Skyscraper large
علی کشتگر در گفتگو با راه دیگر:

بدون نرمش در برابر ملت، منافع ملی تامین نمی‌شود

df564gdf8f

مژگان مدرس علوم

بامداد روز یکشنبه، ایران و کشورهای ۵ به توافقی دست یافتند که که هر دو طرف آن را یک پیروزی توصیف می کنند. به موجب این توافق نامه ایران در مقابل تعدیل تحریم ها، بخشی از برنامه های هسته ای را متوقف می کند.

به نظر علی کشتگر این توافق پیروزی جمهوری اسلامی نیست، بلکه عقب نشینی رهبر جمهوری اسلامی زیر فشار تحریم های فلج کننده ای است که سرچشمه درآمدهای حاکمیت را مسدود کرده است. اما این توافق برای مردم ایران که در ۲۴ خرداد از جمله به امید حل منازعه هسته ای و پایان یافتن تحریم ها به روحانی رای دادند یک پیروزی است و اصلا مهم نیست که برای حصول این توافق تیم مذاکره کننده چقدر در مساله هسته ای امتیاز داده و تا کجا عقب نشسته است. 

متن گفتگوی راه دیگر با علی کشتگر، تحلیلگر مسائل سیاسی درباره تاثیر این توافق بر مسائل سیاسی و اقتصادی داخل ایران در پی می آید:

آقای کشتگر لطفا در ابتدا بفرمایید توافقنامه ی اخیر چه دستاوردهایی برای ایران خواهد داشت؟

توافق ژنو ۳ از آن جهت برای مردم ایران رویدادی مهم و خوشحال کننده ای است که آن را یک سمتگیری روشن در جهت پایان یافتن منازعه هسته ای و برداشتن تحریم های ویرانگر اقتصادی ارزیابی می کنند. پروژه هسته ای جمهوری اسلامی در این دهساله هزینه سنگینی به ملت ایران تحمیل کرده است. میلیاردها دلار هزینه مستقیم و با توجه به تحریم ها صدها میلیارد دلار هزینه غیرمستقیم. و مهمتر از هرچیز تضعیف بنیه ی اقتصاد کشور و تعطیل و یا نیمه تعطیل شدن بسیاری از صنایع ایران و در نتیجه گسترش دردناک بیکاری از نتایج اصرار رهبر جمهوری اسلامی در پیشبرد غیرشفاف پروژه ای بوده است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی ایران از آغاز آن را غیرکارشناسانه خوانده و برای کشوری که با دارا بودن یک درصد جمعیت جهان ۱۸ درصد گاز و ۱۱ درصد ذخایر شناخته شده نفتی جهان را دارا است، پروژه ای غلط و نامقرون به صرفه دانسته اند. بنابه گزارش بانک جهانی که ماه پیش در اکثر رسانه های ایران بازتاب یافت، تحریم ها تولید سالانه ناخالص ملی ایران را از رقم بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار به ۳۸۰ میلیارد دلار کاهش داده و موجب سقوط اقتصاد ایران از مرتبه بیست ام اقتصاد جهانی به مرتبه سی و سوم گشته است. امری که قطعا عواقب جبران ناپذیر و واکنش های غافلگیرکننده اجتماعی به دنبال خواهد داشت.

