Skyscraper large

سبز؛ از جنبش سیاسى تا جنبش اخلاقى

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

نزدیک به ۳ سال پیش در یادداشتی به ضرورت شکل گیرى یک جنبش اخلاقی از میان جنبش سبز تاکید کردم. در آن زمان با اینکه جنبش سبز هنوز تجربه ی کنش و واکنش های خیابانی اش را تجربه می کرد و با اینکه میرحسین موسوی در بیانیه و سخنرانی هایش به موضوع اخلاق با دیده ی ویژه ای نگاه داشت، اما ضرورت ایجاد چنین جریانی به نحوی که بتوان آن را در جامعه به صورت محسوس عیان کرد، دیده نشد. 

امروز شاید با توجه به روند پیش روی جنبش سبز نگاه به مساله اخلاق یکی از ضروری ترین وجهه هایی است که می تواند به ماندگاری آن کمک کند. این جنبش اخلاقی در واقع امری جدا از مبارزه ی سیاسی – اجتماعی نیست، بلکه تلاشی است برای همپیمانی های دوباره و به تعبیری دیگر ساده تر کردن ارتباط کسانی که همواره خود را سبز می دانند. 

این جنبش های اخلاقی بر آمده از یک خواستگاه دینی و تئوریک است که می تواند تمام جنبه های زندگی یک انسان امروزی را پوشش دهد. از نامه ی امام علی (ع) به مالک اشتر تا نوشته های کارل پوپر می توان رگه هایی از این خواسته را یافت. شاید برخی معتقد باشند که اخلاق و سیاست را نمی توان در کنار هم داشت و به نوعی سیاست را عرصه ی سیاست ورزی هایی می دانند که در آن چون هدف وسیله را توجیه می کند، بنابر این می توان در این مسیر هر عملی را هر چند غیر اخلاقی برای رسیدن به آنچه غالبا هدفی آرمانی هم خواهد بود بی عیب می نماید.

اما در واقع همین نگاه به سیاست است که تئوری های متعددی را تولید می کند تا عامه ی مردم را در آن درگیر کند. به عنوان مثال دیدگاه توطئه که همیشه یک دست پنهان و یا یک توافق پشت پرده در پس تمام تحولات سیاسی جهان دیده می شود به نحوی از همینجا شروع می شود. اما اگر سیاست را عرصه ی اخلاق هم بدانیم اولین ضرورت آن صداقت است که آخرین نتیجه ی آن اعتماد خواهد بود. با این باور که هر آنچه از زبان سیاست خارج می شود عین حقیقت است، جامعه خود را درگیر جستجو نمی کند بلکه تنها بر اساس واقعیت به تحلیل می پردازد و چنین است که نیروی اصلی جامعه صرف گفتگوهای سازنده خواهد شد.  

در اینجا شاید بهتر باشد به یک معنی اخلاق را اینگونه تعریف نمایم که: فضیلت ها و معیارهایی که برآمده از مقبولیت عمومی است که مورد تایید عقل – و در نگاه دینی شرع – باشد. با این دید شما یک معیار اخلاقی را تنها زمانی مورد قبول قرار می دهید که دلیل عقلی برای آن بیابید. در نگاهی دیگر برخی اصول اخلاقی حکمی تاریخی نیز با خود به همراه دارند، به این مفهوم که در یک زمانه ی بسیار طولانی آن اصل و یا اصول مورد پذیرش تمام جوامع بشری بوده است. به عنوان مثال امروز شما برای غیر اخلاقی بودن دروغ نیاز به جستجوی عنصرهای عقلی نیستید بلکه با برداشت تاریخی می توان دید ٰ دروغ ٰ یک امر غیراخلاقی در تمام جوامع و در مدت زمانی بسیاری طولانی بوده است. 

از سوی دیگر فیلسوفی مانند کارل پوپر بر این باور است که معیار های ما ساخته ی خود ما هستند و ما می بایست به تنهایی مسئولیت اختیار کردن آنها را بر عهده بگیریم. این مفهوم اخلاقی – معیار – در واقع همان عنصر عقلی است که حتی مسئولیت تاریخی را هم از انسان گرفته و فرد را در زمان و مکان مشخص مسئول می کند و توجیه اینکه این معیار از پیشینیان به ما به ارث رسیده است پس درست است را هم می گیرد. 

این نگاه به انسان کمک می کند تا خود را از میان موج های ایجاد شده در جامعه – حتی در محیط های کوچک تر – به دور نگاه دارد و با دید شخصی به اخلاق نگاه کند. در این میان معیار اخلاق وجدان شخصی است و نه الزاما یک برخورد گروهی. به عنوان مثال در جمعی اگر پشت هم گویی – غیبت – امری مرسوم باشد از آنجاییکه عمومیت دارد نمی تواند امری غیراخلاقی محسوب نشود. این میان وجدان فردی است که مسئولیت اخلاقی را تعیین می کند و فرد نه نسبت به مجموعه که نسبت به خود مسئولیت اخلاقی دارد. 

پوپر در بخشی دیگر ( در کتاب منطق اکتشافات علمی ) همین دیدگاه را به نحوی دیگر و در نقد نظریه عقل محض اینچنین بیان می کند: چیزی را راست یا صادق شمردن واقعه ای در فهم ماست که گرچه ممکن است بر پایه عینی استوار باشد ، همچنین نیازمند علتهای ذهنی در ذهن فردی است که حکم می کند.اگر آن حکم برای همه کس معتبر باشد فقط به شرط آنکه او صاحب عقل است ، اساس آن به لحاظ عینی کافی است ، و راست شمردن آن اعتقاد، خوانده می شود  

بیان این نگاه شاید سرآغازی باشد برای بحث هایی که در آینده بیشتر به آن خواهیم پرداخت. بحث هایی که حوزه ی اخلاق و جنبش های اجتماعی – سیاسی را به نحوی درگیر می نماید. اما در پایان لازم می دانم به دو نمونه از بیانیه ها و سخنرانی های میرحسین موسوی اشاره کنم. اولی پاسخی است که او در برابر پرسش های جوانان در سال ۸۹ داده و به آنان نسبت به دغدغه های فراوان اخلاقی در جامعه می گوید: “امروز جنبش سبز این قدرت و توان را دارد که همه ی نگرانی های اخلاقی را که دوستان گه گاه به آن اشاره می کنند و البته از سر دلسوزی و تعهدات ملی هم هست، سامان دهد.”

و دیگری تعریفی است که او از ٔ سبز بودن ٰ  به میان می آورد و می گوید: سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است.

این ۲ نمونه نشانه هایی است که امروز ما بیش از همیشه به آنها نیازمندیم تا با ایجاد یک جنبشی اخلاقی، بتوانیم جنبش سبز را معیاری برای اخلاقی بودن در جامعه معرفی کنیم تا علاوه بر بازسازی ویرانه های اخلاقی در سالیان گذشته، راهی برای دوباره با هم سبز بودن را بیابیم و تجربه کنیم.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large