Skyscraper large

فراز و فرودهای سانسور در ایران

sd6f54ss-روشنک آسترکی-roshanak astaraki

روشنک آسترکی

امروز، سیزدهم آذر ماه روز مبارزه با سانسور در ایران است. کانون نویسندگان ایران به یاد محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، دو عضو فعال کانون نویسندگان و دیگر نویسندگان و روشنفکرانی که در سال ۱۳۷۷ و در جریان قتل‌های زنجیره‌ای به قتل رسیدند، سیزده آذر ماه را روز مبارزه با سانسور نام گذاری کرده است.

کانون نویسندگان ایران که قدیمی‌ترین تشکل مستقل موجود نویسندگان ایران است، سال هاست به دلیل فشار نیروهای امنیتی فعالیتش با مشکل مواجه شده است، امسال طی بیانیه‌ای به مناسبت روز مبارزه با سانسور خواهان حذف سانسور دولتی در حیات جامعه فرهنگی ایران شده است.

در این بیانیه آمده است: «در یک سال گذشته نویسندگان و هنرمندان بسیاری در مخالفت با سانسور سخن گفتند یا نوشتند و میزان اعتراض و انتقاد به سانسور به مراتب بیشتر از سال‌های گذشته بود. وزیر ارشاد در شروع کار خود به صف منتقدان سانسور پیوست و با این کار نشان داد که ادامهٔ سانسور به شکل موجود برای حاکمیت بسیار سخت شده است.»

کانون نویسندگان ایران می‌گوید «هنوز و همچنان آثار نویسندگان و هنرمندان و صداهای دیگر سانسور می‌شود؛ همچنان کتاب‌ها با تیراژ‌های نازل چاپ می‌شود و سینما‌ها خالیتر، تئا‌تر از نفس افتاده‌تر، موسیقی کم نوا‌تر» شده است. 

سابقه ۱۰۰ ساله سانسور در ایران

ممیزی در ایران سابقه‌ای با قدمت بیش از ۱۰۰ سال دارد یعنی از زمان ناصرالدین‌شاه که اعتماد السلطنه در کتاب «مأثر والاثار» به برقراری سانسور در ایران اشاره کرد. از‌‌ همان ابتدای شکل گیری انتشارات دولتی، سانسور جزو جدای ناپذیر آن بوده است. آغاز سانسور دولتی در ایران همزمان است با سلطنت ناصر الدین شاه قاجار و انتشار اولین روزنامه دولتی ایران به نام روزنامه وقایع اتفاقیه. این روزنامه که به هدف اطلاع رسانی عامه در مورد مسائل داخلی و خارجی تاسیس شده بود کم کم تبدیل به تریبون رسمی دولت شد. همزمان با انتشار این روزنامه، روزنامه‌های فارسی زبان متعددی در خارج از ایران توسط ایرانیان مقیم خارج از کشور به چاپ می‌رسید. از آن میان می‌توان به روزنامه قانون در لندن، روزنامه حبل‌المتین در کلکته، روزنامه ثریا در قاهره و روزنامه اختر در استانبول اشاره کرد. از آنجا که این روزنامه‌ها تحت قیومیت دولت نبودند انتقادات اجتماعی و سیاسی با آزادی بیان بیشتری درآن‌ها به چاپ می‌رسید. توزیع گسترده این روزنامه‌ها در سراسرکشور و محتوای منتقدانه آن‌ها وزیر انتشارات زمان محمدحسن خان صنیع‌الدوله را که بعد‌ها به اعتماد السلطنه ملقب شد بر آن داشت که به شاه تاسیس اداره سانسور راپیشنهاد کند. در سال ۱۸۶۳، حدود ۲۸ سال پس ازچاپ اولین روزنامه ایران (کاغذ اخبار)، اولین اداره سانسور مطبوعات به دستور ناصر الدین شاه تأسیس شد. وظیفه این اداره بررسی تمام روزنامه‌ها و کتاب‌های داخلی بود. متون بازرسی شده توسط رییس اداره سانسور به نشان «ملاحظه شد» ممهور می‌شدند. بعد‌ها روند سانسور چندی پس از مشروطه متوقف شد اما پس از آن دوباره آغاز و تا امروز گاهی با شدت و گاهی ضعیف ادامه داشته است.

