Skyscraper large
دکتر جمشید اسدی در گفتگو با راه ديگر:

با حضور سپاه در اقتصاد، حل مشکلات کشور غیرممکن است

sd54f875

مژگان مدرس علوم

جمشید اسدی، اقتصاددان مقیم پاریس، خروج نظامیان از جمله سپاه را از اقتصاد ایران ضرورى مى داند و مى گوید: “قطعا غیر ممکن است که بتوان با حضور سپاه در اقتصاد ایران مشکلات کشور را حل کرد”. 

هفته گذشته، حسن روحانی رئیس جمهور در گفت وگوی تلویزیونی گزارشی از مشکلات اقتصادی و روابط خارجی به مردم ارائه داد. در این گزارش طرح کوتاه مدت و بلند مدت جهت رونق اقتصادی را مطرح نمود و به جزئیات طرح کوتاه مدت رونق اقتصادی پرداخت. وی از آماده شدن این طرح کوتاه‌مدت رونق اقتصادی در ۳۵ بند و تسهیلات جدید بانکی و گمرکی برای تولیدکنندگان و وعده‌های جدید در عرصه نفت و گاز و کشاورزی خبر داد. 

جمشید اسدی در این باره به “راه دیگر” گفت: “تیم اقتصادی در دولت آقای روحانی با توجه به دانش آموختگی، کارآزمودگی و دیدگاه یکی از بهترین تیم های اقتصادی تاریخ جمهوری اسلامی در درون دولت، دستکم بر روی کاغذ است. این مسئله یک توانش مناسبی برای کارهای پیش رو ایجاد می کند، بویژه اینکه زمانی که به نوشته ها و گفته های اعضای این تیم اقتصادی نگاه می کنیم نشان می دهد که به مشکلات اقتصادی واقف هستند و درمان ها را درمان های بازار بنیاد بطور کلی می بینند. اگرچه این نکته مثبتی است اما نکته نگران کننده ای هم وجود دارد و آقای روحانی بعنوان رئیس دولت باید بتواند این نگرانی ها را برطرف کند.” 

این استاد دانشگاه سپس با بر شمردن این نگرانی ها خاطرنشان کرد: “کابینه دولت جدید وزرایی دارد که می توانند بر ضد و علیه تیم اقتصادی دولت که از بهترین تیم های دوره جمهوری اسلامی است عمل کنند. برای نمونه از یک سو وزیر دادگستری که شهره شهر هستند در کابینه هست و از سوی دیگر رشد اقتصادی بدون در نظر گرفتن حقوق تجارت ممکن نیست. وزیر دادگستری هم با توجه به کارنامه ای که دارد بیشتر از اینکه پشتیبان و نگهبان حقوق مدنی و شهروندان باشد از حقوق عده ای خاص حمایت پشتیبانی کرده است. حالا در نظر بگیرید که این وزیر باید با تیم اقتصادی که قول داده است اقتصاد را به جامعه مدنی یعنی به بازار و بخش خصوصی بازمی گرداند کار کند. خب، این جای نگرانی دارد.” 

حسن روحانی در حاشیه سیزدهمین اجلاس سران سازمان همکاری‌های شانگهای بعنوان بزرگترین اجلاس منطقه‌ای جهان؛ بار دیگر برحق هسته‌ای جمهوری‌اسلامی ایران تاکید کرد و آمادگی جمهوری اسلامی ایران برای ارائه تضمین به‌ منظور صلح آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران را اعلام کرد.

روحانی پیش از شرکت در این نشست با تاکید بر حق ایران در مسئله هسته ای گفته بود: “جمهوری اسلامی ایران به دنبال تحقق همه حقوق خود مبتنی بر مقررات بین‌المللی و معاهده ان‌پی‌تی است و خواهد بود و هیچ کس نمی تواند ایران را از حق قانونی خودش محروم کند. اعتقاد دارم اگر طرف مقابل اراده جدی داشته باشد مساله هسته‌ای در کوتاه‌مدت قابل حل خواهد بود.” 

