Skyscraper large

نهادهاى مدنى در اندیشه دینى

d+6fg555f

محسن آرمین

به گمان بنده اندیشه دینی و فرهنگ اجتماعی ما با مقوله نهادهای مدنی بیگانه نیست. فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی ما فرهنگی غنی است که در دورانی از تاریخ اوج مدنیت و شکوفایی مدنی را به نمایش گذاشته است. در این فرهنگ نهادهای مدنی مهمی داشته‌ایم. به عنوان مثال نقابه یا به تعبیر امروزی اتحادیه صنفی یا سندیکا یکی از مهم‌ترین نهادهای مدنی اجتماعی در جوامع مسلمان به شمار می‌آمد. هر صنفی برای خود نقابه‌ای داشت و نقیبی که به رتق و فتق امور صنف می‌پرداخت و حکومت نیز رسیدگی به بسیاری از امور صنف را به این نهاد واگذار کرده بود و خود را تنها با نقیب هر صنف طرف می‌دید.

نقیب به معنای کسی که به حال و احوال قوم و صنف خود آگاهی و اشراف دارد و مأمور بررسی و رسیدگی به مشکلات قوم یا صنف خویش است، از میان محترمین هر صنف یا قشر انتخاب می‌شد. برخی از اقشار اجتماعی نظیر علویان، هاشمیان، بنی عباس و طالبیان فرزندان حضرت علی بن ابی‌طالب(ع) به دلیل شرافت و احترامی که درجامعه داشتند، دارای نقابه بودند. به عنوان مثال سید مرتضی و قبل از او برادرش در خلافت عباسی نقیب طالبیان بودند.

ابن طقطقی مورخ شیعی قرن هفتم و صاحب کتاب معروف تاریخ فخری نقیب طالبیان بوده است. نهاد نقابه چنان در جوامع اسلامی نهادینه بود که وقتی نهادهای مدرنی مانند سندیکاها به کشورهای اسلامی راه‌یافتند، جوامع عربی برای یافتن واژه معادلی برای این نهادهای جدید مشکلی نداشتند و برای سندیکا واژه نقابه را برگزیدند. مثل نقابة العمال(اتحادیه کارگران) و نقابة الکتاب(اتحادیه نویسندگان) نهاد نقابه و نقیب به عنوان مهتر صنف تا دوره صفویه در ایران نیز وجود داشته است.نهادهایی مانند روحانیت، مدرسه و مسجد و بازار، محله، وقف، … از دیگر نهادهای مدنی بوده‌اند که عمدتاً مستقل از نفوذ و تسلط حکومت عمل می‌کرده‌اند. می‌خواهم بگویم فرهنگ اجتماعی سنتی ما با مقوله نهادهای مدنی بیگانه نیست. اندیشه دینی ما نیز ظرفیت قابل توجهی برای پذیرش نهادهای مدرنی نظیر حزب برخوردار است.

عمل سیاسی به این علت که از سطح منافع شخصی فراتر می‌رود و منافع جمعی و یا ملی را مراد می‌کند، فعالیت شریفی است. بلکه شریف‌ترین فعالیت اجتماعی است. مبنای چنین کنشی مسئولیت اجتماعی است به این ترتیب می‌توان گفته که اساس اندیشه تحزب، مسئولیت اجتماعی است. از سوی دیگر مسؤلیت اجتماعی در اندیشه دینی ما یک اصل است در تفکر اسلامی امر به معروف(دعوت به نیکی‌ها و آن چه عرف و عقل نیک می‌داند) و نهی از منکر (نهی و انذار از بدی‌ها و آن چه عرف و عقل ناپسند می‌شمارد) یکی از مهم‌ترین فروعات دینی ماست. برخلاف نگرش برخی اصلی‌ترین کارکرد و عرصه امر به معروف و نهی از منکر دفاع از حقوق جامعه است. البته کارکردها و عرصه‌های دیگر آن را نمی‌توان نفی کرد.

در اندیشه دینی ما امر به معروف و نهی از منکر گرفتار دو تحریف شده است. از یک سو تلاش شده است این دستور ارزشمند دینی به دعوت دینی و جهاد با غیر همکیشان تفسیر شود. مایکل کوک، اسلام شناس امریکایی در کتاب امر به معروف و نهی از منکر خود که به فارسی نیز ترجمه شده است، نشان داده است که این تحریف عمدتاً در زمان بنی امیه صورت گرفته است. او تصریح می‌کند تقریباً تمام گزارشات دینی که امر به معروف و نهی از منکر را به جهاد با کافران تفسیر کرده‌اند، ریشه شامی دارد.از سوی دیگر کوشیده شده است این اصل به ابزاری برای الزام افراد تفسیر شود. در حالی که چنان که گفتم براساس گزارشات دینی معتبر، اصل و اساس این دستور دینی برای جلوگیری از انحراف است. در دوران جدید که حکومت و قدرت صورتی نهادین به خودگرفته است و حکومت، قدرت و اقتدار خود را از طریق نهادها اعمال می‌کند، امر به معروف و نهی از منکر نمی‌تواند صورتی فردی داشته باشد. برخی از متفکران به این نکته توجه کرده‌اند و با اجتهادی شایسته، نهادهای حزبی را یکی از اشکال و بلکه مهم‌ترین اشکال عمل به وظیفه دینی امر به معروف و نهی از منکر دانسته‌اند. براین اساس باید گفت به طور کلی نهادهای مدنی جدید، از نهادهای غیر دولتی (NGO)گرفته تا تشکل‌های صنفی و سیاسی، می‌توانند اشکال و قالب‌های نوین و موثر امر به معروف و نهی از منکر و مسئولیت و تضامن اجتماعی به شمار آیند.

 


  • بخشى از گفتگو با روزنامه آرمان
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large