چند دولت در گزارش صد روز آقای روحانی همچنان بر روی مواضع خود تکیه کرد اما آنچه در این صد روز شاهدش بودیم این بود که آنقدر که دولت در سیاست خارجی می داند که بدنبال چیست و چه امتیازهای باید بدهد و چه امتیازهایی باید بگیرد، در حوزه سیاست داخلی اینگونه نیست. بعبارت دیگر هم در اولویت بالایی برای دولت قرار ندارد و هم برنامه ریزی مشخصی در این حوزه از جمله در رابطه با حوزه مطبوعات و اقوام و زنان دیده نمی شود. در رابطه با مطبوعات هم مقاومت جامعه مطبوعاتی در ایران قابل توجه است و در عمل این طناب کشی را پیش می برد اما باید از ناحیه دولت هم حمایت شوند و گامهای محسوسی از سوی دولت بر اساس وعده هایی که به نیروهای تحول خواه داده است بر داشته شود. و همانگونه که خانه سینما باز شد امیدواریم انجمن صنفی مطبوعات ایران هم روزی بتواند به فعالیت خود ادامه دهد.

ممانعت از انتشار چند نشریه در حالی صورت می گیرد که در منشور حقوق شهروندی که دولت اخیرا منتشر کرده بر ضرورت آزادی بیان و مطبوعات تاکید شده است این تناقض را چطور تعریف می کنید؟

این منشور حقوق شهروندی بیشتر یک مقاله است چراکه منشور اساسا جایگاه قانونی ندارد. این منشور در کدام نهاد می خواهد تصویب شود؟ و چه نهادهایی ضمانت اجرای این منشور را برعهده دارند؟ به اعتقاد من این بیشتر به نوعی اتلاف وقت است. اگر چند که این منشور نقاط مثبت دارد اما نقاط ضعفی هم دارد از جمله اینکه بحث اقلیت های مذهبی را به نوعی دور زده است. در حقیقت این منشور بیشتر به درد مقاله نویسی می خورد تا تفکیک شدن به یک قانون. بخشی از آن باید توسط قوه قضاییه به مجلس داده شود. نکته این است که ما قوانینی که زمین مانده است کم نداریم و بایستی به قوه اجرا درآید. اگر دولت راههای اجرای همین قوانین موجود را پیدا کند و راههایی برای جلوگیری از نقض قوانینی که همین الان وجود دارد را پیدا کند کار مثبتی انجام داده است. متاسفانه الان نیروهای امنیتی حاکم هستند و موارد نقض قانون را در پرونده های زندانیان سیاسی و مطبوعاتی را شاهد هستیم و هیچ مرجعی نیست که بتواند جلوی نقض قانون را بگیرد. بدین ترتیب دولت باید از مراحل بسیار عقب تر از این آرمان خواهی هایی که در منشور حقوق بشر آمده، کار خود را شروع کند.

یکی همین قانون مطبوعات است که قوه قضاییه برخلاف مفاد قانون مطبوعات عمل و در کار هیات نظارت بر مطبوعات دخالت می کند آیا رویکرد سیاسی این قوه موجب اینگونه برخوردها با روزنامه هایی از جمله روزنامه بهار می شود؟

همه اینها ظاهرسازی است البته روزنامه بهار را همین هیات نظارت بر مطبوعات بست. اما در رابطه با بازگشایی برخی از مطبوعات پرونده دست قوه قضاییه است و ارتباطی با هیات نظارت بر مطبوعات ندارد. در حالیکه وکلای شاخصی گفته اند که این پرونده ها مشمول مرور زمان شده اند و اگر اینها بخواهند مواد قانونی را اجرا کنند اکثر مطبوعات می توانند دوباره منتشر شوند. در حقیقت نمی خواهند خط سرخ هایی که در این هشت سال تعیین کرده اند زیرسوال برود و فضای مطبوعات باز شود. بنابراین از قدرت بالایی که در قوه قضاییه دارند به نوعی سوء استفاده می کنند اما به هر حال پرونده روزنامه های توقیف شده در دست قوه قضاییه است و هیات نظارت بر مطبوعات نمی تواند دخالت کند. البته متاسفانه ما در برخی موارد شاهد بودیم که این هیئت گاهی همسویی نشان می دهد و در برخورد با روزنامه بهار هم شاهدش بودیم.

پس طبق اظهارات شما دولت در این زمینه نمی تواند دخالت کند؟

در سطح خرد نه نمی تواند دخالت کند اما اگر در سطح کلان یعنی در سطوح بالاتر سیاسی آقای روحانی و نیروهای همسو و حامی ایشان در انتخابات فعال شوند بطوریکه مشکل از سرچشمه حل شود مثبت است. در حقیقت دولت اصلی که در حوزه اطلاعاتی، وزارت ارشاد و حوزه فرهنگی و هنری در پشت صحنه قدرت نمایی کرده و می کنند، راس هرم سیاسی و نیروهای امنیتی و سیاسی مسلح در پشت صحنه است. دولت باید از تشکیل دولت در دولت جلوگیری کند.