جمشید اسدی با تاکید بر این مسئله که گره اقتصادی ما در برون مرز و حل مشکل مسئله اتمی بسیار نگران کننده است، تصریح کرد: “آقای روحانی و تیم ایشان بر روی این مسئله تاکید دارند که میز مذاکره جای شعار نیست، بلکه جای تعامل است و نباید با جامعه بین المللی تنش افروزی کنیم؛ اما از سوی دیگر می گویند سیاست ما در مسئله انرژی اتمی کوچکترین تغییری نکرده است! امیدوارم آقای روحانی و تیم ایشان این تصور و توهم را نداشته باشند که با تغییر یک آدم بدخلق به یک آدم خوش برخورد نگاه جامعه جهانی به مسئله هسته ای تغییر می کند. این دوگانگی ها در جای خود باعث نگرانی است.”   

این استاد دانشگاه ادامه داد: “باید به دو مسئله مذاکره و دستاورد مذاکره توجه کرد. از سالی که فعالیت های پنهانی اتمی جمهوری اسلامی برملاء شد، چه زمانی بوده که خارجی ها با ایران مذاکره نکرده اند؟! بنابراین، مسئله مذاکره نیست بلکه دستاورد مذاکره است. اگر تیم آقای روحانی که به مراتب کارآموخته تر و دانش آخته تر از تیم های مختلف احمدی نژاد هستند در مورد تعلیق غنی سازی اورانیوم با جامعه جهانی به توافق نرسد تغییر خاصی در کشور صورت نمی گیرد و تحریم ها کماکان بر سر ایران خواهد بود. اتفاقا زمانیکه آقای روحانی به یک تعلیق داوطلبانه رسیدند توانستند تحریم ها را عقب بیاندازند، این همان مسئله ای است که در این زمان باید صورت بگیرد. اما اگر فکر می کنند می توانند غنی سازی را ادامه دهند و با جامعه جهانی به توافق برسند و تحریم را بردارند اتلاف وقت است. باید در جلسه اول به نتیجه برسند و اگر این مذاکرات به جلسه سوم بکشد دیر شده است و خطرناک می شود. در هر حال به اعتقاد من اگر آقای روحانی تعلیق داوطلبانه را بپذیرند در اسرع وقت می توانند به مذاکره کنندگان غربی بگویند با وجود فشار تندروها در داخل تعلیق داوطلبانه را می پذیرد و غربی ها هم زودتر از مسیرهای قانونی تحریم ها را بردارند.” 

جمشید اسدی در ادامه بر حذف رانت خواران از صحنه اقتصاد کشور تاکید کرد و افزود: “مهمترین مسئله در عرصه داخلی کشور، مسئله کنار زدن رانت خواران و انحصارگران و بازگرداندن اقتصاد به بخش خصوصی است. تیم اقتصادی این توان را دارد که مشکلات به جا مانده از دوران آقای احمدی نژاد را برطرف کند اما اینکه این خواست و اراده را هم داشته باشد مورد بحث و نگرانی است. هر چقدر زمان بگذرد شرایط اقتصادی بسیار بدتر می شود. اقتصاد دو لایه عینی و روانی دارد. لایه عینی همین مسائل میزان نرخ تورم، نرخ بیکاری، نرخ رشد و نقدینگی و … است. اما لایه روانی این است که بازیگران اقتصادی نسبت به فضای کسب و کار و آینده یک کشور چگونه فکر می کنند؟ لایه روانی با آقای روحانی می تواند بهتر شود و گامهایی در اقتصاد در جهت مثبت برداشته شود. اما باید توجه داشت که این زمان و فرصت تا ابد نیست. بعبارت دیگر اگر در مسائل برون مرزی در یک جلسه به دستاوردهای مثبت نرسید خطر آغاز می شود. من باز معتقدم در برون مرز معیار موفقیت آقای روحانی در نشست و مذاکره با جامعه بین الملل در مورد مسئله هسته ای است.”   