معلوم نیست چرا حاکمیت جمهوری اسلامی که این پروژه را غیر نظامی می خواند و مدام از قول رهبر جمهوری اسلامی تولید بمب هسته ای را با معنویات اسلامی در تضاد معرفی کرده و می کند، در این دهساله با اصرار بر ادامه غیرشفاف فعالیت های هسته ای، این همه هزینه های سنگین بر کشور تحمیل نموده است. آیا اگر از آغاز مطابق تعهدات جمهوری اسلامی به آژانس هسته ای همه فعالیتهای هسته ای علنی و شفاف بود، و جمهوری اسلامی از آغاز بازرسی های سرزده بازرسان آژانس را از این فعالیت ها می پذیرفت بازهم اقتصاد ایران امروز با این کلاف سردرگم که معلوم نیست چه زمانی و با چه هزینه ها و دردسرهایی از آن خلاص خواهیم شد دست به گریبان بود؟ آنچه امروز در توافق ژنو پذیرفته شده چیزی بیش از آن مواردی که دهسال پیش نیز غرب به شرط شفاف بودن فعالیت هسته ای و اثبات غیرنظامی بودن آن حاضر به قبول آن بود نیست. با این تفاوت که آقای خامنه ای و رئیس جمهور دست نشانده ایشان (احمدی نژاد) با لجبازی های بی حاصل، شعارهای ضداسرائیلی و ضد آمریکایی بیهوده و برخوردهای ماجراجویانه با آژانس و شورای امنیت سازمان ملل کار را به این جا رساندند که قطعنامه هایی که “کاغذ پاره”  نبودند و صدور آنها “قطعنامه دان” قدرت های بزرگ را پاره نکرد  اقتصاد ایران و صادرات نفت کشور را فلج کرد و نهایتا حاکمیت را مجبور به پذیرش تعهدات خود در قبال آژانس، محدودیت در غنی سازی، توقف در گسترش کارخانه آب سنگین اراک و قبول شفافیت در همه فعالیت های هسته ای ساخت. یعنی آن که آنچه جمهوری اسلامی می توانست دهسال پیش به زبان خوش بپذیرد به زور تحریم ها و در موضع ضعف پذیرفت. آنهم صرفا در ازای آزاد کردن ۵ درصد از دلارهای نفتی بلوکه شده در بانکهای خارجی.

پس این توافق پیروزی جمهوری اسلامی نیست، بلکه عقب نشینی رهبر جمهوری اسلامی زیر فشار تحریم های فلج کننده ای است که سرچشمه درآمدهای حاکمیت را مسدود کرده است. اما این توافق برای مردم ایران که در ۲۴ خرداد از جمله به امید حل منازعه هسته ای و پایان یافتن تحریم ها به روحانی رای دادند یک پیروزی است و اصلا مهم نیست که برای حصول این توافق تیم مذاکره کننده چقدر در مساله هسته ای امتیاز داده و تا کجا عقب نشسته است.

کار روحانی و ظریف در دستیابی به این توافق که راه حل منازعه هسته ای را گشوده و مردم را خشنود و امیدوار کرده قابل ستایش است. اما نباید فکر کنیم که منازعه هسته ای ایران و غرب پایان یافته و تحریم ها هم به این آسانی از میان برداشته خواهند شد. اغراق در این زمینه به نومیدی می انجامد. این که برخی از فعالان سیاسی این توافق را یک پیروزی تاریخی اعلام می کنند و آن را بزرگتر از آنچه هست وامی نمایند کار درستی نیست. حقیقت آن است که خامنه ای در منازعه هسته ای برای گشایش در فروش نفت و کسب درآمدهای ارزی به عقب نشینی روی آورده و نام مستعار آن را هم “نرمش قهرمانانه” گذاشته است. برخلاف آیت اله خمینی که در جنگ هشت ساله شخصا آتش بس را پذیرفت، بنیه خامنه ای در حدی نیست که بتواند مسئوولیت خود را بپذیرد. او مسئوولیت پذیرش آتش بس منازعه هسته ای  و نوشیدن جام زهر را به دولت روحانی واگذار کرده است تا بتواند اگر لازم دید راه بازگشت خود را از روند معامله هسته ای باز بگذارد و دولت روحانی را به عقب نشینی در برابر فشارهای دشمن متهم سازد!

محمد جواد ظریف می گوید “حق غنی سازی و استفاده از دانش هسته ای در متن پروتکل الحاقی وجود دارد و این حق مسلم ماست. توافق فعلی در دو بخش به وضوح اشاره می کند که برنامه هسته ای ایران ادامه خواهد یافت. اما همزمان جان کری نظر دیگری دارد مبنی بر اینکه این توافقنامه نمی گوید که ایران حق غنی سازی دارد. تعبیر شما از این قرائت های متفاوت چیست؟

