Skyscraper large

آرى! اینچنین بود برادر

sdg6sdg61- محمدجواد اکبرین mohamad javad akbarein

محمدجواد اکبرین

یک: چهارشنبه؛ چهاردهم آگوست ٢٠١٣. 

داورىِ برخى از ما درباره ماجراى مصر از آغاز، یک آزمون بود و هست تا بدانیم که به میمنتِ تجربه حکومتى از جنس جمهورى اسلامى، چقدر شبیه کسانى هستیم که گمان می‌کنیم با آنها مخالف و متفاوتیم و به چه موجودات مشمئزکننده اى تبدیل شده‌ایم! ارتش مصر پس از کودتا علیه دولت قانونى و منتخب مردم، از صبح امروز پاکسازى معترضان را آغاز کرده و یک فاجعه در حال وقوع است، هواداران مرسى با رگبار مسلسل! مثل برگ درخت بر زمین می‌ریزند و صدها نفر از صبح کشته و مجروح شده‌اند. برق بیمارستانهایى که مجروحان را پذیرفته‌اند قطع شده و حتى داخل یک بیمارستان هم گاز اشک آور زده‌اند… خبرگزارى رسمى دولتِ کودتا که کشته شدن حتى یک نفر را هم تا این لحظه انکار کرده ناگهان گزارش داده که مسلمانان کلیسایى را به آتش کشیده‌اند اگرچه برخى از هواداران اخوان مى گویند این اقدامات توسط “بلطجیه” (مجموعه اى شبیه لباس شخصى هاى گماشته حکومت در ایران) انجام مى شود تا با نوعى خودزنى، افکار عمومى را از جنایت شان علیه مردم مصر منحرف کنند.   

دو: پنج شنبه پانزدهم آگوست.

آمار قربانیانِ قتل عام در شهرهاى قاهره، مینا، اسیوط، اسکندریه، سوهاج، جنوب سینا و شمالِ آن از دوهزار تن هم گذشت؛ اما خبرگزارى رسمىِ دولت کودتا که صدها کشته‌ی بامداد دیروز را تا عصر فقط پنج نفر شمرده بود تا کنون به پذیرش نزدیک به ٣٠٠ تن رضایت داده! 

پیکرهاى “میک دین” فیلمبردار ۶١ ساله بریتانیایى (شبکه اسکاى) ، حبیبه عبدالعزیز، خبرنگار ٢۶ ساله مصرى (گلف نیوز) و احمد عبدالجواد، خبرنگار شبکه مصر٢۵ نیز در میان کشته شدگان بود. در میان همراهان کودتا، محمد البرادعى (معاون رییس دولت موقت) استعفا داد و شیخ الأزهر اما بیانیه داد که از تصمیم ارتش به پاکسازى مخالفان خبر نداشته…

غروبِ دیروز، آخرین برگ هاى ریخته در خزان عربى را در میدان “رابعه عدویه” جمع کردند و “إخوان المسلمین” که از ١٩٢٨ تا کنون سالهاى درازِ زندان و تبعید را تحمل کرده بود شاید در تاریخِ ٨۵ ساله‌اش هرگز چنین روزى را تصور نمی‌کرد…  

سه: جمعه، شانزدهم آگوست.

ارتش کودتا در رویارویى خونین با تظاهرات امروز (جمعة الغضب) نیز نشان داد تا چه اندازه از “گردش آزاد اطلاعات” در هراس است؛ “حسیب عمار”خبرنگار بى بى سى نوشته: «من داشتم با موبایلم عکس می گرفتم که یک افسر پلیس ماشین ما را متوقف کرد و با خشونت دستش را به داخل ماشین دراز کرد و بدون آنکه چیزی بگوید، موبایل را از من گرفت. گفت حق نداری عکس بگیری. گفتم این موبایل است نه دوربین. همه عکس‌های موبایل را از بین برد.در همین لحظه دو تانک ارتش از رامسس رسیدند و به خودروهای پلیس پیوستند…» تلویزیون دولتی مصر می‌گوید دو خبرنگار الجزیره که در حال فیلمبرداری از بالای پشت بام بودند بازداشت شدند!   

و سرانجام؛ پیش تر هم نوشته ام که بحث بر سر حق یا ناحق بودنِ اخوان نیست؛ ساختار حاکمیت در مصر با ایرانِ کنونى متفاوت است و نظامیانِ قدرتمند، دستگاه قضایىِ نسبتاً مستقل و منتقدانِ کاملاً منسجم، مى توانستند به جاى کودتاى نظامى، به مهارِ قدرت مُرسى و إخوان المسلمین ادامه دهند اما تغییرِ دولتِ برآمده از یک انتخابات دموکراتیک را به انتخابات آینده واگذار کنند.

دولت محمد مرسى خطاهاى قابل تأملى داشت اما دیکتاتور نبود؛ «راهپیمایى ٣٠ میلیونى مخالفان مرسى» هم از دروغ هاى ساخته و پرداخته مخالفانش بود که البته خیلى زود توسط حرفه اى ترین رسانه هاى خبرى دنیا تکذیب شد. خطاهاى دولت مرسى مثل هر دولت دیگرى باید تا انتخابات بعدى تحمل مى شد و اگر قرار باشد هر دولتى را براى خطاهایش از طریق کودتا و خونریزى ساقط کنند انتخابات بى معناست؛ تحصن براى نپذیرفتن کودتا هم حق اخوانى ها بود تا نخواهند به کودتا علیه دولتى که در یک رقابت کاملا دموکراتیک پیروز شده بود رضایت دهند. کسانى که کودتاى ٨٨ ایران را نمى پذیرند اما براى کودتا در مصر هورا مى کشند (اگر مشکل شان عقده مخالفت با اسلامگرایان به هر قیمتى نباشد و یا گرفتار عدم اطلاع از وضعیت مصر نباشند) داراى معیارهاى متناقض و دوگانه اند و در شعله هاى شهوتِ قدرتِ ارتش مصر، رویاى دموکراسى را جستجو مى کنند و البته طولى نمى کشد تا دریابند دچار چه خطاى فاحشى در تحلیل شده اند. 

آفتاب داغِ سرزمینِ أهرام بر میدان “رابعه عدویه” می‌تابد و زمین باز هم انسان را تحمل می‌کند تا روزى که طاقتش طاق شود و «زُلزِلتِ الأرضُ زِلزالَها…»…

 آرى! اینچنین بود برادر 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large