Skyscraper large
تحليل على كشتگر از اهداف و پيامدهاى حمله به سوریه

چاره بحران اقتصادی را در جنگ جستجو می‌کنند

sdfsdds6544d

ریف دمشق- وبسایت خبرى المَسار

مژگان مدرس علوم

على کشتگر، صاحبنظر و تحلیلگر مسائل سیاسی، در گفتگو با راه دیگر با طرح این پرسش که «فرانسه ای که در مالی نیروهای هم جنس اپوزیسیون مسلح و جنگجوی سوریه را سرکوب می کند، چرا در سوریه با این گونه جریانات اسلامیستی خطرناک همسو و همراه است؟»  مى گوید: «حقیقت آن است که دولت آقای فرانسوا اولاند در همسویی با عربستان سعودی، قطر و امارات به قراردادهای میلیاردی اقتصادی و نظامی آینده نظر دارد تا از این طریق بحران اقتصادی وخیم فرانسه را چاره جویی کند».

هفته گذشته کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا طرح اقدام نظامی علیه سوریه را به تصویب رساند، طرحی که استفاده محدود از نیروی نظامی را در سوریه برای ۹۰ روز مجاز دانسته است. تحلیگران مسائل سیاسی و منطقه ای معتقدند در صورت حمله نظامی علیه سوریه دامنه آن تنها دامنگیر سوریه و آمریکا نخواهد بود بلکه پیامدهای منفی آن دامنگیر کشورهای منطقه و غرب خواهد شد.

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، در صحبتهای اخیر خود تهدید کرده که در صورت حمله به سوریه ممکن است ارسال شبکه موشکی اس-۳۰۰ به نقاط حساس جهان را از سر بگیرد. پیش از آن نیز پارلمان بریتانیا به همراهی این کشور در عملیات نظامی بر علیه سوریه رای منفی داده بود.

این در حالی است که فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه، در همراهی آمریکا برای حمله به سوریه حمایت کرده است و اعلام کرده از هیچ اقدامی در این زمینه کوتاهی نخواهد کرد.

اگرچه مقامات ایران تاکنون موضع رسمی و صریحی در این زمینه نگرفته اند اما محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، تهدید کرده است در صورت حمله نظامی آمریکا به سوریه،واکنش‌ها فراتر از مرزهای سوریه خواهد بود.

علی کشتگر با تاکید بر پیامدهای منفی چنین جنگ احتمالی برای ایران بر این باور است که اگر روحانی و میانه روها بتوانند خامنه ای را متقاعد کنند، بهترین رویکرد به بحران سوریه که منافع درازمدت ایران را نیز تامین نماید آن است که ایران دست از حمایت شخص بشار اسد بردارد و رژیم کنونی سوریه منهای بشار اسد را به مذاکره با اپوزیسیون ترغیب کند. اما اگر در میان حکومتگران ایران منطق جنگ بر دیپلماسی پیروز شود در نهایت ایران بازنده خواهد بود.

متن کامل گفتگوى راه دیگر با آقاى کشتگر درباره تحولات سوریه و پیامدهای منفی حمله نظامی بر این کشور در پى مى آید:

آقای کشتگر طی هفته های اخیر گمانه زنی های زیادی در خصوص حمله آمریکا و متحدانش به سوریه مطرح شده است شما تا چه حد این احتمال را قوی می دانید؟

شاید روزی فرا برسد که جنگ به عنوان راه حل و فصل اختلافات و بحران های بشری به امری منسوخ تبدیل شود. امری مربوط به دوران ما، دوران توحش! یعنی آیندگان چنان از ما متمدن تر شوند که به جنگ همان گونه نگاه کنند که ما امروز به درگیری های نئاندرتال ها می نگریم. گله های انسانی که اختلافات خود را با چنگ و دندان و یا گرز و تبر حل می کردند. متاسفانه اما با چنین رویائی هنوز فاصله نجومی داریم.

