Skyscraper large

آیا مسئله‌ى هسته‌ای واقعا “حیاتى” است؟

24469-احسان سلطانى - ehsan soltani

احسان سلطانی

چرا مسئله ی هسته ای ایران به یکباره با تغییر دولت احمدی نژاد و آمدن دولت آقای روحانی برای عده ای از منتقدین دیروز که موضوع هسته ای را در آن زمان غیر مهم و غیرضروری می دانستند حالا به مسئله ای حیاتی و یکی از مهمترین منافع ملی کشور تبدیل شده است؟

آیا تنها تغییر تیم مذاکره کننده از جلیلی به ظریف و لزوم حمایت همه جانبه از دولت منتخب مردم باعث تغییر مسئله ای غیرضروری به مسئله ای حیاتی شده است؟ مسئله ای که اصرار بر آن بحران های غیرضروری اعم از تحریم های غیرقانونی و سختگیرانه را به مردم کشورمان تحمیل کرده است.در نظر داشته باشیم که ظریف در آخرین پیام ویدئویی خود حتی یک بار هم به تحریم ها اشاره نمی کند. وی به تحولات و پیشرفت های هسته ای تنها به عنوان تابعی از خواست ایرانیان برای دریافت احترام جهانی اشاره می کند.

بیایید با فرض اینکه فردا مسئله ی هسته ای ایران از طریق مذاکرات حل و فصل شود اهمیت و نتیجه ی به ثمر نشستن آن را برای کشور و مردم بررسی کنیم: 

۱- دکتر بهروز بیات در سخنرانی ای که ۱۰ ژوئن ۲۰۱۱ در لودویگزهافن آلمان در خصوص مسئله ی هسته ای ایران داشت به موارد متعددی از حیاتی نبودن مسئله هسته ای برای کشورمان اشاره کرده است.بر اساس بخش هایی از این سخنرانی عمده ی هدف برنامه هسته‌ای ایران که در سال ۱۳۲۹ و با حمایت ایالات متحده اغاز شده بود در سال ۱۳۵۳ با تأسیس سازمان انرژی اتمی ایران و امضای قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر شکل جدی به خود گرفت بر پایه ی این شعار استوار بود که تولید برق به روش هسته ای برای ایران امری حیاتی است.مسئله حیاتی یعنی اینکه اگر ایران نتواند به واسطه ی فنآوری هسته ای برق فراهم کند در آینده چرخ های تولیدی کشور باز خواهند ایستاد و کشور دچار  بحران اقتصادی، قحطی، فقر و تنگدستی خواهد شد.

آیا این ادعا که دستیابی به انرژی هسته ای امری حیاتیست درست است؟ الف اینکه در ایران ارزش انرژی زائی منابع اورانیوم  با ۱٫۵ اگزا ژول باندازۀ ۰٫۲۷% منابع نفت، کمتر از ۰٫۰۸۳% منابع گاز و ۸٫۸% برق آبی است.حال چگونه میتوان ادعا کرد که  اهمیت دستیابی به فناوری هسته ای از کشف و استخراج نفت بیشتر است و یا تسلط بر آن صدها برابر از ملی کردن صنعت نفت مهمتر است؟

باید در نظر داشت تنها ذخائر تا کنون شناخته شدۀ گاز ایران (۲۹۶۰۰ میلیارد متر مکعب) با میزان استخراج ومصرف کنونی(به ترتیب با ۱۸۲و ۱۴۰ میلیارد متر مکعب در سال) (طبق تخمین آژانس بین المللی انرژی اتمی برای ۱۶۶ تا ۲۱۰ سال کفایت می کند ). البته میزان مصرف ایران با ۱۴۰ میلیارد متردرمکعب در سال در حال حاضر بسیار افراطی و پس از ایالات متحده و روسیه در جایگاه سوم قرار دارد. با این وجود میتوان نتیجه گرفت که تا آینده ای نسبتأ دورایران با کمبود ذخائر انرژی مواجه نخواهد بود.و اصرار بر به نتیجه رساندن انرژی هسته ای با هزینه های گزاف و پرداخت مبالغ هنگفت به روسیه و کشورهای دیگر در حالی صورت می گیرد که کشورهای همسایه از جمله قطر  در حال غارت مخازن گازی کشور ما هستند.

این را نیز در نظر بگیریم که نیروگاهی که پس از سال ها در کشور با حرف و حدیث های بسیار به بهره بردای رسیده است تنها قابلیت تولید ۱۰۰۰ مگاوات برق را داراست. در حالی که بر اساس آمار موجود کشورمان حدود ۲۶۸۰۰ مگاوات برق در سال نیاز دارد.یعنی برای رسیدن به این ظرفیت تولید،  کشورمان نیاز به راه اندازی حداقل ۲۰ نیروگاه دیگر دارد.این در حالی است که شرایط اقلیمی ایران اجازه ی راه اندازی این تعداد نیروگاه هسته ای را نمی دهد.

