Skyscraper large

چهار محرم پس از عاشوراى ٨٨

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

باز هم محرمی دیگر رسید، هیات های عزاداری به راه می افتند و ذکر مصیبت بر آنچه در ۶۱ ه.ق. بر حسین بن علی روا داشته شد، نقل محافل می شود. اما هر روز ما در سایه ی هیات های حکومتی که شعارهای سیاسی حاکمیت را محور فعالیت های خود قرار می دهند، شاهد کمرنگ شدن هیات های سنتی هستیم که در میان تمام مداحی های خود پیام آزادی خواهی و حق طلبی امام حسین را محور اشعارشان است. اما برای بسیاری از ایرانیان عاشورا دیگر نه فقط یک واقعه ی تاریخی در قرن ها پیش، بلکه یک سرکوب غیر قانونی و غیر شرعی در سال ۱۳۸۸ را همراه خود دارد. 

آن سرکوب و کشتار که کیفیت آن کمتر در روزهای پیشین آن دیده شده بود، بسیاری را شگفت زده کرده بود. در روزهای بعد از آن بود که میرحسین موسوی با انتشار بیانیه ای تلاش کرد بخشی از این فاجعه را از دید خود تحلیل و تفسیر کند. موسوی در ابتدای بیانیه خود این نگاه که معترضان تنها در پی بیانیه ها و فراخوان های او به خیابان می آیند را رد می کند و راه برون رفت از بحران را نه سرکوب معترضان بلکه در بازگشت به قانون و انجام اصلاحات بر آمده از آن توصیف می کند. 

 موسوی در بیانیه مزبور به نقش مهم شبکه های اجتماعی اشاره می کند و حضور مردم در خیابان را حاصل همین شبکه های خودجوش و خواست درونی آنها می داند. وی به صراحت اعلام می کند که آنها تحت شعارهای مذهبی و اعتراضی در چهارچوب معمول به خیابان آمده بودند و در ادامه به تحلیل رفتار معترضان می پردازد که تلاش کرده بودند در مواجهه با نیروهای سرکوب گر تا سر حد ممکن خشونت اعمال نکرده و به تعبیری حرمت آن روز محترم را با ریختن خون زیر پای نگذارند و از انحراف اعتراض مدنی و یا به تعبیری دیگر عزاداری اعتراضی اشان جلوگیری کنند، او در بیانیه خود می نویسد : «جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می‌بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آن روز سعی می‌کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد.» 

اما نحوه و میزان سرکوب در آن روز به نحوی بود که در ظهر عاشورا در تهران بسیاری شگفت زده و خشمگین شروع به شعار دادن می کنند. از دید میر حسین موسوی آنچه تندروی در شعارها لقب گرفته بود، حاصل سرکوب های بیش از حد خشن، به پایین پرتاب کردن مردم از روی پل، زیر گرفتن مردم توسط ماشین های نظامی و تیراندازی به سوی آنهاست. نکته ی جالب شاید آن باشد که در همین تیراندازی ها او خواهر زاده ی خود را از دست می دهد اما هرگز نه در این بیانیه و نه در جایی دیگر نامی از او نمی برد و تصریح می کند که او را مانند دیگر شهدای جنبش سبز می بیند. 

موسوی در ادامه بیانیه ی خود به تهدیدها و فشارها اشاره می کند و به در پاسخ به آنها می گوید: «فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد و در ادامه نیز می گوید «بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.» 

نکته مهم این بیانیه آن است که در اوج خشم و در بیشترین حد تحدید و تهدید او راه حلی ۵ گانه برای عبور از بحران را ارائه می کند: 

اعلام مسئولیت پذیری دولت نسبت به ملت و پایان حمایت های غیرمعمول قوه ی قضاییه از دولت و پرسشگری آنها در مقابل کاستی ها. 

تغییر قانون انتخابات به نحوی که یک رقابت آزادانه را تامین و تضمین کند. 

آزادی زندانیان سیاسی و احیا حیثیت و آبروی آنها. 

 آزادی مطبوعات، گسترش کانال های ماهواره ای، و پایان دادن به ارسال پارازیت و فیلترینگ اینترنت. 

و آخر، پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی و به رسمیت شناخته شدن حق مردم برای تجمعات قانونی. 

 این نکته بسیار مهم است که ۴ سال پس از آن وقایع همچنان این ۵ راه حل تنها راه برون رفت از بحران های داخلی و راهی برای آشتی تمام نیروها محسوب می شود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large