Skyscraper large

جامعه؛ تردید و بى اعتمادى

x6dfffff-فاریا بارلاس-faria barlas

فاریا بارلاس

یکی از مشکلات عمده در جامعه کنونى ما، تضعیف روزافزون اعتماد میان حاکمیت و مردم است که در سالهای اخیر نیز سیر صعودی داشته است. قسمت عمده این عدم اعتماد به دلیل نادیده گرفته شدن نقش مردم در عرصه های سیاسی و حتی اجتماعی پدید آمد و با اعمال خشونت و سرکوب گسترده مردم در اعتراض به روند مسیر سیاسی کشور به اوج رسید. چنان که  با وجود به قدرت رسیدن فرد  منتخب مردم در مقام ریاست جمهوری باز هم نگاه اعضای جامعه به تصمیم گیری ها پر از تردید و بی اعتمادی است. 

بسیار ساده پندارانه است که این پدیده عدم اعتماد  تنها در چهارچوب حاکمیت و مردم تصور شود چرا که عمق این بی اعتمادی بسیار فراتر از روابط این دونهاد قرار می گیرد و به واقع در روابط شهروندی اعضای جامعه نسبت به یکدیگر هم مشهود است. 

آنچه ما امروزه شاهد آن هستیم  ساختار قدرت عمودی و غیر دموکراتیکى است که شرایطی به وجود می آورد که رفتارهای فردی اعضای جامعه را  تحت تاثیر قرار می دهد و رفتارهای مبتنى بر فرصت طلبی ,انفعال , عدم صداقت و اعتراض های سرپوشیده و ترس را گسترش می دهد. چنین فرهنگی توانایی افراد را در همکاری و اعتماد به یکدیگر تضعیف می کند.  

در جامعه ما قدرت و موقعیت اجتماعی و اقتصادی به صورت ناعادلانه و نه بر اساس قابلیت افراد در بین مردم توزیع می شود و این نابرابری و تقسیم ناعادلانه  هنگامیکه در طول زمان استمرار پیدا کند می تواند شکاف بزرگی در بین طبقات مختلف مردم به وجود آورد شکافهایی که می تواند قوانین و ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه را زیر سوال برده و نوعی بی اعتمادی گروهی را در افراد تقویت کند. 

هنگامیکه افراد جامعه ای به ساختارهای سیاسی آن بی اعتماد می شوند این امر سبب تضعیف تعهدات اجتماعی و سیاسی و کمرنگ شدن هویت اجتماعی انان می شود . این نوع بی اعتمادی می تواند به عرصه فردی افراد کشیده شود و فرد را به مرز انزوای اجتماعی نزدیک سازد.  انزوای اجتماعی نیز به همان ترتیب می تواند سبب به وجود آمدن یاس و افسردگی اجتماعی گردد چرا که افراد خود را مجزا از سیستمی می بینند که که در آن زندگی می کنند  و این احساس آینده ای ناامید کننده را ترسیم می کند و احساس منفی افراد را نسبت به آینده نشان می دهد. 

یاس و افسردگی سبب به وجود آمدن احساس مغلوبیت در برابر مسائل و مشکلات و بدگمانی و بدبینی نسبت به آینده و اطرافیان فرد می شود. باافزایش بی اعتمادی وسوءظن که نشانگر عدم اطمینان و اتکاء فردبه دیگران است ،احساس عجز و احساس تنهایی تقویت می گردد. انزوای اجتماعی  یکی ازمهمترین پیامدهای بی اعتمادی اجتماعی است. انزوای اجتماعی را می توان فقدان ارتباط وسست شدن پیوندهای میان افراد با یکدیگر و با جامعه دانست.  بنابراین شاهد پیدایش سیکلی معیوب در عرصه اجتماعی هستیم که با عدم اعتماد اجتماعی آغاز شده و با گسترش حس یاس و افسردگی گسترش می یابد و به همان نسبت نیز اعتماد اجتماعی را مجددا ضعیف تر می سازد. 

مساله اعتماد گروهی و اجتماعی از بنیادی ترین عوامل ساختاری جامعه ای سالم محسوب می شود و بی اعتمادی مستمر در سطح جامعه افراد را به زیر پا گذاشتن قوانین ترغیب کرده و بستر بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی را مهیا می کند.  بی اعتمادی اجتماعی در نهادهای کوچکتر اجتماعی همانند خانواده نیز نفوذ می کند. 

 به عنوان مثال خانواده ای که در یک جامعه ناسالم زندگی می کند و برای بقای زندگی فردی و اجتماعی خویش باید تنها منافع خویش را در نظر گیرد و نسبت به سرنوشت دیگران بی اعتنا باشد این نوع نگرش را در در نهاد خانواده نیز تشویق می کند و فرزندان این خانواده با نگاهی کاملا بی اعتماد نسبت به اطرافیان و دیگر اعضای جامعه رشد کرده و اینگونه تفکر بی اعتمادی در آنان نهادینه می شود. 

در جامعه نیز یکی از مهمترین پایه های تداوم ارتباطی مردم حس اعتماد متقابل اعضا نسبت به یکدیگر است. پیوند های اجتماعی تنها از مسیر اعتماد میسر می شود و شبکه های اجتماعی که از بنیادی ترین پایه های جامعه ای مدنی محسوب می شود در صورت عدم اعتماد ما بین اعضای آن شکل نخواهد گرفت.   

پرواضح است که پرورش حس اعتماد باید از نهاد خانواده آغاز شود و در آن فضا به کودک آموخته شود.  پیش زمینه ذهنی کودکی که دنیا را از دریچه نا امنی می نگرد آماده گسترش حس بی اعتمادی در سالهای بعدی می شود. مشکل بی اعتمادی و به دنبال آن زیر پا گذاشتن حقوق دیگران و عدم صداقت که از پیامد های عدم اعتماد اجتماعی محسوب می شوند الزاما با تغییر در ساختار حاکمیت   از بین نمی رود و به دلیل نهادینه شدن فرهنگ دروغ و بی اعتمادی در بین مردم  این مشکل اجتماعی و فردی می تواند سالهای متمادی ادامه یابد و نسل های بعدی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. 

کاهش شکاف میان حوزه ی خصوصی و عمومی و همچنین تقویت اجتماعی جامعه ای می تواند اعتماد اجتماعی و احساس امنیت را در سطح جامعه تقویت نماید. با توجه به تأثیرمثبت تعدد گروهها و هویتها بر سطح روابط و پیوندهای اجتماعی لازم است پیوندهای ضعیف یا به عبارتی پل های ارتباطی در شبکه ی تعاملات جامعه افزایش یابند. 

اعتماد اجتماعی همانند هر رفتار اجتماعی دیگر قابل یادگیری و انتقال است واز طریق گفتمان سازنده مابین افراد و گروه ها تشویق می شود. این اعتماد اجتماعی می تواند از گروه های کوچک آغاز و تمرین شود و سپس در نهادها و شبکه های گسترده تر جایگاه سزاوارش را پیدا کند. امروزه یکی از ضعف های جامعه ما حس عدم اعتماد میان اعضای آن است که پذیرش و آگاهی نسبت به آن می تواند اولین قدم برای آفت زدایی این ناهنجاری اجتماعی محسوب شود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large