ضمن اینکه مطابق آمار آژانس بین المللی انرژی اتمی بر مبنای اطلاعات کسب شده از جانب سازمان انرژی اتمی ایران  مقدار ذخائر اورانیوم محرز شده ۳۰۰۰ تن است و میزان ذخائر احتمالی ۲۰۰۰۰- ۳۰۰۰۰ تن برآورد می شوند.

اکنون فرض کنیم که ممکن میشد این شمار نیروگاه هسنه ای را براه انداخت. هر نیروگاه بطور میانگین  سالانه ۱۰۰۰۰۰ واحد کار جداسازی  برای غنی سازی اورانیوم نیاز دارد که تقریبأ هم ارز ۱۵۰ تن اورانیم است. ۲۰ نیروگاه در سال ۳۰۰۰ تن سوخت لازم دارند.

نتیجه اینکه ذخائر شناخته شده و محرز ایران(۳۰۰۰ تن)  برای یکسال کفایت میکند. چنانچه تخمین خوشبینانه (۲۰۰۰۰-۳۰۰۰۰ تن) از منابع احتمالی و محرز نشده را پایۀ محاسبه قرار دهیم در این صورت ذخائر اورانیوم تنها برای ۱۲-۱۳ سال نیاز  نیروگاه هائی را که قرار است ساخته شوند برآورده میکند. حال میدانیم که عمر متوسط نیروگاه های هسته ای حدود ۴۰-۵۰ سال است.  این بدان معنی است که پس از ۱۲-۱۳ سال باید اورانیوم از خارج وارد کرد. یعنی کشور درست به حالتی بازمیگردد که قرار بود از آن پرهیز شود. وابستگی ای که بوجود خواهد آمد عمدتأ به کشورهایی مانند کانادا و استرالیا خواهند بود که بیشترین منابع اورانیوم  را در اختیار دارند. موضوع نگهداری و تعویض قطعات را نیز باید در نظر گرفت که با توجه به اینکه ایران به طور کامل این تکنولوژی را در اختیار ندارد لذا باز هم نیاز به وابستگی به کشورهای خارجی و پرداخت هزینه های هنگفت جهت نگهداری از مراکز هسته ایست.لذا بر این اساس مسئله ی تولید برق که از آن به عنوان یکی از مهمترین اهداف نیروگاه های هسته ای یاد می شود با ابهامات بسیاری روبروست. 

۲- از پذیرفته نبودن توجیه اقتصادی مهمتر،مسئله ضایعات هسته ای و زباله های اتمی‌ست. ایجاد فضای هیجانی و عدم پرسشگری نسبت به آینده ی نیروگاه های هسته ای، یکی از مهمترین نگرانی های کشورهای صاحب فناوری هسته ای که همان ضایعات هسته ایست را از یاد ایرانیان برده است.اگر چه امروزه راه های متفاوتی برای دفع ضایعات هسته ای از جمله فشرده سازی،پردازش شیمیایی،محفوظ سازی و ذخیره سازی  شناخته شده است اما پر هزینه بودن هر یک از آنها سبب شده است که کشورهای صاحب این تکنولوژی نیز از راه های غیر اصولی و غیرانسانی چون دفن غیرمجاز و بدون آستر آنها در کشورهای فقیر استفاده نمایند.

آژانس بین المللی انرژی اتمی مدتی پیش در گزارش خود به شورای امنیت از دو منطقه، به عنوان محل دفن زباله های هسته ای ایران نام برد. یکی منطقه “آق اولر” در کوه های تالش و دیگری “سفید تپه” بین مسیر چابکسر به رامسر. این خبرالبته به هیچ وجه توسط جمهوری اسلامی ایران تایید نشد.ایزوتوپ های رادیواکتیو در زباله‌های مایع، معمولا از طریق بارندگی به صورت جامد در می‌آید و انبار می‌شود و اگر این زباله‌ها در زمین در گودال های بدون آستر، بدون آنکه در محفظه‌های خاص باشند، دفن شوند طی چند قرن بعد آب های زیرزمینی آنها را پراکنده خواهند کرد.

