Skyscraper large

خشونت و سلامت جامعه

x6dfffff-فاریا بارلاس-faria barlas

فاریا بارلاس

یکی از مشکلات عمده جامعه فعلی ما گسترش خشونت از نوع گفتاری و رفتاری آن در ابعاد گسترده می باشد.  این خشونت الزاما تنها از سوی حاکمیت اعمال نمی شود و ابراز رفتارهای خشونت آمیز در سطح خیابان ها و نهادهای خانواده هم مشهود است. 

خشونت‌های روحی‌ و جسمی‌ در ابعاد متفاوت و در جایگاه‌های گوناگون قابل رویت است. به ویژه در سالهای گذشته مشاهده اعمال خشونتهای خیابانی از سوی حاکمیت، سبب ملموس شدن این واژه برای عموم مردم جامعه شده است. به صورتی‌ که ضرب و شتم و سرکوب مردم در خیابانها از یک سو و فشارهای روحی‌ از طریق ایجاد فضای رعب و وحشت از سوی‌ دیگر، سبب شده که مردم زندگی‌ در یک جامعه با حاکمیت خشونت طلب را به صورت روزانه تجربه کنند. 

کنش‌های سیاسی و اجتماعی به ویژه در جوامعی که حکومت دیکتاتوری از لحاظ نظری و در حوزه سیاسی با قدرت متمرکز تحت اختیار یک گروه خاص قرار گرفته، با واکنش‌هایی‌ توام می‌‌باشد که برای اعضای آن جامعه ملموس و قابل اندازه گیری است. این واکنش‌ها در جوامعی که به قول منتسکیو استبداد حاکمیت نفع شخصی‌ است، در غألب ایجاد فضای رعب و وحشت و سرکوب و اعمال خشونت شکل می‌گیرد. خشونت‌های از این جنس خشونت اکتیو و یا بارز و کنشگر نام دارند که در چند سال گذشته مخصوصاً، در عرصه فعالیت‌ها و اعتراضات خیابانی به وضوح مشاهده شد. مع هذا کنش‌های سیاسی و اجتماعی واکنش‌های دیگری را هم در بر دارد که از سوی‌ نیروهای خودی و معترض و نه مخاطبین این اعتراضات صورت می‌گیرد. این نوع واکنش‌ها بعضا با خشونتی توام است که در روانشناسی‌ به آن خشونت پسیو و یا منفعل می‌گویند که به وضوح  قابل رویت و اندازه گیری نیست و دقیقا به همین دلیل است که می باید این نوع خشونت شناخته و مورد بحث و گفتگو بیشتر قرار گیرد. خشونت های گفتاری معمولا در زیرمجموعه خشونت های پسیو و یا منفعل قرار می گیرد چرا که تمامی خشونت های گفتاری با فریاد و شاخص های خشونت شناخته نمی شود. در بسیاری موارد و به ویژه در گفتمان هایی که از ابزار تحقیر  استفاده می شود خشونت اکتیو و یا نمایان نیست ولی فرد مخاطب فشار روانی را بر روی خود احساس می کند.  