دکتر اسدی با برشمردن معیارهای تیم روحانی برای مشکلات اقتصادی گفت: “یکی از معیارها، کاهش هزینه ها در بودجه است. همین بودجه ۱۳۹۲ به تصویب همگان امر شدنی نیست بویژه صندوق توسعه ملی آن پولی که از هفتصد میلیارد قرار بود در آن باشد در بهترین حالت حدود هفتاد یا هشتاد میلیارد باقی مانده است. بنابراین، بودجه ای که باید بین درآمد و خرج، تراز باشد با توجه به این شرایط امکان افزایش درآمد نیست و هزینه ها را باید بشدت کاهش داد. آقای روحانی اخیرا صحبتی مبنی بر افزایش مالیات ها کرده بودند که امیدوارم آن را تغییر دهند. زیرا در شرایط رکود که شرکت ها تولید نمی کنند و کارکنان و کارمندان بیکار هستند و حقوق خود را با تعویق دریافت می کنند چگونه می توان مالیات را افزایش داد؟ مالیات را باید بر سود یا حقوق بست زمانیکه سود و حقوق در کشور وجود ندارد چه مالیاتی ببندیم؟! صحبت از اوراق قرضه، داروی مسکن است و در این شرایط پاسخگو نیست. عمده ترین کاری که آقای روحانی باید انجام دهد کاهش هزینه ها و کم کردن سهم رانت خواران از جمله انواع بنیادهای مذهبی مانند آستان قدس رضوی است. این ناعادلانه است که یکی از بزرگترین شرکت های خاورمیانه بازهم از بودجه دولتی سهم بگیرد آنهم در شرایطی که در کشور با گسترش خط فقر و بیکاری روبرو هستیم. باید بسیاری از بسیجی ها و نیروی امنیتی که برای روز مبادا آنها را بکار می گیرند کاهش دهند. 

معیار دوم، باز کردن رقابت برای همه است. آقای احمدی نژاد عادت داشتند که بگویند ترک تشریفات کردیم مثلا قرارداد یک میلیارد و سیصد میلیون تومانی عسلویه را به سپاه پاسداران دادند! جا دارد آقای روحانی نشان دهند که شهروند در کارزار اقتصادی برابر است و هیچکس امتیاز خاص ندارد. 

معیار سوم، واگذاری استقلال کامل به بانک مرکزی است. شوربختانه در زمان آقای احمدی نژاد بانک مرکزی به عنوان یک کارگزار به دولت او وابسته شده بود. با پوزش از بکار بردن این لفظ، اما این ننگی است که بر تاریخ اقتصاد ایران باقی خواهد ماند. 

معیار آخرهم این است که باید از کارآفرین های بزرگ ایرانی که با دستاوردهای بزرگ خود افتخار صنایع و اقتصاد ایران بودند دعوت کنند تا بازگردند و کارخانجات آنها را به آنها بازپس دهند. این اتفاق در کشورهای سوسیالیستی زمانیکه به دموکراسی گذار می کردند و اقتصاد بازار بنیاد افتاده است و مناسب است در ایران هم اتفاق بیافتد.” 

از آقای اسدی در خصوص ضرورت خروج نظامی ها و سپاه از اقتصاد ایران پرسیدم و پاسخ داد: ” قطعا غیر ممکن است که با حضور سپاه در اقتصاد ایران مشکلات کشور را حل کرد. همانطور که گفتم یکی از معیارهای سنجش آقای روحانی بازگرداندن اقتصاد به بازار یعنی جامعه مدنی و بخش خصوصی است. بر همین اساس اقتصاد ایران جای سپاه پاسداران و رانت خواری نیست. مانند این است که اعضای یک تیم ملی فوتبال را نه بر مبنای رقابت آزاد بلکه در ارتباط با زور و قدرت یا نزدیکی آنها به یک مقام حکومتی انتخاب کرد. معلوم است چنین تیم فوتبالی کارنامه اش در مسابقات بین المللی چه خواهد بود؟ تیم اقتصادی آقای روحانی توانش دارد، اما باید دید خواست و اراده آن را هم دارد که اقتصاد را به بخش خصوصی یعنی بازار بازگرداند و دست نظامیان و رانت خواران را از اقتصاد کوتاه کند. البته نظامیان تنها رانت خواران اقتصاد ایران نیستند و بنیادهای مذهبی و آقازادگان و بنگاههای وابسته به برخی از وزارت خانه های دولتی هم هستند که باید از اقتصاد ایران بیرون بروند؛ منتهی پاسداران در اواخر دولت خاتمی در اقتصاد ایران فرادست شده اند و این سهم مهلکی است.” 

این تحلیلگر مسائل اقتصادی در پایان اظهار داشت: “تقاضا و انتظار من بعنوان یک شهروند ایرانی از آقای روحانی این است که زمانیکه برای نشست عمومی سازمان ملل به آمریکا خواهند رفت با آقای اوباما دست دهند و نهراسند. در راهروهای سازمان ملل پنهان نشوند. آقای روحانی امروز می بایستی بین وجدان و صدارت انتخاب کنند و امیدوارم ایشان وجدان را انتخاب کنند چراکه ایران موضوع مشترک ما در خطر است و بحرانی ترین لحظات تاریخ خود را از سر می گذراند.”

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large