Skyscraper large

به بهانه روز جهانى مبارزه با اعدام

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

فردا روز جهانی مبارزه با اعدام است. بسیاری در محکومیت آن صحبت می کنند و عده ای هم البته از آن به عنوان عاملی بازدارنده دفاع می کنند.

 به طور خاص موافقان اعدام بخصوص آنانی که قصاص را مساوی با اعدام می کنند پاسخی به این پرسش ندارند که آیا همین قصاص هم توانسته است در جوامع گوناگون و به طور مشخص در ایران جنبه ی بازدارنده ی خود را ایفا کند؟ در این میان وقتی پایه ی یکی از مباحث، طرفداران جنبش سبز هستند موضوع شکلی دیگر به خود می گیرد.وقتی ما در جنبش سبز حرکت های بدون خشونت را به عنوان یکی از بخش های درخشان مبارزه ی خود بر علیه دیکتاتوری  سرلوحه ی خویش قرار داده ایم، بجا است آن را در تمام عرصه ها به کار بریم. این بی خشونتی که در آن ما به دنبال اجرای آن از سوی حاکمیت هستیم امروز از قصاص آغاز می شود و به اجرای حکم محارب به نحوی ختم می شود. نکته ی حائز اهمیت آن است که نه آن قصاص توانسته است میزان قتل نفس را کاهش دهد و نه آن اجرای حکم توانسته است میزان قاچاقچیان را که عمدتا با این عنوان اعدام می شوند را کاهش دهند. 

 معنی خشونت مسلما در بازه های زمانی گوناگون تغییر پیدا می کند. درست مثل آن زمانی است که کتک زدن شاگردان مدرسه را با یک ترکیب واژه ی ‹ چوب معلم گل است … ‹ توجیه می کردند ولی امروز این عمل از سوی هیچ کس امری توجیه پذیر نبوده و حتی می تواند پیگرد قانونی به همراه داشته باشد. این تغییر روند و نگرش را می توان به گسترش جامعه انسانی و پیشرفت ارزش های او نسبت داد، در دنیای جدیدی که راه های تنبیه و مجازات به خود شکل علمی گرفته است. اما نکته ی دیگر این است که در مورد حتی قصاص هم می توان بحث های جدی و بر مبنای دستاوردهای امروزین داشت.  

روش اجرای مجازات می بایست هم سنگ آن جرم باشد، کارکرد آن هم همین است که از گسترش جرم جلوگیری کند. با کنکاش دلایل اجرای حکم قصاص به نظر مى رسد که این حکم بر مبنا جلوگیری از گسترش خشونت تدبیر شده است. «ای عاقلان، حکم قصاص برای حفظ حیات شماست تا مگر (از قتل یکدیگر) بپرهیزید .»[آیه ۱۷۹ سوره بقره]  در تاریخ قبل از ظهور اسلام شاهد بودیم که برای قتل یک نفر ، جنگ های قبیله ای صورت می گرفته و چندین نفر کشته می شدند. اساس این حکم را هم بر آن گذاشتند که نفس در برابر نفس آن هم تازه با پیش فرض بخشش که بر آن تاکید شده است. «پس هر گاه کسی حق قصاص را ببخشد (نیکی کرده و) کفاره (گناه) او خواهد شد».[آیه ۴۵ سوره مائده] در این مورد وظیفه ی رسانه ها است که این امر را تبلیغ و ترویج کنند تا این روحیه ی بخشش را گسترده نمایند و از طرفی دستگاه عدلیه ( نه فقط قوه قضاییه ) راه های جلوگیری از جرائم را بر اساس راه های علمی تقویت کند. این سیستم در حال حاضر در ایران شکست خورده است سیستمی که نه روحیه بخشش را گسترش می دهد و نه راهکارهای پیشگیرانه اش جواب داده است. پاسخ این رویه نه آنکه  میزان جرائم خشونت بار منجر به قطع عضو و یا قتل عمد را کاهش نداده، بلکه ما افزایش بزه کاری را علیرغم تمام اجرای اینگونه مجازات ها شاهدیم. 

انتقام گیری روحیه ای است که خشونت را تبلیغ می کند و من مبارزه با این روحیه را وظیفه ی خودمان در جنبشی می دانم که در آن از انسانیت، آرامش و بخشش بیش از انتقام و خشونت نام برده شده است. شاید به نحوی همان نگاهی است که میر حسین موسوی هم آن را به نقد می کشید که در تریبون های نماز جمعه ی بعد از انتخابات برای ٰ زهر چشم ٰ گرفتن هم که شده تبلیغ اعدام چند تن از جوانان این مرز و بوم می شد.  

در بخشی دیگر آنانی که همواره به موضوع اعدام برای جلوگیری از فساد و بزهکاری اشاره می کنند به این نکته که میر حسین موسوی در مقدمه ی منشور جنبش سبز ( ویرایش نخست ) آورده بود، توجه نمی کنند: «اینکه کشور ما بیشترین اعدام ها را نسبت به جمعیتش در جهان دارد، ناشی از بزهکاری گناهکاران نیست، ناشی از رخت بر بستن عدالت و مدیریت و حکومت خوب در جامعه ماست. و اینکه حتی مصلحت های روزمره و عاجل حکومت باعث نشده است که تمامیت خواهان و دولتیان دست از دروغ و فساد و خرافه و زیر پا نهادن قانون اساسی و سایر قوانین بردارند، نشان از نفوذ عمیق این زشتی ها در لایه های درونی نظام دارد، گویا در این لایه ها ساختی محکم برای دفاع از منافعی شکل گرفته است که از عایدی صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و واردات سالانه ۷۰ میلیارد دلار کالا و سلطه بر نهادهای پولی و مالی بدون نظارت های موثر نشات می گیرد».

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large