از دیدگاه روانشناسی با تکیه بر چندین نظریه متفاوت می توان  خشونت و پرخاشگری را مورد بررسی قرار داد. بر اساس یکی از این نظریه­ها که به آن نظریه سرخوردگی – پرخاشگری  (frustration-aggression theory) گفته می­شود، وقتی فرد برای دست­یابی به هدفی تلاش می­کند و عاملی مانع دست­یابی به آن می­شود، غریزه­ی خشونت در فرد بیدار می­شود که خود منجر به رفتار پرخاشگرانه­ معطوف به آسیب زدن به آن مانع می­شود. در این نظریه، اولاً علت اصلی پرخاشگری نوعی سرخوردگی و احساس ناکامی در دست­یابی به هدف است، و ثانیاً، پرخاشگری ویژگی­های یک غریزه را دارد، یعنی به شکل نوعی انرژی است که تا زمانی که به هدف خود دست نیابد پایدار می­ماند (مثل گرسنگی و تشنگی). در این نظریه، وقتی فرد با ناکامی و سرخوردگی روبه­رو می­شود، غریزه­ی پرخاشگری در او برانگیخته می­شود و هدفی را برای پرخاشگری خود انتخاب می­کند. نخستین هدف معمولاً خودِ منبع ایجادکننده­ ناکامی و سرخوردگی است. اما در بسیاری موارد عامل سرخوردگی هدف مناسبی برای رفتار پرخاشگرانه نیست چرا که  اعمال رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه برای فرد هزینه زیادی به همراه خواهد داشت. در اینجا می توان از مثال حاکمیت و مردم استفاده کرد به این معنی که فردی که مانع رسیدن به هدف خود را در قالب شخص و یا گروه اتوریتی و یا حاکم می بیند نمی تواند خشم و سرخوردگی خود را نسبت به این منابع قدرت ابراز کند.  در این شرایط ممکن است هدف پرخاشگری به چیزی مرتبط یا حتا گاهی نامرتبط با عامل اصلی سرخوردگی جابه­جا شود (پرخاشگری جابه‌جاشده یا displaced aggression). باید در نظر داشت که هر ناکامی الزاماً منجر به پرخاشگری نمی­شود و عواملی مانند ایجاد حس خشم، تصوری که از نیت فرد وجود دارد، و احساس بی­عدالتی و نابرابری واسطه­ بین احساس سرخوردگی و بروز رفتارهای پرخاشگرانه است.

 اگر در جامعه­ای، در عمل یا در نظر افراد آن جامعه، اعمال خشونت روش مؤثر برای دست­یابی به اهداف باشد و پرخاشگری جای­گزین روش­های دیگر برای حل مسایل شود، وضعیت به گونه­ای خواهد شد که به جای آن که به خشونت به عنوان یک نقص و کاستی در رفتار فرد نگریسته شود، به عنوان یک مهارت و توانایی در نظر گرفته خواهد شد.

باید در نظر داشت که گرچه الگوهای اجتماعی و خانوادگی می­توانند ایجادکننده­ یک گرایش رفتاری خاص (مثل خشونت و پرخاشگری) باشند، اما وقتی رفتاری ایجاد شد، در صورتی پایدار می­شود و تداوم می­یابد که به نوعی نه­تنها این رفتار مهار نشده باشد، بلکه تقویت هم شده باشند. بنابراین، می­توان این فرض را مطرح کرد که چنین شرایط اجتماعی­ به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به رفتارهای پرخاشگرانه پاداش داده و موجب ترویج آن شده است. غیرمؤثر به نظر رسیدن روش­های دیگر برای حل مشکلات و تعارض­ها، مؤثر بودن پرخاشگری، و به­صرفه و کم­هزینه بودن آن باعث تداوم این الگوهای رفتاری می­شود. 

یکی از عمده­ترین مسایل در حوزه­ سلامت اجتماعی که با سلامت روان تک­ تک افراد مرتبط است موضوع خشونت است. پرداختن به هزینه­های مادی و معنوی که پرخاشگری بر فرد و جامعه تحمیل می­کند هم موضوعی است که بسیار حائز اهمیت است. آن چه از همین مختصر می­توان نتیجه گرفت آن است که عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در ایجاد و تداوم الگوی خشونت در فرد مؤثرند. از بین پی­آمدهای مختلف پرخاشگری هم در این­جا تنها اشاره‌ای داشتیم به بازتولید خشونت توسط خشونت، و چرخه­ای که خود را تقویت می­کند. توجه به این پدیده­ی فراگیر و بازشناختن عوامل ایجادکننده و پایدارکننده­ی آن در سطوح مختلف فردی و اجتماعی یکی از اولویت­های عمده­ جامعه­ی امروز ما است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large