Skyscraper large

دروغ در جامعه و حاکمیت

x6dfffff-فاریا بارلاس-faria barlas

فاریا بارلاس

دروغ مشکل بزرگی در زندگی روزمره مردم در ایران به شمار میاد.  دروغ هم از سوی حاکمیت و هم از سوی مردم در چهارچوب های اجتماعی و فردی مشاهده شده و  سبب می شود اعتماد و اطمینان مردم نسبت به یکدیگر و نسبت به حاکمیت خدشه دار شود.

دروغ معمولا بیانی خلاف واقع و یا پنهان یک واقعیت است و عملی است که فرد به طور عمدی سعی می کند گفتار یا عمل نادرست را در ذهن دیگران درست و حقیقی جلوه دهد. دروغ در واقع سخن و مطلبی است که مطابق با واقع و حقیقت نیست یعنی بین آنچه که توسط فرد بیان می شود و آنچه در جهان خارج وجود دارد  رابطه منطقی و صحیح وجود ندارد. متاسفانه ما در جامعه ای زندگی میکنیم که تجربه عدم صداقت از سوی حاکمیت را در کانتکست و جایگاه های متعدد کسب کرده است 

مبحث دروغ و دروغ گویی را نمیتوان تنها به حاکمیت و منابع قدرت متصل کرد چرا که حاکمان و منابع قدرت هم اعضای جامعه ای محسوب می شوند که در آن دروغ یکی از معزلات اجتماعی در آن محسوب می شود و مشکل عدم صداقت و دروغگویی بسیار فراگیر تر از نسبت دادن آن تنها به حاکمیت است. متاسفانه ما در زندگی روزمره  هم گسترش وسیع بی اعتمادی مردم نسبت به یکدیگر را شاهد هستیم. مساله دروغ در خانواده ها و روابط بین اعضای خانواده هم مشکل ساز شده است.  حس بی اعتمادی و گسترش پدیده دروغ روابط فردی و اجتماعی بسیاری را تحت تاثیر خود قرار داده است .  

 پر واضح است که پرورش حس اعتماد باید از نهاد خانواده آغاز شود و کودک ابتدا در فضای خانواده است که بسیاری از معیارها و استاندارهای رفتاری را می آموزد.  پرورش حس اعتماد تنها از طریق پرورش پدیده صداقت امکان پذیر می شود. در چنین شرایطی  پیش زمینه ذهنی کودکی که دنیا را از دریچه نا امنی می نگرد آماده گسترش حس بی اعتمادی در سالهای بعدی است . مشکل بی اعتمادی و به دنبال آن زیر پا گذاشتن حقوق دیگران و عدم صداقت که از پیامد های عدم اعتماد اجتماعی محسوب می شوند الزاما با تغییر در ساختار حاکمیت   از بین نمی رود و به دلیل نهادینه شدن فرهنگ دروغ و بی اعتمادی در بین مردم  این مشکل اجتماعی و فردی می تواند سالهای متمادی ادامه یابد و نسل های بعدی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

البته قابل به تاکید است که دروغ و دروغ گویی به عوامل شخصیتی فرد نیز برمیگردد .افرادی که از عزت نفس پایینی برخوردار هستند و یا حقیقت بنیادی خود و یا فضای اطراف خود رو به رسمیت نمیشناسند و یا نمیپذیرند ناچار به ساختن یک فضای ذهنی و یا یک فرد ذهنی از خودشان میشوند که به بیان دیگر ساختارهای بیرونی و درونی فرد با یکدیگر دچار تناقض شده و گاها آنچه ساخته و پرداخته ذهن فرد هست بر واقعیت حاکم میشه. در چنین شرایطی فرد ناچار به پذیرفتن دروغ های خود شده چرا که توان مواجه شدن با  تناقض های بیرونی و درونی خود را دارا نیست. 

رواج داشتن دروغ و دروغگویی در کلیت جامعه و در میان اقشار مختلف اجتماعی و فراگیر بودن آن، نشان از وجود اختلال در فرایند جامعه پذیری در خانواده و نظام آموزش و رسانه ها دارد که این سه، از مهم ترین عوامل الگوساز در روند جامعه پذیری هستند. اگر چه «فرهنگ آرمانی» جامعه ایران به دلیل متاثر بودن از آموزه های دینی و ارزش های ملی، ضددروغگویی است و همواره بر راستگویی تاکید دارد، اما «فرهنگ واقعی» این جامعه دروغ را ساخته و پرداخته می کند و آن را به الگویی کارآمد در مناسبات عینی و روابط روزمره اجتماعی تبدیل کرده که در جریان انتقال هنجارها از نسلی به نسلی دیگر انتقال می یابد