شاید بتوان گفت که پس از جنگ جهانی دوم و پیدایش سازمان ملل انسان راهی برای اجتناب از جنگهای جهانی فراگیر که با توجه به وجود زرادخانه های عظیم جنگ افزارهای کشتار جمعی می تواند به فجایع بی سابقه و حتی نابودی بشریت بیانجامد پیدا کرده باشد، اما جنگ بطور کلی به این آسانی دامن جوامع انسانی را رها نخواهد کرد. بویژه آن که تعصب ها و عظمت طلبی های ایدئولوژیک، عقیدتی و ناسیونالیستی و مهمتر از همه حسابگری های قدرت پرستان و منافع بی حساب تولید کنندگان و سوداگران جنگ افزار سرچشمه های زاینده و خشک ناشدنی، جنگ و خشونت اند.

این سرچشمه های زاینده جنگ در همین نیم قرن گذشته، فجایع زیادی به بشریت تحمیل کرده اند. امروز از کدام یک از جنگ های ۵۰ ساله گذشته می شود دفاع کرد. جنگ ویتنام؟ جنگهای هند و پاکستان؟ جنگ ایران و عراق؟ مداخله های نظامی آمریکا و متحدان آن در افغانستان و عراق و لیبی؟ کدام یک دموکراسی، صلح و توسعه اقتصادی و فرهنگی به بار آورده اند؟ کدام یک بر دردها و آلام بشری مرهم گذاشته اند؟ کدام یک از این جنگ ها بخاطر حقوق بشر و اهداف عالیه انسانی بوده اند؟ کسانی که زمانی با شوروحرارت از آن جنگها دفاع کرده اند، امروز شرمنده تاریخ اند. مداخله نظامی در عراق، افغانستان و لیبی نه به مردم این کشورها کمکی کرده است، نه به صلح جهانی نه به جنبش های دموکراتیک و ترقیخواهانه. برعکس در همه این جنبه ها نتیجه عکس داشته است.

صورةمداخله نظامی در سوریه نیز به سود مردم سوریه و صلح و ثبات در منطقه و جهان تمام نخواهد شد. این جنگ هیچ برنده ای نخواهد داشت. همه از آن متضرر می شوند.

بهترین زمان حل بحران سوریه دو سال پیش بود. یعنی پیش از آغاز جنگ داخلی و میدان دار شدن جنگ سالاران سلفی، وهابی و اخوان. بشار اسد در آن زمان به جای قبول اصلاحات و انتخابات آزاد جنگ داخلی را به مردم خویش تحمیل کرد. هرچه جنگ داخلی دامنه و شدت بیشتری گرفت دموکراسی خواهان و میانه روها از هر دو طرف بیشتر به حاشیه رانده شدند و جنگجویان نظامی و مذهبی میدان دار شدند. ادامه جنگ قشر متوسط که بستر جنبش دموکراسی خواهی است را نابود کرد. حالا دیگر بدیل دیکتاتوری نظامی کنونی یک دیکتاتوری مذهبی قرون وسطایی و خطرناکتر از دیکتاتوری کنونی است.چرا که اساسا قشر متوسطی که جنبش دموکراسی خواهی بتواند از درون  آن سربرکشد و به آن تکیه کند وجود ندارد.

بحران سوریه راه حل نظامی ندارد. دخالت نظامی اگر سبب تغییر موازنه قوا به سود جنگجویان مذهبی شود، در سوریه حکومتی طالبانی و حتی بدتر از آن مستقر خواهد شد که برای صلح و ثبات منطقه فاجعه است. متاسفانه حمله نظامی آمریکا و فرانسه به سوریه حتمی به نظر می رسد.

با توجه به تجربه ناخوشایند امریکا در افغانستان، عراق و همچنین افکار عمومی در کشورهای منطقه و فرامنطقه ای که مخالف دخالت نظامی هستند آیا حمله به سوریه بهترین گزینه برای پایان دادن به بحران در این کشور است؟ در یک نگاه کلی ابعاد حمله نظامی به سوریه را چطور می بینید؟

