Skyscraper large

گذار بی هدف

sdf564sdf

کاریکاتور از مانا نیستانی

علی آزادان

میتوان گفت که دوام و اصالت بسیاری از دستاوردهای اجتماعی و حقوق شهروندی در غرب به دلیل تحول و تکامل ذاتی در بطن و متن همان جامعه است. بطور مثال زمانی که دیدگاه غالب در جامعهء آمریکا این بود که زنان فقط به درد پرداختن به امور خانه و بچه داری و پخت و پز میخورند و همان زمانی که حق رای هم نداشتند، گروهی از افراد درون همان جامعه بودند که این دیدگاه را زیر سوال برده و رفته رفته باعث تغییر و تحول و نهایتاً حرکتی دایمی به سوی تکامل آن شدند. حرکت و تکاملی که در توازن و تقارن با تمام وجوه و ارکان همان جامعه و همخوان با زمان و مکان شکل گیری تغییرات حاصل از آن بوجود آمد.

متاسفانه در بسیاری از موارد، از جمله نگاه به زن و یا نگاه به پوشش، جامعهء ما هنوز به مرحلهء تکامل که هیچ به مرحلهء تردید درونی هم نرسیده است و اگرچه گهگاه بدلایل مختلفی تلاش در ایجاد یک شبیه سازی از نمونه های خارجی میشود ولی درنهایت چیزی جز یک تظاهر و یا مضحکه ای مقلدانه از آن حاصل نمیشود.

 تا زمانی که جامعه از درون خودش، و بنا به نیازهای خودش و بر اساس تغییر نگرش در چارچوبها و باورهای خودش به سوی تکامل حرکت نکند، به نتیجه ای ماندگار و اصیل دست نخواهد یافت. نمیتوان بندهای یک اعلامیه و یا مانیفست حقوق بشری را به جامعه ای تزریق و تحمیل کرد که هنوز باورهایش با بسیاری از اصول و بدیهیات آن مقوله در تضاد است. اهمیت این موضوع بیش از هر چیز در نقش فعالین مدنی جلوه میکند که بتوانند باورهای غلط، نیازها و ضعفهای جامعه را شناسایی کنند، گروههای مختلف را بصورت آگاهانه هدف قراردهند و راه حلها را منطبق و مرتبط با شرایط اجتماعی و فرهنگی خاص هر گروه طراحی و ارائه دهند.

بارها شنیده ایم که جامعهء ما در حال گذار است و درنتیجه مشکلات گوناگونی که در ابعاد مختلف جامعه دیده میشود را حاصل این مرحلهء گذار دانسته اند. اما متاسفانه آنچه از آن غفلت میشود مسیر حرکت این گذار بی هدف است. گذار به سوی چه مقصد و سرانجامی در حال شکل گیری است؟ نتیجهء این گذار چه خواهد بود و چه تغییراتی در جامعه قرار است ایجاد شود. این گذار بشکلی جدی در ابهام قرار دارد و وجوه بسیاری از آن، درونی نیست و بنا بر تردیدهای درونی خود این جامعه شکل نگرفته است. بی هدف است، در تناقضی تعریف نشده است و در بسیاری از موارد این گذار، و یا سردرگمی، تنها تحت تاثیر اطلاعات، ارتباطات، شنیدنها و آموختنهای سطحی و کلیشه ای بوده که طی نیم قرن گذشته بصورت غیرهدفمندی به جامعهء ایرانی معرفی شده است. به همین دلیل هم آن تغییر اساسی، ماهوی و اصیل در وجوه مختلف افکار و رفتار افراد جامعه دیده نمیشود.

این تغییرات سطحی اغلب بصورت مقطعی و موضعی پدید آمده، جامع نیست و عمق و ریشه ندارد. بطور مثال اصلاً بعید نیست که با بخشی از افراد جامعه روبرو شویم که کلاً حجاب را زیر سوال برده اند، اما نگاهشان همچنان به زن، نگاه سنتی و “ضعیفه” ای باقی مانده باشد.

میتوان مثالهای بسیاری از این دست برشمرد و دقیقاً به همین خاطر است که این ملغمهء گذار بیشتر شبیه نمایشی کمدی-تراژیک در چند دههء گذشته درآمده است. شبیه یک بیمار سراسر جراحی شده است که هر چند وقت یکبار، با یک تحرک کوچک، با یک فشار یا بحران ساده، گوشه ای از بخیه هایش پاره شده و بوی عفونت زیر زخمش متصاعد میشود.

 ما تا زمانی که از درون خودمان، از دورن متن جامعه خودمان، آغازگر تحول بنیادی نباشیم، تا زمانی که مسیر تکامل را منطبق با شرایط فرهنگی جامعه خودمان طی نکنیم، و فقط به ظواهر دستاوردهای فرهنگهای متفاوت آن هم بشکلی ناکامل و وارداتی اکتفا کنیم، راه به جایی نخواهیم برد.

فراموش نکنیم که در هیچکدام از جوامع پیشرفته، تحولات فرهنگی از بالا به پایین شکل نگرفته است و این جامعه بوده است که با تلاش نخبگان و فعالین آن تکامل را از درون خود آغاز کرده است و لاجرم در جامعهء ما نیز تغییرات اصیل و بنیادی باید از بطن مردم و از متن جامعه شروع شود و سپس به حکومت و فرهنگ رسمی کشور تحمیل شود.

 


  • یادداشت ارسالى خوانندگان
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large