Skyscraper large

نام ستار بهشتی نماد حقوق بشر جمهوری اسلامی

s5df55d-مهدى ساوالان پور- mehdi savalan poor

مهدی ساوالان پور

نام ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویسی که در ۹ آبان سال گذشته توسط پلیس فتا دستگیر و زیر شکنجه جان به جان آفرین تسلیم کرد امروز تبدیل به نماد اعمال خشونت حداکثری از جانب افرادی شده است که پاسداری از جان و مال و ناموس مردم را بر عهده دارند، اما برای به زانو در آوردن یک جوان کارگر که ساز مخالف با نظام را زده است، زندگی او را از وی گرفتند.

پس از گذشت یکسال از مرگ وی هنوز خاطیان این امر به مجازات این عمل خود نرسیده‌اند که هیچ، بلکه حاکمیت تلاش می‌کند با تهدید و تطمیع خانواده این کارگر ساده را تحت فشار گذاشته و آنان را از پیگیری این پرونده باز دارد ؛ امری که با تمام تدابیر اتخاذ شده با سدی محکم به نام گوهر عشقی مادر داغدیده این فرد برخورد کرده است.

امروزه در حالی جسد بی‌جان ستار بهشتی در گورستان رباط کریم آرام گرفته که مرگ او تا به امروز دارای تناقضات فراوانی بوده و جمع بسیاری از مسئولان را به تکاپو واداشته است که به نوعی این ننگ را از دامان حاکمیت پاک کنند و در حالی که قرار بود دادگاه این پرونده روز ۵ آبان سال جاری برگزار شود به دلایل نامعلومی لغو گردید.

اما براستی چرا جوانی که تمام داشته‌های یک مادر است قربانی خشونت وحشیانه و شکنجه‌های قرون وسطایی می‌شود، گوهر عشقی در این خصوص در نامه‌ای که در سالگرد وفات ستار بهشتی به حسن روحانی نوشته است از وی می‌خواهد با همکاری قوه قضائیه محاکمه قاتل فرزندش را تسریع بخشد.

وی در این نامه خطاب به رئیس دولت یازدهم می‌گوید: “خواسته من از شما مشخص است؛ اجرای متن قانون اساسی و سوگندی که برای پاسداشت آن خورده‌اید، به قسم خود پایبند بوده و ضامن اجرای مفاد قانون اساسی و حقوق شهروندی افراد باشید.

سران نظام همواره حکومت را به درختی محکم و تننومند با ریشه‌های استوار و پابرجا معرفی می‌کنند، اما چگونه می‌شود این پایه‌های محکم توسط وبلاگ‌نویسی گمنام به لرزه می‌افتد به گونه‌ای که با شکنجه وی را به سوی مرگی رهنمون می‌کنند تا بیش از این پایه‌های این درخت نلرزد و این همان نظام حاکمیت ولایت فقیه است که به یک وبلاگ‌نویس به خاطر ساز مخالف هم رحم نمی‌کند و جان وی را در زیر شکنجه می‌گیرد.

این در حالی است که حاکمیت جمهوری اسلامی در عملکرد سی و چند ساله خود به کرات نشان داده است هیچ گونه تحمل و بردباری نسبت به منتقدان خود نداشته و همواره با تظاهر و صحنه سازی و با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی حاکمیت، خود را مظلوم و منتقدان را ظالم و دشمن معرفی کرده است.

در حالی که قرار بود عامل این قتل محاکمه گردد گیتی پورفاضل وکیل‌مدافع اولیای‌دم ستار بهشتی از بازگشت پرونده موکلش به دادسرا خبر داده است و در این رابطه گفته است: شعبه ۱۰۵۷ دادگاه عمومی که پرونده به آن ارسال شده بود از پرونده نقص گرفته و آن را به شعبه اول بازپرسی دادسرای امور جنایی ارسال کرده است.

پرونده ستار بهشتی با وجود آنکه به نظر می‌رسید در مسیر واقعی قرار گرفته و برای اولین بار نشانه‌هایی از پرداختن به عدالت در نظام جمهوری اسلامی در آن مشاهده گردد بار دیگر به دلایل واهی به نقطه صفر بازگشت و حاکمیت نشان داد عدالت تنها در مفهوم نابودی مخالفان نظام تعریف می‌شود.

متاسفانه در جمهوری اسلامی به واسطه عملکرد حاکمیت و نبود پاسخ گویی، موج نقد طلبی و انتقاد مردم از رفتار مسئولان کشور بیشتر و عمیق‌تر از گذشته شده، اما سران نظام از نقد به عنوان دشمنی یاد می‌کنند و با شعار هتک حرمت اصول و مقدس خواندن نظام تاب تحمل هیچ انتقادی را ندارند و پاسخ هر نقدی زندان و تنبیه است.

این در حالی است که مطالبه کردن و نقد کردن در تمامی جوامع با با دشمنى کردن فرق دارد اما به نظر می‌رسد در نظام جمهوری اسلامی هیچ کس نباید انتقادی نسبت به عملکرد مسئولان داشته باشد و زیرا جمهوری اسلامی مدینه فاضله‌ای است که در آن هیچ عملی بر خلاف خواست مردم و هیچ حقی از حقوق ملت ضایع نمی‌شود که بتوان آنرا مورد استناد برای نقد حاکمیت قرار داد.

در نظام جمهوری اسلامی بر خلاف ادعاها و شعارهای رسمى، همواره انتقاد، مصداق محاربه و دشمنی قرار گرفته و هرگونه نقدی از نظام سیاسی یا اصول قانون اساسی یا اعتراض به عملکرد مسئولان کشور یا بیان عقیده در ارتباط با امور سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نظایر آن جرم محسوب می‌شود وحاکمیت نشان داده است که مطالبه و خواست افرادی نظیر ستار بهشتی، هاله سحابی، سهراب اعرابی و … با شدیدترین تنبیه مواجه می شود و در این مسیر عاملان از مصونیت نیز برخوردارند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large