متاسفانه با نگاهی حتی سطحی به رویکردهای حاکمیت میبینیم که در بسیاری مواقع با عدم صداقت از سوی انان مواجه می شویم . مردم به تجربه دریافته اند که آنچه از سوی حاکمیت به عنوان حقیقت به آنان القا می شود در بسیاری موارد با واقعیت مغایرت داشته است. از آنجا که تمام رفتارهای انسان و از جمله پیچیده ترین فعالیت های وی را می توان بر حسب شرطی شدن او تعیین کرد تحلیل حس بی اعتمادی مردم با آنچه در روانشناسی  شرطی شدن فعال نام دارد  امکان پذیر می شود.   یادگیری حاصل از شرطی شدن فعال یکی از انواع یادگیری بنیانی و اساسی است که در تغییر فن آوری  رفتار کاربرد وسیعی دارد.  زمانی که افراد در مقابل رفتارهای گروهی و اجتماعی با عکس العمل غیر منتظره ای از سوی  حاکمان  مواجه می شوند به طور شرطی یاد می گیرند که نمی توانند به ثبات رفتاری حاکمیت در برابر رفتارهای خود مخصوصا رفتارهایی که شیوه انتقادی و یا اعتراضی دارد اطمینان کنند. از یک سو به آنان وعده گفتمان آزاد داده می شود و از سوی دیگر افراد به همین دلیل مورد تنبیه و در موارد حاد مورد سرکوب قرار می گیرند.  به این صورت افراد اعتماد خود را حتی به رفتارهایی که از سوی حاکمیت تشویق می شود هم از دست می دهند.  

 البته باید توجه داشت که این حس بی اعتمادی در لایه های پنهان جامعه نیز گسترش پیدا کرده و افراد نسبت به یکدیگر نیز با شک و تردید مواجه می شوند.  یکی از معضلات اساسی در جوامعی با حاکمان دیکتاتور   عدم صداقت مردم در موضع گیری های سیاسی و اجتماعی آنان است که دلیل اصلی آن هزینه های سنگینی است که مردم برای شفاف سازی مواضع خود متحمل می شوند. پرواضح است که چنین پدیده ای در گسترش حس بی اعتمادی مردم نسبت به هم نقش عمده ای ایفا می کند.  باید توجه داشت که در بسیاری موارد حتی اگر دلیلی برای عدم اعتماد به دیگران در دست نباشد افراد به دلیل برخی تجارب ناخوشایند در گذشته از مکانیزم دفاعی بی اعتمادی استفاده می کنند. به این صورت که افراد برای محافظت از خود در برابر تهاجم احتمالی از سوی دیگران  با شک و تردید با آنان مواجه شده و از اطمینان کردن به آنان خودداری می کنند. 

چون دروغ امری نهادینه در جامعه است، قبح آن ریخته شده و مخاطب فریب خورده پس از کشف دروغ معمولا به راحتی از دروغ دروغگو عبور می‌کند . به بیانی دیگر دروغ هزینه‌ای برای شخص دروغگو در بر ندارد و برملا شدن دروغ سبب اعمال مجازات رسمی یا حتی غیررسمی علیه شخص دروغگو نمی شود، به همین خاطر این رفتار ادامه می یابد. 

یک جامعه مدنی قوی، مردم و مسوولان را نسبت به رفتار اجتماعیشان مسوول می سازد به این معنی که افراد در برابر رفتار و گفتارهای به دور از صداقت دیگران فارغ ازجایگاه سیاسی و اجتماعی فردی که مرتکب به دروغ گویی می شود عکس العمل نشان می دهند . این نوع رفتارها سبب می شود تا مردم جامعه به پدیده عدم صداقت حساس باشند و افراد مجبور به تقبل هزینه در برابر عدم صداقت خویش می شوند.

- ضعف جامعه مدنی سبب می شود تا دروغ توسط اجزای این جامعه نتواند به چالش کشیده شود یا دروغ دروغگو بر ملا نشود که پس از آن شخص دروغگو مجبور به پاسخگویی نسبت به ادعاهای خود و دفاع از سخنان و عملکرد غیرواقعیت گرایانه خود گردد. وجود جامعه مدنی قوی و نهادینه شده سبب می شود تا نتوان دروغ را به آسودگی مرتکب شد و از عواقب آن آسوده ماند. یک جامعه مدنی قوی، مردم و مسوولان را پاسخگو بار می آورد و آنها را نسبت به رفتار اجتماعیشان مسوول می سازد. برعکس، نبود آن، عرصه را برای جولان دروغ و رواج یافتن فرهنگ دروغگویی هموار می سازد. بنابراین باید گفت که مساله دروغ تنها یک مشکل فردی نیست و در طولانی مدت پتانسیل آن را داراست که راه رسیدن به جامعه مدنی را دشوار سازد و سلامت جامعه و افراد آن را در معرض خطر قرار دهد.  

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large