Skyscraper large

روشنفکران؛ دلمشغولِ زندگی شهروندان

 سروش دباغ 615dabagh  soroosh dabagh

سروش دباغ

هفتۀ گذشته سعید حجاریان در مصاحبه ای تحت عنوان «تحریم و ما ادریک ما التحریم» که در روزنامۀ اعتماد منتشر شده، از روشنفکران خواسته بود در برابر تحریم‌ها سکوت نکنند و وضعیتِ نامساعدِ حاصل از آن را گزارش کنند. بر این باورم که بر همۀ ما ایرانیانِ وطن دوست فرض است که در حدّ توان با تحریم‌های سنگینِ بین‌المللی علیه ایران مخالفت کرده، اعتراض خود را به صدای بلند اعلام کنیم. بر اساس گزارش‌های داخلی و خارجی، وضعیت بازار دارو در داخل کشور، بحرانی است؛ هم‌چنین است وضعیت برخی دیگر از کالاهای اساسی؛ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. بدون تردید، بیشترین آسیب از اعمالِ این تحریم‌ها دامنگیر طبقات پایین و متوسط جامعه می‌شود. طبقۀ متوسطی که قرار است عاملان رشد فرهنگی و اجتماعی و علمی و حاملان ساز و کار دموکراتیک در کشور ما باشند. دولت‌ها و افرادی که بر طبل تحریم می‌کوبند و آن را موجه می‌انگارند، ادّعا می‌کنند که در پی محدود کردنِ بلندپروازی‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی و تقویت نهادینه شدنِ دموکراسی در ایران هستند. ایشان در داوری‌های خود دربارۀ برنامۀ هسته‌ای ایران حتی از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیشتر افتاده و مع‌الاسف اظهار نظرهایی می‌کنند که هنوز آژانس هم آن را ادّعا و اعلام نکرده است. از سوی دیگر با اعمالِ تحریم‌های شدید، قشر متوسط که معمولاً بیشترین سهم را در پیشرفت هر جامعه‌ای دارند، و بار توسعۀ فرهنگی، اجتماعی، تولید علمی و اقتصادی و نهادینه کردن مبانی دموکراسی را بر دوش می‌کشند، عملاً از میان می‌رود و به این ترتیب جامعه به دو قطب طبقۀ کم درآمد با درصد بالایی از جمعیت، در برابر طبقۀ مرفه و پردرآمدی تجزیه خواهد شد که درصد اندکی از جمعیت کشور را شامل می‌شوند؛‌ این امر خود ناهنجاری‌های اجتماعی وسیع و عمیقی را در کشور پدید می آورد. همان‌طور که می‌دانیم نه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و نه حتی شورای امنیت سازمان ملل ــ که بنا بر وظیفۀ اولیه خود در منشور ملل متحد حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را بر عهده دارد ــ که موضوعات مطروحه در آن شورا را به دقت بررسی می‌کند، و نه هیچ مرجع حقوقی دیگری، هنوز ادّلۀ کافیِ مستند در خصوص تلاش ایران برای ساخت بمب اتمی نیافته‌اند و تا کنون چنین ادّعایی جز از سوی برخی جریان‌های تند سیاسی مطرح نشده است. تنها مسئله‌ای که همواره درخواست شده، اعتمادسازی با تاکید بر حقّ غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران بوده است. 

حال، روشن است که اِعمال تحریم از سوی کنگرۀ آمریکا ــ که فی‌نفسه یک ضمانت اجرا در حقوق بین‌الملل است ــ با عنایت به تاثیرات مخرّبی که بر زندگی و سلامتی و معیشت ایرانیان دارد، اولاً قصاص قبل از جنایت است و ثانیاً مجازات مردمی است که نقشی در به وجود آمدن این شرایط نداشته‌اند. قاعدتاً بایدابتدا دغدغۀ امنیت و پایداری ایران و ایرانی را در سر پروراند، سپس نهال دموکراسی را کاشت و آبیاری کرد تا در خاکی سالم و غنی سربرآرد و به درختی تنومند و پربار بدل گردد. با اعمالِ تحریم‌های همه‌جانبه، نه از «تاک» نشان می‌ماند و نه از «تاک نشان».