در طی سال‌های پس از انقلاب ۵۷ نیز صرف نظر از نخستین ماههای حکومت موقت جمهوری اسلامی، که به سبب فضای مطلوب (بهار آزادی) هیچ گونه محدودیتی برای انتشار مطبوعات وجود نداشت، از اواسط تابستان ۱۳۵۸، به موجب لایحه قانون مطبوعات مصوب شورای انقلاب در ۲۰ مرداد ۱۳۵۸، موارد مختلفی از توقیف و تعطیلی نشریات دوره‌ای، پیش بینی گردید. هر چند در ایران قانون اساسی سانسورمطبوعات را صریحا ممنوع دانسته است وسانسور فقط برای مواقع خاص پیش بینی شده است. اما عملا این اتفاق بعد از پیروزی انقلاب اتفاق نیافتاده است و سانسور این بار با جدیت بیشتر و از طریق مختلفی انجام می‌شود. 

چشم بر کلید دولت تدبیر و امید

در طی سالهای گذشته سانسور در ایران به گونه‌ای صورت می‌گیرد که بسیاری از نویسندگان ترجیح می‌دهند کتاب‌ها و مقالات خود را منتشر نکنند. همچنین گفتنی است بسیاری از نویسندگان ایرانی مجبور به ترک وطن شده و کتاب‌های خود را توسط انتشارات خارج از ایران یا به صورت پی دی اف منتشر می‌کنند.

گفتنی است در سال ۲۰۰۹ کشور ایران در ردهٔ ۱۷۲ جهان در فهرست آزادی مطبوعات سازمان گزارشگران بدون مرز قرارداشت. تنها سه کشور ترکمنستان، کره شمالی و اریتره در وضعیتی بد‌تر از وضعیت ایران قرار گرفته‌اند. آزادی رسانه‌ها در ایران در سال‌های اخیر به مراتب کمتر شده و از رتبه ۱۴۶ در سال ۲۰۰۵ به سطح کنونی نزول یافته است. موضوعاتی همچون مناسبات با آمریکا، برنامه هسته‌ای ایران، اسلام، مذهب و سنن و روحانیت در کشور ایران موضوعات ممنوعه محسوب می‌شوند. علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران ازجمله چهل و دو رهبر و مقام دولتی در جهان است که از سوی گزارشگران بدون مرز به عنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزیده شده‌اند.

پس از پایان کار دولت دهم به ریاست محمود احمدی نژاد و روی کار آمدن حسن روحانی به عنوان رییس جمهور، بسیاری منتظر بودند فضای سیاسی و اجتماعی در ایران، از جمله در حوزه مطبوعات و نشر باز شود. اما وزیر فرهنگ و ارشاد دولت یازدهم که در اواخر مردادماه از مردم خواسته بود هشت سال گذشته را فراموش کنند و قرار نبود تسلیم گروه فشار شود، نیمه شهریور ماه در جمع خبرنگاران با اشاره به ممیزی کتاب در کشور اظهار داشت: «به طور قطع با موضوع ممیزی کتاب در کشور موافقم و آن را قبول دارم چرا که این امر یک موضوع حاکمیتی است و مگر می‌شود که ممیزی کتاب را حذف کرد؟»

در ‌‌‌نهایت وزیر فرهنگ و ارشاد دولت تدبیر و امید در نیمه مهرماه و در جواب به نامه سرگشاده ۲۱۴ امضایی نویسندگان، شاعران و مترجمان در مورد ممیزی کتاب گفت: «ما نمی‌توانیم به‌طور کلی ممیزی را برداریم، زیرا موظف به اجرای مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی هستیم. از این‌ها گذشته چطور می‌شود اجازه داد برخی از کتاب‌های مشکل‌دار، ذهن مخاطبان را در جامعه مسموم کند؟»

به هر حال هنوز چشم بسیاری از نویسندگان و ناشران در ایران به کلید دولت تدبیر و امید است که چگونه می‌خواهد قفل خفقان حاکم بر فضای مطبوعات و نشر را در کشور باز کند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large