Skyscraper large

براى رفع نگرانى صادق لاریجانى!

sdg6sdg61- محمدجواد اکبرین mohamad javad akbarein

محمدجواد اکبرین

صادق لاریجانی در آستانه روز جهانى حقوق بشر، با اشاره به برخى آیات حقوقىِ قرآن گفته که وقتى غرب و مجامع حقوق بشرى، قوه قضائیه را برای اجرای آن احکام محکوم می‌کنند در واقع می‌خواهند اعتقاد ما به اصل اسلام را محکوم کنند.  

براى رفع نگرانى رییس قوه قضائیه درباره احکام اسلام! طرح نکاتى ضرورى به نظر مى رسد؛ نخست اینکه تعداد آیات اخلاقى و غیرشرعى قرآن نزدیک به ١٧ برابرِ آیات شرعى آن است که تازه از این تعداد آیات شرعى، اکثریت قریب به اتفاق آنها عبادى و شخصى است که هیچکس با آنها مشکلى ندارد؛ آیات بسیار اندکى به مسائل حقوقىِ اختلافى مى پردازد که متناسب با شرایط زمینه و زمانه ى نزول وحى است و جامعه بشرى امروز (شامل بسیارى از مسلمانان) با آنها احساس عدالت نمى کنند؛ آن چند آیه هم مشکل «تبعیض» و «خشونت» دارند (تبعیض حقوقى میان مسلمان و غیرمسلمان، مرد و زن و نیز بَرده و آزاد) که البته این آیات در ١۴ قرن پیش، نه غیرعادلانه تلقى مى شدند نه خشن، و عمل به آنها در دوران جدید، با اصل محورىِ «عدالت و برابرى» که در خود قرآن به آن تصریح شده منافات دارد. 

اصل محورى «عدل» در قرآن، ملاک، معیار و ترازویى است که همه آیات و احکام را باید در آن سنجید (به گواهى سوره هاى نحل آیه ٩٠، شورىٰ آیه ١۵ و مائده آیه ٨) از سوى دیگر «ظلم»، خط قرمز قرآن است و بیش از ٢٩٠ بار به این خط قرمز پرداخته؛ اما تشخیص دهنده ى ظلم و عدل، عقل جمعى مردم است؛ وقتى عقل جمعى، از رفتار یا حکمى احساس عدالت نکند بلکه احساس ظلم کند، هیچکس حتى پیامبر هم نمى تواند مدعى عادلانه بودن آن باشد؛ زیرا احکام قرآن مبتنى بر «بیّنات» (یعنى امور روشن) است؛ و دین هم به گواهى آیه ٢۵۶ سوره بقره، آنقدر روشن است که مخاطبش حس مى کند و مى فهمد و تجربه مى کند و اصلا براى همین است که نیازى به اکراه و اجبار ندارد؛ با این مقدمه، تبعیض و خشونت هایى که در تعداد اندکى از آیات آمده، و عقل جمعىِ روزگار ما آنها را ظالمانه مى داند با اصل محورى عدل و نفى ظلم سازگار نیست و در این ترازو وزنى ندارد و باید کنار گذاشته شود؛  

از اینها گذشته به عنوان کسى که سالها شریکِ حلقه هاى مطالعاتى مسلمانان لبنانى (شیعه) و مصرى (سنّى) بوده ام اکثر آنها را بر غیرعادلانه دانستنِ این آیات و ضرورت بررسى کنار گذاشتن آنها با استناد به همین قرآن، موافق یافته ام و آثار بسیارى هم در این باره منتشر شده است؛ در واقع نسل تازه جهان اسلام بر خلاف ادعاى آقاى لاریجانى، این برداشت را ندارند که انکار آنها انکار اصل اسلام است. 

و سرانجام آقاى لاریجانى آیا جرأت دارد امروز از «آزادى بَرده دارى» دفاع کند؟ مگر جزء احکام اسلام نیست؟ پس چرا دفاع نمى کند؟ چون چنان تاریخش گذشته که اگر از آنها دفاع کند مى داند که حتى خانواده اش هم ملامت اش مى کنند؛ بقیه احکام حقوقِ بشرىِ مورد اختلاف هم از همین جنس است و انکار آنها انکار اسلام نیست، مگر اینکه در اصرار بر حفظ آنها، سود سیاسى و صنفى ببرند… که البته مى برند!

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large