نباید فراموش کرد که دلمشغولی اصلیِ عموم دولت‌های حامی تحریم، به گواهی رفتار سیاسی‌ آن‌ها در سالیان اخیر، نه نهادینه شدن حقوق بشر و گفتمانِ دموکراتیک در ایران، بلکه سنجش قدرت نظامی و تأثیرگذاری آن در منطقه و نقشی است که در معادلات سیاسی ایفا می‌کند؛ وگرنه، باید جهت‌گیری اصلی ایشان در ایران به این سنخ مباحث معطوف می‌شد، نه فقط به مسئلۀ هسته‌ای. در عین حال، عدم حساسیت و اعتراض ایشان نسبت به دیگر حکومت‌های منطقه، نظیر عربستان، که ساز و کاری غیر دموکراتیک دارند نیز مؤید این امر است. 

به‌علاوه، حال که دفتر سیاست در دیار ما ورق خورده، جامعۀ جهانی نیز باید همدلی و حسن نیت و عزم راسخِ خود برای حل مسئلۀ هسته‌ای ایران را نشان دهد. تمدید و تشدیدِ تحریم‌ها در این شرایط هیچ کمکی به حل این مسئله نمی‌کند و گره‌ای از این معضل فروبسته نمی‌گشاید. با تشدیدِ چنین تحریم‌هایی، کار در داخل و خارج کشور به دست تندروها می‌افتد. اعمال تحریم‌های طاقت‌فرسای بین‌المللی، وضعیت را بر میانه‌روها و اصحاب معتدلِ داخلی که بنا را بر مصالحه گذاشته‌اند، سخت می‌کند و آن‌ها را به حاشیه می‌راند؛ در مقابل تندروها میدان را به دست می‌گیرند و در تنور منازعه و مخاصمه می‌دمند و ایران را به سمت جنگ و ویرانی سوق می‌دهند. 

برای خروج از این وضعیت، برداشتن تحریم‌ها از سویی و پشتیبانی از سیاست‌های مصالحه محورِ داخلی و بین‌المللی از سوی دیگر اولویت دارد. اگر جامعۀ جهانی در موضوع انرژی هسته‌ای به درستی از دولتمردان ایرانی می‌خواهد که از خود حسن نیت نشان دهند و به قواعد بین‌المللی احترام بگذارند و در راستای اعتمادسازی گام بردارند، در مقابل خود نیز باید با اتخاذ همین رویه و احترام گذاشتن و به رسمیت شناختن خواستِ اکثریت ملت ایران که در انتخاب حسن روحانی و کنار نهادنِ گفتمان سیاسیِ ماجراجویانۀ بدیل متجلی شده، چند گام به پیش آید و اقدامات مؤثری انجام دهد. یقیناً، در این میان، تمدید تحریم‌های بین‌المللی علیه دولت جدید ایران نشانۀ خوبی نیست و راهی به جایی نمی‌گشاید. 

چنان‌که درمی‌یابم، روشنفکرانِ عرصۀ عمومی وظیفه دارند آگاهی شهروندان ایرانی و جامعۀ جهانی را دربارۀ عواقب تحریم‌ها در حدّ توان بالا ببرند و بانگ اعتراض خود را به گوش همگان برسانند. اطلاع‌رسانی در این باب به شیوه‌های گوناگون از جمله نوشتن مقاله، مصاحبه کردن و منتشر کردنِ اعتراض‌نامه‌های گروهی و دسته‌جمعی در فضای عمومی و رسانه‌ها؛ و آگاه کردن هموطنانِ داخل و خارج از کشور و جامعۀ جهانی از عواقب هولناکِ تحریم‌های فراگیر، از مقتضیات کار و بار روشنفکری است. روشن است که با اطلاع‌رسانی و اعتراضِ صرفِ روشنفکران ایرانی، تحریم‌ها لغو نمی‌شود و به لحاظ حقوقی و اداری مشکلات هم‌چنان بر جای خواهد ماند و مسئله باید در سطح دیپلماتیک میان دولت‌ها پی گرفته شود؛ اما مگر قرار است اقدامات روشنفکرانه آثار و نتایج عینی و عاجلِ حقوقی و اداری داشته باشند؟ مگر چنین انتظار و تلقی‌ای از روشنفکران می‌رود؟

روشنفکرانِ عرصۀ عمومی، به مثابۀ چشم‌های بیدار جامعه، دلنگران و دلمشغولِ عرصه‌های سیاست و فرهنگ و معیشت و زندگی اجتماعیِ شهروندان هستند و آن‌چه در این حوزه‌ها رخ می‌دهد را رصد کرده و به صدای رسا حکایت می‌کنند، و البته در سمت و سو بخشیدنِ به افکار هموطنان خود و طرح و تبیینِ دغدغه‌ها و نگرانی‌ها و مشکلات ایشان در فضای داخلی و بین المللی، نقش مهمی بر عهده دارند. 

 


  • روشنفکران و مسئله تحریم- جرس
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large