Skyscraper large

ما و تجربه مارتین لوتر کینگ

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

پنجاه سال پیش مارتین لوتر کینگ، رهبر حقوق برابری مدنی در ایالات متحده آمریکا در مقابل مجسمه ی یادبود آبراهام لینکلن در واشنگتن دی سی سخنرانی انجام داد که نه تنها به یک انقلاب مدنی در آن کشور انجامید بلکه الگویی برای بسیاری از مبارزان مدنی در دیگر کشورهای جهان نیز شد.

سال ها مبارزه ی مدنی سیاه پوستان در ایالات متحده آمریکا با سرکوب شدید سفید پوستان همراه بود، اما جنبش حقوق مدنی در حدود مبارزه ی ۱۳ ساله ی خود برای دریافت برابری حقوق فارغ از رنگ و نژاد یک رویه ی بدون خشونت را به پیش گرفتند و حتی ترور رهبر اصلی این حرکت در سال ۱۹۶۸ هم این مسیر را منحرف نکرد.

مارتین لوترکینگ همواره ی مبارزه را بر اساس آموزه های لینکن و گاندی تبیین می کرد و همین مسیر بود که به نحوی بخش بزرگی از سفیدپوستان را نیز درگیر جنبش حقوق مدنی کرد. با اینکه در زمان آبراهام لینکن، قانون برده داری در سال ۱۸۶۲ لغو شده بود اما سیاه پوستان همواره شهروندان درجه دو محسوب می شدند و این نگاه حتی به تشکیل گروه های ترور سفیدپوستان انجامید. مبارزه ی جنبش حقوق مدنی اما به نحوی پیش رفت که مارتین لوتر کینگ یکسال پس از سخنرانی مشهور خود، جایزه ی صلح نوبل را دریافت می کند. اما سخنرانی مشهور او که با مطلع ٰ من رویایی دارم ٰ به زبان های گوناگون ترجمه شده است و در طول تمام این سال ها یکی از متون آزادی خواهان و برابری طلبان سراسر جهان محسوب می شود. با اینکه در یک دوره ی خاص زمانی بخصوص و پس از سرکوب خشن تظاهرات دانش آموزان سیاه پوست در یکی از شهرهای ایالت آلاباما توسط پلیس فضای سیاسی ایالات متحده درگیر تنش هایی خشونت آمیز شد، اما مجموعه ی مبارزه ی سیاسی مارتین لوترکینگ همواره بر پایه مبارزه ی مدنی شامل تظاهرات، تحصن و تحریم شرکت هایی که به جدایی نژادی اعتقاد داشتند، استوار بود.

اما فراز هایی از سخنرانی مارتین لوتر کینگ که این روزها بیش از نیم قرن از آن می گذرد نشان می دهد هنوز جهان نتوانسته است بسیاری از آن رویاهایی که او داشت را محقق کند. او در بخشی از سخنرانی اش می گوید:

بی‌اعتنایی به موقعیت مضطر کنونی برای کشور مصیبت به همراه خواهد آورد. تابستان سوزان ناخشنودی مشروع سیاهپوستان به پایان نخواهد آمد، مگر اینکه پاییز روحبخش آزادی و برابری جای آن را بگیرد. لوتر کینگ اشاره ی مستقیمی به تحریکات سفیدپوستان در آن زمان دارد تا مساله ی مبارزه ی جنبش حقوق مدنی را از مسیر بدون خشونت منحرف کنند اما تدابیر و سخنرانی های لوتر کینگ همواره ی آبی بود بر آتش افروزی های آنها. او در بخشی دیگر از سخنرانی اش پیروزی برای به دست آوردن حقوق برابر را نه پایان کار که دقیقا آغاز یک مبارزه برای رسیدن به عزت می دانست، عزتی که در طول سالیان سال سرکوب شده بود، نکته ی جالب آنجا است که او باز هم در این مسیر آموزه های خود را بر مبنای مبارزه ی بدون خشونت تعریف می کند و می گوید: در روند به‌دست آوردن جایگاه مشروع خود نباید مرتکب کارهای نادرست شویم. بیایید تشنگیمان را برای آزادی، با نوشیدن جام تلخی و دشمنی رفع نکنیم. ما باید همواره مبارزات خود را در کمال عزت و انضباط به پیش بریم.نگذاریم اعتراض خلاق ما به مرتبه‌ی نازل خشونت‌های جسمانی سقوط کند.