این که هریک از طرفین توافق تفسیر خاص خود را از مفاد آن ارائه می دهند بیشتر به این دلیل است که طرفین می کوشند آن دسته از شرکای خود که مخالف این توافق هستند را متقاعد کنند. سخنان آقای کری برای جلب رضایت افراطیون کنکره آمریکا و دولت نتانیاهو است. آنها پرزیدنت اوباما و آقای جان کری را به تسلیم در برابر ایران متهم می کنند و این توافقنامه را نه “توافقی تاریخی ” که پرزیدنت اوباما مدعی آن است بلکه “اشتباهی تاریخی” نام گذاری کرده اند. اوباما و وزیر خارجه آمریکا که بویژه برای کاهش تحریم ها به همکاری کنگره نیازمندند می کوشند به اعضای کنگره و متحدان خود از جمله اسرائیل نشان دهند که این توافق خواسته های ۱+۵ را تامین کرده و برنامه هسته ای ایران را به عقب رانده است. در ایران نیز طبیعی است که دولت روحانی و آقای ظریف برای خنثی کردن کارشکنی های افراطیون مدعی شوند که این توافقنامه یک پیروزی تاریخی است و گویا آنها توانسته اند خواسته های اصلی جمهوری اسلامی را به ۱+۵ بقبولانند و برنامه هسته ای کشور را به شرط شفاف سازی به سیاق سابق ادامه دهند. اما حقیقت آن است که هر دو طرف تا اندازه ای اغراق می کنند. هر دو طرف بویژه جمهوری اسلامی در این دادوستد از برخی از مطالبات خود صرفنظر کرده اند وگرنه توافقی به دست نمی آمد. تحریم های سنگین اقتصادی و خطر تشدید آن جمهوری اسلامی را در مذاکرات ژنو در موضع ضعف قرار داده بود و غربیها می دانستند که فشارهای مالی و اقتصادی، جمهوری اسلامی را به پای میز توافق کشانده است. اما فراموش نکنیم که آنچه از همه مهمتر است نفس مصالحه و توافق است که آرزوی قلبی مردم ایران بود. و به این اعتبار این توافق برای ایرانیان یک رویداد مهم تاریخی است.

این گفته آقای ظریف نیز درست است که حق غنی سازی در متن پروتکل آژانس که می گوید همه اعضا از حق تولید و استفاده از انرژی هسته ای برخوردار هستند مستتر است.

آیا این توافقنامه می تواند تندروهای افراطی داخل و کنگره آمریکا و اسرائیل را به حاشیه کشانده و منزوی کند؟

این توافق نامه قطعا گام بلندی به سمت حل منازعه هسته ای ایران و غرب و عادی سازی مناسبات طرفین است. لابی های دولت دست راستی اسرائیل و دولت های عربی خلیج فارس برای به شکست کشاندن مذاکرات ژنو بسیار کوشیدند. آنها می خواستند مطالبات ۱+۵ را بالا ببرند و به سطحی برسانند که هیات ایرانی نتواند آن را بپذیرد. و در این زمینه تا حدی هم موفق شدند فرانسه را با خود همراه کنند. اما دولت اوباما زیر بار نرفت و البته هیات ایرانی هم به دلایلی که در پیش گفته شد در وضعی قرار داشت که حتی الامکان از خود نرمش نشان داد. پاسخ من به پرسش شما در مورد منزوی شدن افراطیون مثبت است. افراطیون درهر دو سوی مذاکره فعلا به حاشیه رانده شده اند و شاید در این زمینه بیش از همه دولت اسرائیل منزوی شده باشد. اما به باور من آنها به این آسانی پیشرفت این روند را برنمی تابند و برای کارشکنی و به بن بست کشاندن این روند تلاشهای رسمی و غیررسمی و حتی ترفندها و توطئه های خود را دو چندان خواهند کرد.

به نظر شما این تغییر سیاست دولت ایران از تقابل به تعامل در عرصه های بین المللی آیا می تواند منجر به گشایشی در سیاست داخلی در رفع موانع اقتصادی و سیاسی کشور شود؟

