Skyscraper large

“عزاداریهای نامشروع”، کتابی که نایاب شد

d6f5g4df4f

عکس از هنردز

سید هادی طباطبایی

زمانی که جدال بر سر مشروطه، در میان علمایِ نجف در گرفته بود، کتابی منتشر شد که نگاهها را از جریان مشروطه، به سمت عزاداریهای عاشورایی کشاند. این کتاب به قلم آیت الله سید محسن امین جبل عاملی، نوشته شده بود و ” التنبیه لاعمال الشبیه” نام داشت. سید در آن کتاب، بر عزاداریهای ناروا و نامعقول خرده گرفته بود. او با اشاره به پیشینه ی تاریخی عزاداری گفته بود که:  ” کارهایی از قبیل قمه زنی و تیغ زنی را ما حتی در زمانهای قوّت تشیع  هم نداشتیم. در زمان آل بویه در ایران و یا زمان مامون و اوایل زمان عباسیان که شاهان شیعه بر مردم حکومت داشتند و از طرفی علمای بزرگ شیعه از قبیل شیخ مفید و سید مرتضی در آن زمانها بوده اند نیز از این گونه اعمال، نمی بینیم و هیچ خبری این موضوع و اثبات آنرا نقل نکرده اند. در صورتی که در همان وقت در عزاداریها حتی در بغداد نیز که مرکز سنی ها بوده بازارها را تعطیل می کردند و مفصل عزاداری می کردند، هرگز کسی نبوده که قمه بزند”.[۱] سید محسن امین، علاوه بر بررسی تاریخی، کوشیده بود تا از شیوه ی فقهی نیز بهره بگیرد و عزاداریها را صورت معقولی ببخشد. او با استناد به این آیه که خداوند می فرماید: “ما در دین، امر دشواری را بر شما بار نکردیم” می گوید که رواج انواع آسیب رسانیها به بدن، خلاف رویّه ی قرآنی است.[۲] او همچنین با استناد به حدیث پیامبر که می فرمود: “من برای شما دین آسانی را آورده ام” بر مدعای خود استدلال می کرد. سید محسن امین در آن نوشتار از این قول امام صادق(ع) هم مدد گرفت که “برای ما زینت آفرین باشید نه باعث سرافکندگی  و مذّلت”. او با استفاده از این  احادیث، به اثبات می رساند که آداب و رسومی چون تیغ زنی، قمه زنی و قفل بندی، علاوه بر اینکه مشقاتی برای مسلمین دارد، باعث حقارت مسلمانان در میان ملل خارج می شود و لذا حرام است.[۳] علامه سید محسن امین، در پایان استدلالهای فقهی اش با اشاره به حرمت سوگواری های نامشروع در جامعه شیعی و حرام بودن آن از نظر عقل، نوشت که: “دین اسلام دین عقل است. مسلمان واقعی یعنی عاقل کامل. بنابراین هر کاری که مخالف عقل باشد، بدون شک حرام است و اگر از ائمه نیز درباره آن تحقیق نشده باشد، به پیروی از عقل، ما مجبوریم که از آن دوری بجوییم”.[۴] علامه سید محسن امین، درباره ی انگیزه ی نگارش این کتاب نیز گفت که : “خدا خود می داند و بندگان راستگو و درست کردار او نیز همه می دانند که من در این گوشه انزوا نشسته ام، مال و جان و عمرم را فقط و فقط وقف انتشار احکام خدا و پراکندن حقایق کرده ام و در این کار نیز از هیچ کس کمکی نخواسته ام و هیچ قصدی جز این ندارم. در این کار نیز قصدم جز تهذیب این اخبار دروغ و جلوگیری از این منهیات و ممانعت از این بی آبرویی هایی که به نام اسلام می شود، چیز دیگری نیست و می کوشم ذاکرین و وعاظ، کسانی باشند که توجه همه را جلب کنند و گوشها و قلبها را به خود معطوف کنند. و در عین حال باعث افتخار و مفخر اسلام باشند، نه باعث ننگ آن. می کوشم که این روضه ها و این عزاداریهای آنان هم عبادتی باشد خالی از هر گونه شائبه و ریب و قصه. و دیگر اینکه اقامه ی عزا برای امام حسین (ع) چیزی جز ذکر مناقب آن بزرگوار و مقاصد مسلّم آن سرور و فهماندن اینکه چرا او خود را به کشتن داد، چیز دیگری نیست. و اگر چنین باشد و بالای منابر جز این ها سخنانی رانده نشود، بدون شک این خود یک وسیله ترویج اسلام است و از اینگونه مجالس است  که باید حمایت و پشتیبانی کرد و بر عکس بر پای داشتن مجالسی ناروا به نام دین، بدون شک بزرگترین ضرر را به پیکر اسلام وارد می آورد”.[۵]

