Skyscraper large

استقبال از ظریف با دستبند سبز

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

بیشتر از یک دهه ست که ایران نتوانسته جامعه ی جهانی را قانع کند که برنامه ی اتمی اش صلح آمیز است و پس از هر مذاکره، نه تنها مشکلى حل نشده بلکه گرفتار تحریمى جدید شده است. در دوران انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ اما تحریم های بین المللی هنوز به اینجا نرسیده بود که در سال ۹۲ رسید و بر کشور هزینه های بسیاری را تحمیل کرد. 

اما همان روزها هم بود که سعید جلیلی و تیم سیاست خارجی محمود احمدی نژاد، دست به دست هم دادند تا تحریم هایی که زمانی تعداد معدودی از کشورها از آنها پیروی می کردند را به مصوبه ای در سازمان ملل و تحریم های بین المللی رساندند. همان وقت بود که میرحسین موسوی در بیانیه ی شماره ۱۳ خود صراحتا اشاره کرد که : این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است.  

این برداشت میرحسین موسوی در کنار تاکید همواره ی او بر مساله سیاست های ماجراجویانه ی دولت احمدی نژاد نشان از نگاهی می داد که منافع ملی و مردمی را در همه ی حالات در نظر داشت. او در ادامه ی همان بیانیه از “راه سبز را زندگی کردن” نوشت و افزود که ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.  

اشاره ی میرحسین موسوی به راه سبز امید، همان است که پیشتر به عنوان مسیر مبارزه ی جنبش سبز تعریف کرده  و در آن مسیر یکی از مهمترین عناصر جنبش را مانند همیشه برجسته کرده بود:

 ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.  

میر حسین موسوی در یادداشتی که پس از تصویب قطعنامه ی ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل منتشر می کند اشاره دارد که نظام می توانست با رویکردی همراه با ٰ تدبیر وعقلانیت ٰ از تحمیل این رنج ها بر مردم جلوگیری کند. این یادداشت که ۱۶ تیر ۱۳۸۹ منتشر شده است با یک پیش بینی نسبت به آینده ادامه می یابد:

“برای اینجانب مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثرخواهد گذاشت. تولید ناخالص را پائین خواهد آورد، بیکاری را بیشتر خواهد کرد، مردم را در تنگنای مشکلات بیشترمعیشتی واجتماعی قرار خواهد داد، فاصله ما را ازکشورهای در حال رشد جهان بویژه کشورهای همسایه رقیب بیشتر خواهد ساخت و آخرین میخ را بر تابوت چشم اندازبیست ساله خواهد کوبید”. 

آنچه بر میرحسین موسوی روشن بود آن روزها برای رئیس جمهور کودتا ورق پاره ای بود که هیچ ارزشی نداشت و در جایی دیگر حتی گفته شده بود که این تحریم ها به پیشرفت ایران کمک می کند، اما آینده مشخص کرد که آن تحریم ها حاصل کاغذ پاره نبودند و اقتصاد ایران را ویران کردند. 

میر حسین موسوی با اشاره به خروج تیم سیاست خارجی دوران اصلاحات و حتی در دوره ای که علی لاریجانی مسئولیت مذاکرات را بر عهده داشت می گوید: بر خلاف دوران جناب اقای خاتمی عده کمتر وکم تجربه تری درگیر این پرونده حساس هستند. و به طور قطع یکی از دلایل ورود به این مرحله ناخوشایند و بحرانی تنگ بودن دایره مشاوران زبده است. همین نگاه را در نظر داشته باشید تا تحولات امروز را بررسی کنیم. 

مردم در انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲ برای پاسداری از امید خود به تدبیر و امید رای می دهند و مساله تحریم را به یکی مطالبات مشخص خود تبدیل می کنند. نکته آنجاست که سعید جلیلی مسئول مذاکرات اتمی هم خود را برای ریاست جمهوری کاندیدا می کند و جالب اینکه نه فقط حسن روحانی که علی ولایتی؛ مشاور بین الملل رهبر جمهوری اسلامی نیز سیاست های او در مذاکرات را به نقد می کشند و البته از برخی کارشکنی ها در مسیر مذاکرات پرده بر می دارند. به هر روی مردم از اولین روز پیروزی حسن روحانی انتظار داشتند که او مسیری متفاوت در مساله هسته ای را بر عهده گیرد و البته او با انتخاب وزیر امورخارجه به عنوان مذاکره کننده ی ارشد نشان داد آینده ای متفاوت را می توان امیدوارانه در انتظار بود. 

محمد جواد ظریف نیز تجربیات خود را به کار گرفت تا سرانجام در هفته ی گذشته ی برای اولین بار در دهه ی گذشته، ایران توانست با جامعه ی بین الملل به تفاهم برسد. تفاهمی که امید مى رود تا بخش بزرگی از جهان را به سمت آرامش خواهد ببرد. 

این پیروزی با شادی مردم در استقبال از وزیر امور خارجه و تیم مذاکره کننده همراه شد. اما نکته ی مهم تر رویش دوباره ی دستبند های سبز و شعار های “یا حسین میر حسین” در مراسم استقبال از ظریف بود که نشان می داد با تحمل آسیب هاى بزرگ کودتای ۸۸ و سرکوب های پس از آن و تمام اتفاقات پیرامونی انتخابات ۹۲، این همان عهد پیشینی است که مردم بر آن استوار مانده اند و آن جمله ی طلایی میرحسین موسوی را تداعی می کنند : 

“از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید. امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند”.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large