Skyscraper large

به بهانه مرخصى مجید توکلى پس از ۴ سال زندان

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

«مجید توکلی را خیلی ها نمی شناختند، به یک باره ولی تکثیر شد، سبز شد و دیگر تنها یک دانشجوی تبعیدی به بندر عباس و رجایی شهر نبود. او که تجربه ی بازداشت، شکنجه و حبس را داشت، باز به امیرکبیر رفت تا فریاد نسلی باشد که سر خم کردن پیش دیکتاتور را در لغت نامه ی مبارزاتشان بی معنی می دانستند. مجید توکلی آن روز ایستاد و فریاد زد، خود سانسوری نکرد و به دیگران نیز تلنگر زد. آنانی که  مصلحت اندیشی در جامه ی سکوت را به وی توصیه کرده بودند و این روزها خود مصلحت اندیشان را به نقد می کشند، حاشا که هیچ مصلحتی سد سکوتش نبود. انکسار مجید، تکوین مجیدهایی بسیار بود.  و چه زیبا که هر بار مجید توکلی بیشتر از پیش تکثیر شد … دریک نگاه “ما همه مجید توکلی هستیم” تنها یک نمونه تکوین و تکثیر از انکسار یک آیینه بود».

۰۰۰

این مقدمه ی مطلبی بود که ۲ سال پیش به مناسبت تولد مجید توکلی نوشتم. او پس از ۴ سال دیروز برای اولین بار به مرخصی آمد. با خودم می اندیشیدم چرا باید جوانی چون او این ۴ سال که می توانست بهترین سال های عمرش باشد را این چنین بر باد دهد اما در همان زمان اندیشیدم که او نمادی است که نسل های بعد از او نام خواهند برد. 

اما همین نماد ها در دوره های اوج آرمانگرایی هم بودند و هزینه های بسیار دادند و زندگی ها بر سر باور به چوبه ی دار دادند و موهای سیاهی که در این مسیر سپید شد، آیا این آرمان و باور به این اندازه اهمیت دارد؟  امروز دیدم یکی از کاربران شبکه ی فیس بوک به طعنه، مهدی محمودیان را خطاب قرار داده است که “از خواب اصحاب کهف برخواسته ای که فضا را به ۸۸ بازگردانی “. گویی مشتی بود بر تمام آنچه این سال ها به آن با احترام سخن می گفتیم، مهدی محمودیانی که افشاگر قبرهای بی نشان ۸۸ و فاجعه ی کهریزک بود امروز اینچنین خطاب قرار می گیرد، حال نکته آنجا بود که هم او در همه جا فریاد می زد و ملت را به تغییر فضا از طریق صندوق ها دعوت می کرد. ما امروز با این نماد ها اینچنین می کنیم، آیا ٰ شرف جنبش دانشجویی ٰ هم فردا باید آماده ی این باشد. آیا این آرمان ها تاریخ مصرف دارند؟  

مجید توکلی به مرخصی آمد تا باز این زندانبان باشد که خجالت زده ی مقاومت شود، مجید به مرخصی آمد تا به اقتدارگرایانِ دروغ پرداز درس آزادگی و راست قامتی بیاموزد، او آمد تا نشان دهد آنچه شکسته شده است نه آرمان که حصارهای جهل و خودکامگی است. نکته آنجا بود که مجید توکلی و مجیدهای دیگر را به بند کشیدند تا فردا جامعه را از نام آنها خالی کنند حال آنکه هر روز مجیدی دیگر تکثیر شد و همین ریشه ها و شاخه ها بودند که در گذرگاه تاریخی ۹۲ به فریاد رسیدند و ایران را از فاجعه نجات دادند. مجید ها را به حبس کشاندند تا ارتباطشان از جامعه بیرون قطع شود حال آنکه مجید توکلی از درون زندان نامه می نویسد و چنان شرایط را تحلیل می کند که گویی ما به زندان نشسته ایم ( که واقعیت هم چنین است ). 

اگر قرار باشد قصه تلخ قدرناشناسى از مجید توکلى ها تکرار نشود راهى جز آنچه در نامه ى اخیر فاطمه کروبی آمده است وجود ندارد؛ نامه اى که حاوی پیام مهدی کروبی به حسن روحانی است: “قدر مردم و حمایت آنان را بدانید، حال که خداوند عنایتی کرده از آرایشان پاسداری کنید، سعی کنید حقوق ملت- اصول مندرج در فصل سوم قانون اساسی اجرایی شود زیرا در روش سیستمی که به شرع، قانون و حقوق بشر پایبند نیست و استبداد و دیکتاتوری در ساختار‌اش نهادینه شده، صدای مردم بی‌نام و نشان به جایی نمی‌رسد”. 

میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بیانیه مشترک خود نیز درباره ضرورت التزام به فصل سوم قانون اساسى” چنین آورده اند:

“در شرایطی هستیم که هر چیزی از حقوق مردم در قانون اساسی و آرمان‌های انقلاب بود زیرپا گذاشته شده، فصل سوم قانون اساسی، یعنی حقوق ملت، در پرانتز قرار گرفته و آنچه به نفع حاکمان بوده است به صورت اغراق‌آمیز و چند برابر به اجرا درآمده و تبعیت بی چون و چرا از قدرت، رنگ قدسی و آسمانی به خود گرفته و عدم سوال از قدرت فضیلت شده وهر صدای منتقد و متعارض با شبیه سازی های مضحک، به خارجی بودن و همدستی با بیگانه و صهیونیسم و نفاق متهم گردیده است، تآ انجا که امروز شرایط سیاسی کشور ازخطر بازتولید مناسبات شاهنشاهی، جز موروثی بودن حکومت چیزی کم ندارد”. 

امروز جامعه ی ما در متن این آشفتگى هویتى اش، نیازمند هویت هاى استوارى چون مجید توکلی است. امروز ما به میرحسین ها، کروبی ها، رهنور ها و ضیا نبوی ها و بسیاران دیگری نیاز داریم تا بدانیم که باور انسانیت زنده است و داغ و درفش و حبس و حصر نمی تواند آرمان های انسانی را خاموش کند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large