Skyscraper large

مخالفت با جنگ، حمایت از جنایات أسد نیست

tajzade-fh789fg6 مصطفی تاج زاده mostafa tajzade

سید مصطفی تاج‌زاده

یکم- حمله نظامی آمریکا و متحدانش حتی اگر با کسب مجوز شورای امنیت سازمان ملل صورت بگیرد و محدود هم باشد، حلّال گرفتاری های سوریه و مردمش نخواهد بود ولو به سرنگونی بشار اسد نیز بیانجامد. به نظر من اصلاح طلبان و سبزها لازم است همراه با همه صلح طلبان جهان مخالفت خود را با هرگونه تهاجم نظامی غرب به سوریه اعلام کنند و تا آن جا که در توان دارند، بکوشند که مانع وقوع آن شوند. 

دوم- حکومت سوریه با نقض سیستماتیک، گسترده و مستمر حقوق اساسی مردم آن کشور بهانه لازم را برای دخالت نظامی به جناح جنگ طلب غربی داده است. هم چنان که پیش از آن طالبان و صدام چنین نقشی را ایفا کرده اند. به نظر من محکومیت تهاجم نظامی احتمالی آمریکا به سوریه نباید به معنای دفاع از حاکمیت حزب بعث و عملکرد جنایت بارش در سرکوب خونین منتقدان و مخالفان و خاموش کردن هرگونه اعتراض مسالمت آمیز مردمی باشد.  

سوم- بر این باورم که عملکرد تروریستی گروه های تکفیری در سوریه نیز باید به طور همه جانبه محکوم شود زیرا افزون بر این که اقدامات مذکور برخلاف تمام موازین انسانی، قانونی و حقوق بین المللی است، به نزاع های فرقه ای در جهان اسلام نیز دامن می زند و چهره ای غیرمدنی، خشن و عقب مانده از اسلام و مسلمانان و مردم خاورمیانه ترسیم می کند و بیشترین سود را به رژیم اسرائیل و جنگ طلبان جهان می رساند.  

چهارم- دیپلماسی اقتدارگرایان ایرانی درباره سوریه تاکنون نه فقط اشتباه بوده بلکه مصائب زیادی به بار آورده است. اعلام این که بشار اسد خط قرمز جمهوری اسلامی است و تداوم حکومتش حتی از حفظ خوزستان مهم تر است و برآن اولویت دارد نه تنها با جمهوریت نظام ما ناسازگار است بلکه ناقض اسلامیت و ایرانیت آن نیز هست. اقتدارگراها به جای آن که از همان ابتدا حزب بعث سوریه را به پذیرش و رعایت حقوق اساسی شهروندانش ترغیب کنند تا پاسخ گوی مطالبات قانونی آنان باشند، به حمایت مطلق از حکومت بشاراسد و عملکرد خون بارش پرداختند و با کمال تأسف تا آن جا پیش رفتند که عملا شیعیان لبنان، عراق و حتی ایران را تشویق به حضور در آن دیار کردند تا با معارضان بشار بجنگند و رژیم او را سرپا نگاه دارند. غافل از آن که اقدام های مذکور فرصتی طلایی دراختیار جنگ طلبان غربی، اسرائیلی و ارتجاع منطقه قرار داد تا با فرقه ای کردن پیکار، نزاع شیعی – سنی را به ماوراء سوریه از جمله لبنان و عراق و پاکستان، توسعه دهند. 

پنجم- فرصت طلبی بدخواهان و اشتباهات راهبردی ایران در عصر حکومت یک دست اقتدارگراها موجب شده است که میهن و مردم ما اکنون علاوه بر پرونده هسته ای با چالش بزرگ دیگری با غرب مواجه شوند تا جایی که می توان گفت دیپلماسی نادرست ما درباره سوریه یکی از دلایل مهم تحریم های گسترده ایران و مردمش در دو سال گذشته بوده است. 

ششم- با استقرار دولت تدبیر و امید افکار عمومی در ایران و جهان، چشم به راه است تا وقوع اصلاحات لازم را در سیاست های هسته ای و نیز دیپلماسی ما در سوریه مشاهده کند. خوشبختانه دولت جدید در تغییر برخی مسئولان امر و نیز اصلاح ادبیات تحریک کننده مقامات پیشین گام های خوبی برداشته است. اما این اقدام ها به تنهایی کافی نیستند. هم چنان که تغییر لحن بسیاری از مقامات غربی درباره ایران نیز اگرچه مثبت ارزیابی می شود و گامی به پیش است اما برای برداشتن دیوار بی اعتمادی میان دو طرف کافی نیست. به باور من دولت آقای روحانی باید به سویی حرکت کند که با اصلاح دیپلماسی ایران ضمن دریافت تضمین های لازم بتواند هرچه سریع تر شیعیان لبنان و عراق و ایران را از مهلکه و دامگه سوریه خارج سازد مستقل از آن که آمریکا و هم پیمانانش به آن کشور حمله کنند یا نکنند تا به این ترتیب زمینه های لازم مهار جنگ های شیعه و سنی فراهم شود و با حرکت های بعدی از بین برود. 

هفتم- با کمال تأسف صدا و سیما در دو سال گذشته عمدتاً نقش روابط عمومی حزب بعث و سخنگویی بشار اسد را ایفا کرده است. بنابراین انتظار عبثی است که آن رسانه فرصت گفتگوی آزاد و همه جانبه را در این زمینه برای اندیشمندان و دلسوزان فراهم کند. اما از مطبوعات آزاد، فضای مجازی و در روزهای آینده از دانشگاه ها انتظار می رود که برخلاف ۸ سال گذشته که اجازه نیافتند مسائل مهم، استراتژیک و سرنوشت ساز را مورد بحث آزاد قرار دهند، اکنون به میدان آمده با طرح و انتشار نظریات همه علاقمندان و صاحب نظران با گرایش های گوناگون، زمینه و فرصت اصلاح هرچه عمیق تر و در عین حال کم هزینه تر خطاهای دیپلماسی جاری کشور را فراهم کنند.

 


  • وبسایت نوروز، ارگان جبهه مشارکت 
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large