آقای خامنه ای واحمدی نژاد در ۸ سال گذشته با اقتصاد و صنایع کشور کاری کرده اند که فقط نام خیانت شایسته آن است. در دوره ای که درآمد نفتی کشور نیمی از کل فروش نفت از زمان استخراج آن تاکنون بوده، ایران از هر زمان فقیر تر و بیکاری و گرانی و تخریب صنایع در حد دوران جنگ ۸ ساله برآورده می شود و شگفتا که هیچ کس پاسخگو نیست. نه آقای خامنه ای خود را در این فاجعه ای که دامن اقتصاد و صنایع کشور را گرفته پاسخگو می داند و نه اصول گرایان که همراه با بیت رهبری همه قدرت را در اختیار داشتند خود را مسوول می دانند. گویا فردی به نام احمدی نژاد که هیچ ربطی به آقای خامنه ای و اصول گرایان نداشته و در انتخابات ۸۸ مردم ایران او را انتخاب کرده اند، اشتباهاتی در امر مدیریت کشور مرتکب شده است. همین و بس. پاسخ من به پرسش شما در مورد گشایش و حل مشکلات اقتصادی منفی است. تحریم ها تا اندازه ای کاهش پیدا خواهند کرد اما فعلا همچنان ادامه خواهند داشت.البته همین توافق روانشناسی مردم را در قبال مسایل اقتصادی عوض می کند و تاثیرات موقتی مثبتی مثل بالا رفتن ارزش پول ملی و حتی احیای نسبی برخی صنایع را نیز به دنبال خواهد داشت. ولی حقیقت تلخ آن است که اگر همین امروز هم همه تحریم ها لغو شود، اقتصادی که در یک زمان هم دچار رکود و تعطیل صنایع است و هم دچار تورم سرسام آور به آسانی قابل درمان نخواهد بود. داروی تورم رکود را تشدید می کند و داروی رفع رکود تورم را افزایش می دهد. با توجه به این دو بیماری حدت یافته اقتصاد ایران، با توجه به حضور مافیای اقتصادی نظامیان، با توجه به وجود اسکله های رسمی قاچاق کالا که در سایه حمایت بیت رهبری فعالند و هیچ دولتی نمی تواند مزاحم آنها شود، با توجه به فساد دامنگیر دولتی و بالاخره با توجه به فقدان ساختارهای مدیریتی در عرصه های برنامه ریزی بانکی، پولی و غیره آنچه در افق می توان دید وخامت هرچه بیشتر اوضاع اقتصادی، تشدید تورم و گرانی و بیکاری و حتی احتمال شورشهای کور و خودانگیخته اعتراضی است.

در این مسیر شش ماهه چه عواملی می تواند مانع از ایجاد فضای اعتماد سازی و رسیدن به توافقنامه نهایی شود؟ گام های بعدی دولت در روند مذاکرات آتی چه باید باشد؟

در چنین شرایطی فقط آشتی ملی و همدلی و همکاری همه جریانات سیاسی دلسوز کشور می تواند مردم را برای یک دوره نسبتا طولانی امیدوار و آرام کند و برای دولت زمان و امکانات و ابزار لازم در حل و فصل گام به گام و تدریجی دشواری های اقتصادی فراهم سازد. اما حالا من از شما سئوال می کنم آیا حاکمیت جمهوری اسلامی ظرفیت پذیرش آشتی ملی و فراهم کردن شرایط آن را دارد؟ احمد جنتی در نماز جمعه هفته پیش به این پرسش پاسخ داده است.

به اعتقاد من شرایط ایران به سوی یک زلزله و انفجار عظیم اجتماعی سوق داده می شود مگر آن که هرچه زودتر زندانیان و حصر شدگان آزاد شوند و این آزادی با آزادی فعالیت احزاب سیاسی که لازمه سازماندهی جامعه و مشارکت عمومی در حل وفصل مشکلاتی است که به تنهایی از عهده هیچ دولتی ساخته نیست، همراه گردد.

متاسفانه ولی فقیه بصیرت درک این حقایق را ندارد. آقای روحانی اگر بخواهد روزنه ای به سوی نجات کشور بازکند، باید در مقام رئیس جمهور با توجه به اختیارات و وظایفی که همین قوانین اساسی جمهوری اسلامی برای ایشان تعیین کرده است با ادامه حصر رهبران جنبش سبز و محدودیت آزادی های سیاسی علنا مخالفت کند. خواستار پایان سرکوب و دخالت نظامیان و دستگاه قضایی در مسایل سیاسی کشور شود، برای آزادی زندانیان سیاسی تلاش کند و رهبر جمهوری اسلامی را برای پذیرش همه آزادی های مصرحه در فصل سوم قانون اساسی زیر فشارقرار دهد. به سخن دیگر بدون نرمش در برابر مردم نرمش در برابر ۱+۵ کارساز نخواهد بود. اگر ایشان مماشات با رهبری را جانشین تکیه به مردم بکند بجز برخی وصله پین های جزیی کاری از پیش نخواهد برد.

دولت روحانی در صورتی می تواند از این پس از موضع قدرت در مذاکرات آتی با ۱+۵ شرکت کند که پیش از آن آزادی های مصرح در قانون اساسی به اجرا گذاشته شود و رهبران جنبش سبز از زندان آزاد شده باشند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large