لوتر کینگ پیش از آنکه خطابه ی خود را به مطلع مشهور ٰ من رویایی دارم ٰ را آغاز کند، به نحوی تلاش می کند امید را به جامعه ی مبارز بازگرداند،‌ امیدی که به مرور زمان می تواند در هر جنبش اجتماعی فروکش کند. مهمترین سرمایه ی هر جنبشی امید است که به عنوان سلاح مبارزه از آن استفاده می کند، هر آن این سلاح بر زمین گذاشته شود، طرف مقابل می تواند از آنجا خواسته های خود را تحمیل کند. او می گوید : نگذاریم در دره‌ی ناامیدی غوطه‌ور شویم. خطاب من امروز با شماست، دوستان من، اگرچه با دشواری‌های امروز و فردا رودررو هستیم، اما من هنوز هم رویایی دارم.

و اینچنین بخش مشهور سخنرانی اش را آغاز می کند: رویای من اینست که روزی این کشور به‌پا می‌خیزد و به معنای واقعی اعتقادات خود جان می‌بخشد: «ما این حقیقت را که همه انسان‌ها برابر خلق شده‌اند آشکار و بدیهی می‌دانیم.» و ادامه می دهد که چگونه ی رویایی در سر دارد که همه ی شهروندان فارغ از رنگ و نژاد در یک کشور کنار هم می ایستند و از حقوقی برابر بهره مند می شوند. در پایان این بخش هم اضافه می کند که : رویای من اینست که سرانجام روزی دره‌ها بالا خواهند آمد و تپه‌ها و کوه‌ها پایین خواهند رفت، ناهمواری‌ها هموار خواهند شد و ناراستی‌ها راست؛ جلال خداوند آشکار خواهد شد و همه ابنای بشر با هم به تماشای آن خواهند نشست.

او پس از طرح این خواسته ها در غالب رویا تلاش می کند باز هم مبارزان را از یک فضای رویایی صرف خارج کند و به نحوی رویا را باز به امید بدل کند و می گوید: با این باور ما خواهیم توانست از کوه‌های ناامیدی سنگ امید بتراشیم. 

اما نکته ی دیگری که می توان به این بحث اضافه کرد ترانه ای است که آن روز تظاهرات کنندگان زمزمه می کردند. ترانه ی ٰ ما پیروز می شویم ٰ را که جوان بائز ( Joan Baez ) ساخته بود. ترانه ای که می گوید ما پیروز می شویم/ ما یک روز پیروز می شویم/ و من در بطن قلبم ایمان دارم / که یک روز پیروز می شویم. این همان ترانه ای بود که خود او با یک گیتار ساده بازخوانی کرد و به تمام کسانی تقدیم کرد که سال ۸۸ ایران را سبز کرده بودند.

ال شارپتون ( El Sharpton ) ، یکی از رهبران جنبش حقوق مدنی در جشن پنجاهمین سالگرد سخنرانی تاریخی رهبرشان می گوید:« مارتین لوترکینگ ۵۰ سال پیش امکان این‌که روزی اوبامایی در این کشور رئیس‌جمهور شود را پیش‌بینی کرد. جهان مدیون رویاپردازانی است که واقعیت را تغییر دادند، چرا که به رویای خود باور داشتند.»

مارتین لوتر کینگ سوم، پسر مارتین لوتر کینگ در سخنرانی خودش با اشاره به نکته ای که پدرش همواره بر آن تاکید داشت، گفت: “کار به پایان نرسیده است. سفر به پایان نرسیده است. ما می توانیم و باید بیشتر از این انجام دهیم.”

اما برای آنچه تنها یادآور تمام دستاوردهای خودمان در طول این مدت مبارزه بر علیه اقتدارگرایی در ایران باشیم شاید تنها چند جمله از میر حسین موسوی نشان می دهد که چگونه ما می توانیم با پیوند خوردن به مسیر های مبارزات تاریخی راهی برای تحقق رویاهای خود داشته باشیم. او در بیانیه ی ۱۴ خود اشاره می کند : راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. میر حسین موسوی در بیانیه ای که در آن راه سبز امید را ترسیم می کند نیز تاکید می کند که : و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید. او در بخشی دیگر از بیانیه شماره ۱۱ خود می نویسد: ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه»   استفاده می کنیم تا توفیق‌هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم… و در پایان : امید به آینده رساترین اعتراض ماست.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large