بحثهای این کتاب به نجف هم کشیده شد. مراجع نجف در مقابل این کتاب اعلام موضع کردند.  بسیاری از مراجع نجف، به مخالفت با این کتاب پرداختند. آیت الله نائینی نویسنده ی کتاب تنبیه الامه هم از مخالفان این کتاب بود. مرحوم نائینی هم از قمه زنی دفاع کرد .[۶] مخالفتها علیه، سید محسن امین، شدت گرفت تا آنجا که در نجف هنگام نوشیدن آب می گفتند آبی بنوش و نفرینی بر امین کن. گرچه پس از چندی و با شدیدتر شدن این عداوت با سید محسن امین، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و سید محمد حسین کاشف الغطاء از مراجع نجف، به دفاع از وی پرداختند و فتاوایی مشابه با محسن امین دادند، اما سید امین تا آخر عمر خانه نشین شد.

این کتاب به ایران هم رسید. پس از شهریور ۱۳۲۰، انجمنهایی شکل گرفته بود که می کوشید، رسالت دینی و مذهبی را دنبال کند. یکی از این انجمنها تمامی تلاش خود را پیراستن جهل و خرافات از عرصه ی دینی اعلام کرده بود. این انجمن که از تعدادی از روشنفکران آن زمان تشکیل شده بود، عنوان “انجمن اصلاح” را برای خود برگزیده بودند. در این انجمن، جلال آل احمد، امیرحسین جهانبگلو، آیت الله سید رضا زنجانی، علی نقی منزوی و ناصر صدرالحفاظی فعالیت می کردند. این انجمن، کتاب سید محسن امین را به عنوان رساله ای در خور توجه انتخاب کرد و آنرا ترجمه کرد. این کتاب توسط جلال آل احمد با عنوان ” عزاداریهای نامشروع” ترجمه شد. این کتاب اما در ایران هم با مخالفتهایی روبرو شد. جلال آل احمد گفته بود که : ” جزوه ای ترجمه کرده بودم و یکی دو قِران فروختیم و دو روزه تمام شد و خوش و خوشحال بودیم که انجمن یک کار انتفاعی هم کرده، نگو بازاریهای مذهبی همه اش را چکی خریده اند و سوزانده اند. این را بعدها فهمیدم.”[۷] این کتاب در ایران هم مورد بی مهری قرار گرفت. کتاب عزاداریهای نامشروع، نوشته ی سید محسن امین با ترجمه ی جلال آل احمد، پس از سال ۱۳۲۲ دیگر تجدید چاپ نشد. نسخه های اولیه ی این کتاب هم علی الاغلب سوزانده شد. شمس آل احمد برادر جلال اما از آیت الله سید رضا زنجانی خواست تا نسخه ای دست نویس از این کتاب تهیه کند. نسخه ی دست نویسی شده ی آیت الله زنجانی در سال ۱۳۶۹ در بوشهر با تیراژ ۳ هزار نسخه به چاپ رسید. اما دیگر اثری از این کتاب یافت نشد..

 


[۱] عزاداریهای نامشروع،صص۵۱-۵۲

[۲] همان، ص۵

[۳] همان، ص۶

[۴] همان، ص۷

[۵] همان، ص۸

[۶] مجموعه مقالات کنگره آخوند خراسانی، ج۲، ص۳۳۵

[۷] جلال آل احمد، یک چاه و دو چاله، ص۴۹

  •  وبلاگ نویسنده
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large