Skyscraper large

ترسیم یک مسیر

180-kamyar-behrang-کامیار-بهرنگ

کامیار بهرنگ

میرحسین موسوی با بیانیه و سخنرانی های خود پس از انتخابات سال ۸۸ نشان داد مشکل اصلی کشور تنها یک انتخابات مهندسی شده نبود؛ او بخش مهمی از مباحث خود را (به ویژه بعد از تلاش برای استفاده از مجاری قانونی که در واقع خود ضد قانون بودند) به ترسیم یک مسیر اختصاص داد که مجموعه ای از مشکلات جامعه ی ایران را در بر می گرفت. 

میر حسین موسوی و تیم مشاوره ی او پیش از انتخابات حتی دست به یک آسیب شناسی اجتماعی زده بودند که آن را در یک جزوه ی مفصل منتشر کردند که می توان گفت خروجی آن تحقیق، نقش پررنگی در بیانیه های بعد از انتخابات او داشت به نحوی که در مجموعه ی بیانیه ها می توان یک روند فکری و با رویکردی برای اصلاح جامعه و نه یک مسیر سیاسی خاص را پیدا کرد. 

میر حسین موسوی بر این باور بود که استقبال مردم از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸  حاصل تلاش ها و مجموعه فعالیت هایی بود که امید و اعتماد را به مردم بازگرداند. امید و اعتمادی به آرمان های انقلاب چون استقلال و آزادی که از دست رفته بود و یک گفتمان خرافه محور بر صورت دینی کشور نشسته بود. 

 او در بیانیه ی شماره ۵ خود، این مجموعه ی تلاش ها را چنین ترسیم می کند: “من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنه هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد”.   

امیدی که او آن را با بازسازی صحنه های جنگ یاد می کند، به واقع معجزه ای است که خود او بارها از آن یاد می کند و در شکل های مختلف از آن استفاده می کند. او برای نقد عملکرد آنچه امروز نام بسیج را بر خود گرفته به سراغ معجزه ی بسیج در زمان جنگ تحمیلی می رود، همین نگاه را در میان شبکه ی هوادارانش به نحوی زنده می کند که یاد و نام شهدای بسیجی زمان جنگ یکی از محورهای شعارهای اعتراضی می شود و نسلی که هیچ پیوندی با آن گفتمان نداشته را به تفاهم با یک گفتمان ارزشی نزدیک می کند.   

میر حسین موسوی در بیانیه ی شماره ۶ خود از حق اعتراض می گوید: “به احقاق حقوق خود امیدوار باشید و اجازه ندهید کسانی که برای ناامیدی و ارعاب شما می کوشند خشم تان را برانگیزند”.  

او در بیانیه شماره ۹ خود به نحوی دیگر به این موضوع اشاره دارد و می گوید “انتخابات به نحوی ارزنده می توانست فضای شادی و امید را به جامعه بازگرداند و به یک تجدید حیات ملی بدل شود”. با این حال او در همان بیانیه که پس از تایید نتایج انتخابات از سوی شورای نگهبان منتشر کرده فضا را سیاه ترسیم نمی کند و با اشاره به اینکه  ”امید به آینده رساترین اعتراض ماست” بر پیوند “امید و مبارزه”  که پیشتر در تعبیر “جنبش سبز را زندگی کنیم” بیان کرده بود، تاکید می کند.   

میر حسین موسوی در ادامه امید را بخشی از هویت ملی ما تعریف می کند و می گوید: “مردم ما می توانستند با بدبینی و نا امیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش بینی ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره ها زنده نگه داشته است چنین کردند”.او در ادامه با جوانان سخن می گوید: “اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست”. 

میر حسین موسوی در بیانیه ی ۱۱ خود همزمان با اعلام راه سبز امید، جنبش سبز را باز آفرینی امیدی می داند که در اثر دور شدن حاکمیت از آرمان های اصیل انقلاب تبدیل به یاس شده بود. او مسیر راه سبز امید را مسیری “تازه تولید” نمی داند بلکه ادامه ی تمام آن راهی می خواند که پیش از انتخابات شکل گرفته است و در آن مردم به امید تغییر و اصلاح با روحیه ی بالایی به میدان آمدند. “ما «امید» را سرمایه خود قرار دادهایم تا حاکی از هویت ایرانیمان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید”. 

تمام این مسیر را برای آن بازنویسی کرده ام تا یادمان باشد آنچه ما را ۴ سال پیش کنار هم متحد کرد یک جریان سیاسی نبود، بلکه یک جریان خاص اجتماعی بود و هست که تا برآورد مطالبات آن فاصله ی بسیاری داریم؛ فاصله اى که جز با سرمایه “امید” پیموده نمى شود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large