از طریق چه راههایی؟

به اعتقاد من یکی از راههای آن این است که دولت با این نیروها مقابله اقتصادی کند زیرا اکثر نهادها و نیروهای پنهان از بودجه کشور ارتزاق می کنند. دولت الان دچار کسری بودجه شدیدی است و شنیده هایی هم حاکی از این بود که سپاه قدس بودجه کلانی را خواسته و دولت از پرداخت آن خودداری کرده است. در واقع شاهرگ های اقتصادی این نهادهای پنهان مورد توجه دولت قرار گیرد تا بتواند آنها را تحت فشار قرار دهد. ضمن اینکه در حوزه سیاسی دولت باید یک مقدار از گفتار دوگانه ای که می خواهد همه طرف را راضی کند جلوتر بیاید و وعده های انتخاباتی اش را عملیاتی کند.

در این فضا با آفت خودسانسوری در مطبوعات چگونه می توان مقابله کرد؟

فضای مطبوعات ایران با اقتصاد و زندگی روزمره روزنامه نگار که ـ تنها اقتصادی نیست بلکه امنیتی هم هست ـ گره خورده است. یعنی روزنامه نگاران هم زیر فشار بی کاری هستند و هم زیر بازداشت و احضار و تذکر. باید شرایط آنها را درک کرد؛ ضمن اینکه همیشه نیروهایی بوده اند که توانسته اند از برخی مرزها نیروهای امنیتی و فشارهای سیاسی غیر قانونی که در فضای مطبوعاتی هستند جلو بروند که اینها الان هم در مطبوعات ایران مشاهده می شوند. الان بطور “سیستماتیک” با روزنامه نگاران برخورد می شود و نیروهای امنیتی که در سپاه و وزارت اطلاعات فعال هستند با بودجه های کلانی که دارند فعالیت ها و حتی صفحات فیس بوک و صفحات مجازی که نیمه خصوصی هستند را رصد می کنند. دولت آقای روحانی می تواند بعنوان مسئول اصلی کنترل درآمدها و هزینه های کشور بودجه های آنها را محدود کند و راههای اقتصادی آنها را ببندد و به لحاظ سیاسی هم جلوی مداخلات غیرقانونی این نهادها را بگیرد. بدین ترتیب این اقدامات باعث می شود خودسانسوری از بین برود. البته نیروهای جوان جایگزین نیروهای قدیمی که تحت فشار قرار گرفتند و آسیب دیدند یا دچار ملاحظاتی و محافظه کاری شدند، شده اند. بنابراین من فکر نمی کنم ریشه مشکلات در این بخش باشد بلکه باید در فضایی که روزنامه نگاران تنفس می کنند و در بستری که فعالیت می کنند فضا را مناسب ساخت. مجلس ششم و کمیسیون اصل نود و برخی نمایندگان مجلس که در بحث آزادی ها و حقوق بشر فعال بودند و در واقع مرجع و پناهی برای کسانی که مورد ظلم قرار می گرفتند بودند. در حالیکه الان در مجلس تمایلی برای اینگونه فعالیت ها دیده نمی شود از همین رو توقع به سمت قوه مجریه که تازه نفس تر است می رود و وعده هایی که آقای روحانی داده و بودجه هایی که در دست دولت است می تواند (برخلاف اقدامات غیراخلاقی آقای احمدی نژاد) به صورت شفاف جلوی نهادهایی که از بیت المال برای نقض قانون استفاده می کنندد را بگیرد. از طرف دیگر باید به این موضوع توجه داشت که دو جریان از آقای روحانی حمایت کردند: ناراضیان سیاسی و ناراضیان اقتصادی. از قضا ناراضیان سیاسی در پیروزی آقای روحانی بسیار موثر بودند و ناراضیان اقتصادی بیشتر پراکنده و تک رای ها بودند. نیروی سیاسی متشکلی که می تواند در معادلات سیاسی روزمره در دولت موثر باشد ناراضیان سیاسی و حامیان آقای روحانی در لایه های سیاسی جامعه مدنی و قدرت سیاسی هستند. آقای روحانی اگر امید این گروه را ناامید کند و از سوی اینها دیگر حمایت نشود تنها خواهد ماند. همانگونه که شهروندانی که از روی نارضایتی اقتصادی به او رای دادند و اگر دستاوردی نبینند آنها هم ناراضی خواهند شد و دولت تنها می ماند. رقابت سیاسی در سطوح فوقانی سیاست در جمهوری اسلامی همیشه بی رحم بوده و آقای روحانی جایگاه و محبوبیت آقای خاتمی را هم ندارد و آسیب پذیرتر خواهد بود. بنابراین به نفع دولت است که بر روی وعده های خود بایستد و این دو جریان ناراضی را با شفافیت و گزارش دهی و رعایت عقلانیت به خود متصل نگه دارد اما در عین حال برای این کار باید دستاورد داشته باشد و اگر به روزمرگی بیفتد و تمام نیروهای خود را در یک حوزه بگذارد، فرصت سوزی های بزرگی خواهد کرد که آسیب آن به خود و کشور خواهد رسید.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large