پرزیدنت اوباما و فرانسوا اولاند می گویند برای تنبیه بشار اسد به سوریه حمله می کنند نه برای سرنگونی رژیم این کشور. آنها نیز می دانند که رژیم کنونی بدیل قابل قبولی ندارد. ظاهرا قرار بر این است که با حمله به برخی تاسیسات نظامی نشان دهند که عبور سوریه و ایران از “خط قرمز” تنبیه و مجازات به دنبال خواهد داشت. خودشان صریحا این را می گویند و این یعنی به سرنوشت سوریه کاری ندارند. می گویند اگر هیچ کاری نکنیم رژیم های سوریه و ایران گستاخ تر می شوند! اما همه می دانیم که آغاز جنگ از توقف آن خیلی آسان تر است. با شروع مداخله نظامی دهها متغیر غیرقابل پیش بینی در روند جنگ دخالت می کنند، به نحوی که در بسا موارد دیگر محدود کردن آن به اهداف اولیه و یا توقف آن از اراده آغاز کنندگان بیرون می رود. مثلا تصور کنید که در این جنگ اسرائیل، حزب اله، ایران، عربستان، اردن و ترکیه و روسیه هم هریک به نوعی درگیر شوند و بحران و درگیری نظامی ابعاد منطقه ای و بین المللی پیدا کند؟ آن وقت آیا آغاز گران جنگ می توانند آتشی را که در منطقه افروخته اند با یک تصمیم ساده خاموش کنند ؟

هیچ از خود پرسیده اید حکومت فرانسه چرا این قدر طرفدار دو آتشه مداخله نظامی در سوریه شده است؟ فرانسه ای که در مالی نیروهای هم جنس اپوزیسون مسلح و جنگجوی سوریه را سرکوب می کند، چرا در سوریه با این گونه جریانات اسلامیستی خطرناک همسو و همراه است. حقیقت آن است که دولت آقای فرانسوا اولاند در همسویی با عربستان سعودی، قطر و امارات به قراردادهای میلیاردی اقتصادی و نظامی آینده نظر دارد تا از این طریق بحران اقتصادی وخیم فرانسه را چاره جویی کند و طبعا در باز سازی سوریه ویران شده نیز که سودهای نجومی نهفته است شرکت کند. حزب سوسیالیست فرانسه که قدرت را در فرانسه در دست گرفته اگر نتواند راه حل های موثر و سریعی برای حل بحران اقتصادی و بیکاری پنج میلیونی فرانسوی ها پیدا کند اعتبار و نفوذ خود را به سود جریانهای افراطی چپ و راست از دست می دهد. مداخله نظامی فرانسه در سوریه قماری است که اولاند بخاطر پیشبرد وعده های انتخاباتی خود و تضمین پیروزی های آینده حزب سوسیالیست به آن دست می زند.

این که می گوئیم بحران سوریه راه حل نظامی ندارد، یک حرف مفت نیست. اینک دو سال است که جنگ داخلی سوریه ادامه دارد. و هرچه عمر آن طولانی تر شده نجات سوریه در منطقه از این گرداب خطرناک دشوارتر شده است. مداخله نظامی آمریکا و فرانسه در سوریه، نه فقط راه حل این بحران خطرناک نیست، بلکه قطعا ابعاد آن را گسترده تر و شدت آن را بیشتر می کند، بدون آن که دوره جنگ را کوتاه تر کند. البته استراتژی دولت ایالات متحده و فرانسه فعلا پیروز گرداندن اسلامیست ها در جنگ نیست بلکه صرفا جلوگیری از شکست آنها از رژیم بشار اسد است. آنان بر این باورند که پیروزی بشار اسد موازنه قوا را به سود هلال شیعه و به زیان عربستان سعودی و اهداف منطقه ای اسرائیل تغییر می دهد و دست جمهوری اسلامی را در پیشبرد اهداف خود باز می کند، پس به هر قیمتی شده نباید رژیم بشار اسد پیروز شود، حتی به قیمت روی کار آمدن یک حکومت اسلامیست در این کشور، در این نگرش به بحران سوریه آمریکا و فرانسه با دولت نتانیاهو نیز که ادامه جنگ را بدون پیروزی یکی از طرفین می خواهد و نهایتا نیز یک حکومت اسلام گرا را بر رژیم اسد ترجیح می دهد هم نظرند. روسیه اما اپوزیسیون اسلامیست سوریه را از نوع جنگجویان چچنی و اسلامیست هایی که در سرزمین های تحت نفوذ روسیه برای این کشور دردسر سازند می داند و با وجود آن که عربستان پیشنهادات سخاوتمندانه ای به این کشور برای معامله بر سر سوریه ارائه کرده، هم چنان محکم از رژیم بشار اسد حمایت می کند و سقوط رژیم اسد را برای مصالح درازمدت منطقه ای و حتی امنیت داخلی خود خطرناک ارزیابی می کند.

