Skyscraper large

تسامح و پلورالیسم در تعادل تمدنها (٢)

r45etert64er

فائزه توکلى

دولت با دخالت در کارگروهها، به شکل تناقض آمیز هم بیطرفی خود و هم کثرتگرایی را حفظ میکند و نقـش او آن خواهد بـود کـه همیشه تعـادل را بین جمعیت های مختلف تشکیل دهنده جامعه برقرار نگه دارد. (یورگن هابرماس) 

لوی اشتراوس (Leo strauss) در اثر خود به نام “نژاد وتاریخ” با تأکید بر اینکه زندگی بشر به اشکال فرهنگی بینهایت گوناگونی گسترش می یابد، با این پندار که گویا سلسله مراتب یا نابرابری فرهنگها بیش از گوناگونی آنهاست، مبارزه میکند. بی شک تنها اعلام برابری طبیعی بین انسانها و احساس برادری که باید آنها را بدون تمایز نژادی و فرهنگی متحد سازد، یک اختلاف واقعی را نادیده گرفته است. “اعلامیه های حقوق بشر” این قوت و این ضعف را دارند که بیانگر آرمانی اغلب بی اعتنا به این واقعیت هستند که انسان ماهیت خود را نه در یک انسانیت ذهنی بلکه در فرهنگی سنتی تحقق میبخشد ….

آنگاه می خواهند گوناگونی فرهنگها را ضمن وانمود کردن به شناسایی کامل آنها از میان ببرند زیرا آنها را مرحله ها یا دوره هایی خاص از یک فرآیند پیش رونده میدانند، به انسانیت همچون امر یگانه ای بی مانند می اندیشند که به تدریج تحقق مییابد، گوناگونی فرهنگها روشنی بخش لحظاتی از فرآیندی است که واقعیت یگانه و ژرفتری را پنهان میدارد. به عقیده لوی اشتراوس، این دیدگاه به نظریه ای درباره تحول فرهنگی می انجامد که واقعیتهای زیست شناختی و واقعیات فرهنگی را درهم می آمیزد و به دلیل نپذیرفتن گونه گونی فرهنگها، ترجیح میدهد هر چه را که با آداب زندگانی امروز سازگار نیست از فرهنگ بیرون براند. 

انسان اگر تنها فرهنگ خود را تجلّی کامل فرهنگ بشریت بداند، بدین معناست که سایر اشکال فرهنگی را غیرانسانی یا بربریت میشناسد: “اغلب درست همان جا که انسان مدعی تمایز فرهنگها و آداب و رسوم میشود، خود تا بیشترین اندازه با آنچه میخواهد مردود بشناسد، همگون میشود… بربر کسی است که بربریت را باور داشته باشد”. به عقیده لوی اشتراوس پیشرفت بستگی کامل به همیاری فرهنگها دارد و تنها در یک فرهنگ جداگانه پدید نمی آید.  

اشکال فرهنگی که همزمان وجود دارند جنبه های مختلف یک واقعیت پویا و پیچیده اند که همکاری فرهنگها در آن امکان بنای تاریخی چند وجهی و در نتیجه امکان سخن گفتن از پیشرفت را فراهم میآورد: “تاریخ چند وجهی نمایانگر شکلی از وجود فرهنگهاست که همه با هم بودن است، مختصر آنکه سهم واقعی فرهنگها فهرست اختراعهایی ویژة آنها نیست بلکه فاصله تفاضلی بین آنهاست.”

لوی اشتراوس با تأکید بر تسامح پویا از جانب سازمانهای بین المللی بیان میدارد که: “این گونه تسامح دیگر به مفهوم قدیمی آن، یعنی گذشت و زیر دست نوازی در مورد ارزشها یا اشکال خاص فرهنگی نیست. (که فرض میکند، تسامحکننده همیشه موقعیت برتر دارد) بلکه ”ارج نهادن به چیزی است که خود می خواهد باشد.” تسامح ورزیدن، تماشاکردن نیست تا انسان را از مدارا با آنچه بوده یا آنچه هست، معاف سازد؛ بلکه حالت پویایی است از پیش بینی کردن، دریافتن و ارج نهادن به هر آنچه میخواهد باشد.

فرهنگهای گوناگون بشر دنبال ما، پیرامون ما و پیش روی ماست. تنها خواست با ارزشی که میتوان در این زمینه داشت (که برای هر کس تکالیفی در این باب ایجاد میکند) آن است که این دگرگونیها به شکلی تحقق یابد که هر یک سهمی در بیشترین بخشایندگی از سوی دیگران داشته باشند. (ادامه دارد)

 


  • ارائه شده در همایش بین المللی گفتگوی تمدنها از منظر جوانان- تهران ٨٢
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large