ترس از مواد رادیواکتیو دیگر برای جهانیان و دانشمندان هسته ای یک کابوس شده است. تجربه فاجعه هیروشیما و انفجار نیروگاه اتمی برق چرنوبیل نشان داد که حتی اگر یک گرم اورانیوم غنی شده به طبیعت و محیط زیست زندگی انسان وارد شود، چهار میلیون سال طول خواهد کشید تا وزن یک گرم اورانیوم و تشعشعات و آلودگی های سرطان زای ناشی از آن به حد نصف و یا به حد صفر برسد. هنوز کسان بسیاری هستند که در هیروشیما با مشکلات شیمیایی و آثار به جامانده از آن جنایت تاریخی دست و پنجه نرم می کنند؛ همانگونه که ساکنان دریای خزر بعد از گذشت ۲۰ و اندی سال از حادثه چرنوبیل با مشکل آلودگی دریای خزر و انقراض بسیاری از ماهیان و عدم کوچ بسیاری از پرندگان نادر به سواحل دریای خزر و همچنین آلودگی بسیاری از محصولات سیفی در این مناطق روبه رو هستند.اگرچه مقامات سازمان انرژی اتمی گفته اند که به روش های استاندارد اقدام به دفن این زباله های می نمایند اما با در نظر گرفتن چشم انداز سازمان انرژی اتمی،یعنی دارا بودن بیست نیروگاه، مسئله دفع ضایعات و پرهزینه بودن آن به شیوه های اصولی در هاله ای از ابهام قرار دارد و نگرانی های جدی ایجاد می کند.

اما چه راه حل هایی برای دفن زباله های هسته ای وجود دارد؟ تاکنون نه روش دفن زباله ها در چاه های عمیق قابل اعتماد بوده است و نه روش دفن زباله های پرتوزا در ورقه های یخی در قطب. روش دیگری که اینک در برخی از کشورهای اروپایی مورد استفاده قرار می گیرد قرار دادن زباله ها در یک مخزن زیرزمینی است که در یک توده سنگ مناسب حفر شده است. این توده سنگ باید یک سد نهایی در برابر مهاجرت زباله هسته ای از مخزن باشد، به نحوی که بتوان امکان ایجاد هرگونه شکاف در سیستم های نگهداری زباله را کاهش داد. پاکستانی ها نیز زباله های خود را در بستر اقیانوس می ریزند. روشی هم به هیچ وجه قابل اطمینان نیست و این ترس وجود دارد که رسوبات شکل گرفته در اعماق دریا موجب آزادی مواد رادیواکتیوی شود. روش های دیگر هم مانند دفن زباله های هسته ای در فضا به وسیله شلیک راکت های فضا پیما نیز تاکنون در مرحله بحث قرار گرفته، اما وارد مرحله آزمایش هم نشده است.

تا اینجا تجربه نشان داده که بهترین روش همان است که آمریکا و انگلیس انجام می دهند: یعنی دفن زباله های هسته ای در یک مخزن سنگی. به عبارتی ایجاد تونل در دل کوه ها به شرط آنکه محل نگهداری زباله ها به گونه ای باشد که به مدت ۱۰ هزار سال از محیط زیست به دور باشد چون تا آن زمان مواد هسته ای در حالت خطرناک خود هستند. 

اما مسئله اینجاست که هزینه دفن این زباله ها آنقدر زیاد است که هر کشوری قادر به پرداخت آن نیست.

کشور های صاحب انرژی هسته ای زباله های هسته ای خود را به دو منظور دفن می کنند: اولین منظور بازیافت بخشی از زباله های هسته ای است برای آنکه بتوان مجددا آنها را به عنوان مواد سوخت به کار برد. دومین منظور هم انبار کردن بخش دیگری از آن زباله ها در لایه های عمیق زیر زمینی به منظور کم اثر کردن بار رادیو اکتیوشان است.

حالت اول که خطرات بازیافت دوباره، مانند تصادفات در مواقع حمل و نقل به کارخانه های بازیافتی و باز تکثیر پلوتونیوم، بسیارخطرناک است، طرفدار ندارد. علاوه برآنکه هزینه های اضافی برای بازیافت هم چندان عاقلانه نیست. حالت دوم نیز به هزینه زیادی احتیاج دارد. هزینه ای که دکتر ژیلبرت اگرمونت، استاد دانشگاه آزاد بروکسل فقط برای زباله های رادیواکتبو ضعیف، آن را بین ۱۶ تا ۲۰ میلیارد یورو تخمین زده است. بودجه ای که برای زباله نیروهایی که به منظور غنی سازی اورانیوم ساخته شده، و زباله هایی که رادیواکتیو قوی تولید می کند، بسیار بیشتر است.

علاوه براین بودجه هزینه های جانبی یک مرکز اتمی را نیز باید در نظر گرفت. نیروگاه های اتمی عمر محدودی دارند و وقتی عمرشان به پایان رسید باید نابود شوند. آمار نشان می دهد نابودی فقط یک نیروگاه در ایالت ماساچوست آمریکا ۴۵۰میلیون دلار خرج برداشته است. در ضمن باید توجه داشت که به علت آلوده بودن دیواره های ساختمان به مواد رادیواکتیو فقط آدم های مصنوعی قادر به انجام عمل نابودسازی هستند.

اما آیا ایران در این حد پیشرفتگی هست که زباله های هسته ای را خود به تنهایی و البته به روشی علمی نابود کند؟ 

با در نظر گرفتن آنچه گذشت آیا مسئله ی هسته ای هنوز مسئله ای حیاتی و یکی از مهمترین منافع ملی کشورمان است؟

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large