به هرحال آنچه برای هیچ یک از دخالت گران و بازیگران بحران سوریه در دو سوی این جنگ مطرح نیست منافع سوریه و حقوق بشر و آزادی و عدالت است. سوریه در پی دهها سال دیکتاتوری نظامی خانواده اسد به میدان جنگ بیرحمانه ای تبدیل شده که در آنجا همه مداخله گران خارجی برای منافع و مصالح خاص خود در آدم کشی و خونریزی مسابقه گذاشته اند و در این میان آنچه مهم نیست خود سوریه است که مثل گوسفندی در دست گرگهای گرسنه وحشی تکه تکه می شود. سرنوشت تلخی که تاکنون چندین سرزمین دیکتاتور زده منطقه به آن گرفتار آمده اند.

آیا سمت و سوی تحولات جاری در خاورمیانه تاثیری بر موضعگیری های غرب با موضوع هسته ای ایران دارد؟

در جمهوری اسلامی بر سر مساله سیاست خارجی از دیرباز اختلافات عمیقی وجود داشته است. نگرش آرمانی و ایدئولوژیک آقای خامنه ای و جناح تندرو که با واقعیت های زمانه و منافع ملی ایران ناسازگاری آشکار دارد به دکترین ادامه مقابله و مخاصمه با آمریکا و متحدان آن تمایل دارد. این نگرش تا پیش از روی کار آمدن روحانی بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی غلبه داشته است.اما نگرش آقای هاشمی رفسنجانی و میانه روهای نظام از جمله رئیس جمهور جدید رویکردی پراگماتیستی به سیاست خارجی دارد و خواهان دگرگونی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی با هدف عادی سازی مناسبات ایران و آمریکا و پایان دادن به اقدامات و سیاستهای تنش فزا در مناسبات منطقه ای و جهانی جمهوری  اسلامی است.

این دگرگونی برای دولت روحانی در اولویت قرار دارد، چرا که بدون آن، امکان پایان دادن به تحریم های اقتصادی که اقتصاد ایران را در آستانه فروپاشی قرار داده غیرممکن است. مداخله نظامی آمریکا و درگیری ایران در جنگ سوریه دولت روحانی را در امر دگرگونی و پیشبرد سیاست خارجی مطلوب خود ناتوان می کند و مجددا ابتکار را به نظامیان و تندروهای رژیم می سپارد. در این صورت هیچ یک از هدف های دولت روحانی که در گرو بهبود مناسبات ایران و غرب و در پی آن کاهش تحریم های اقتصادی است عملی نخواهند شد. رویارویی ایران و آمریکا در سوریه اگر به یک جنگ وسیع منطقه ای تبدیل شود، با توجه به وخامت اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران می تواند به یک فاجعه ملی و حتی به فروپاشی منجر گردد.

اگر روحانی و میانه روها بتوانند خامنه ای را متقاعد کنند، بهترین رویکرد به بحران سوریه که منافع درازمدت ایران را نیز تامین نماید آن است که ایران دست از حمایت شخص بشار اسد بردارد و رژیم کنونی سوریه منهای بشار اسد را به مذاکره با اپوزیسیون ترغیب کند. مذاکره بر خلاف جنگ به میدانداری نیروهای افراطی پایان می دهد و میانه روهای به حاشیه رانده را تقویت می کند.

اگر مذاکره بتواند در نهایت به کنار رفتن نیروهای افراطی دو طرف و به ایجاد یک دولت ائتلافی در سوریه بیانجامد نه فقط به سود سوریه و منطقه بلکه به سود ایران نیز خواهد بود. اگر جمهوری اسلامی با چنین رویکردی به بحران سوریه بنگرد شاید بتواند به حل این بحران کمک کند و از رهگذر آن مناسبات ایران و آمریکا را بهبود بخشد. اما اگر در میان حکومتگران ایران منطق جنگ بر دیپلماسی پیروز شود در نهایت ایران بازنده خواهد بود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large