Skyscraper large

بازسازى آبروى رفته

sdg6sdg61- محمدجواد اکبرین mohamad javad akbarein

محمدجواد اکبرین

ستایش رهبر جمهورى اسلامى از عملکرد دولت احمدى نژاد پس از سکوتى بلند مدت، دوباره در روزهاى پایانى آن آغاز شد و حتى شاید پس از آن هم به نوعى ادامه یابد. چرایىِ این ستایش در گروِ مرور یک روند است؛ 

دوره دوم ریاست آقاى احمدى نژاد بر دولت، بر خلاف دوره اول، مشمول ستایش هاى ویژه رهبرى نشد. پس از گسترش اختلاف دو طیف “رهبرى- سپاه” از یکسو و ”حلقه اصلى دولت” از سوى دیگر که در ماجراى تغییر وزیر اطلاعات و خانه نشینى یازده روزه احمدى نژاد آشکار شد نه تنها دیگر از ستایش هاى ویژه خبرى نبود بلکه هجوم انتقادى و پیوسته اصولگرایان به عملکرد دولت در اقتصاد و سیاست خارجى جایى براى حمایت هم نگذاشته بود. 

هجوم اصولگرایان به دولت از حد نقد عملکرد هم فراتر رفته بود؛ آنها او را به آمار دروغ و کابینه اش را به بى دانشى و ناتوانى متهم مى کردند و طورى سخن مى گفتند که گویى از آغاز سپردن سرنوشت کشور و دولت به چنین فردى اشتباه بود و این نه فقط دولت بلکه انتخاب رهبرى را نشانه مى رفت؛ زلزله تقلب در انتخابات ٨٨ هم بر بى اعتمادى فراگیر به دولت افزوده بود و این ماجرا را پیچیده تر مى کرد؛ اینجا بود که مسئله “بازسازى آبروى رهبرى” اندک اندک اهمیت و ضرورت مى یافت. 

پیش از انتخابات، رهبر جمهوری‌اسلامی در دیدار با نمایندگان مجلس هم نکته اى گفت که مى توانست نوعى عقب نشینى از حقّانیتِ حمایت از دولت پیشین بوده باشد؛ وى درباره اینکه به چه کسى باید رأى داد گفت: «مهم این است که با بصیرت عمل کنیم؛ نتیجه اگر غلط باشد اشکال ندارد؛قطعاً شامل اجر خداوند نیز خواهد شد»؛ شاید از این طریق به هوادارانش پیام مى داد که از نتیجه انتخاب احمدى نژاد خود را سرزنش نکنند. 

وى همچنین در چند سخنرانی پیش از انتخابات تاکید کرده بود که از نامزد خاصی در انتخابات حمایت نمی‌کند و تکرار کرد که “کسى از رأى او خبر ندارد” تا نقش فراجناحى اش در میان اصولگرایان را ترمیم کند و پس از شنیدنِ انبوه ملامت ها براى حمایت مطلقه اش از محمود احمدى نژاد، این بار مسئولیتِ رفتار هیچیک از اصولگرایان را به پایش ننویسند.

حالا اما احمدى نژاد آخرین روزهاى حضورش در دولت را هم سپرى کرد و دیگر نیست تا هر بار مسئله اى تازه بیافریند و آبروى خود و حامىِ بزرگش در خردادهاى ٨۴ و ٨٨ را در معرض تهدید قرار دهد. حالا وقت آنست که همان «مسئله بازسازى آبروى رهبرى» در دستور کار قرار گیرد؛ پس باید تصویرى از دستاوردهاى اقتصادى و تکنولوژیک نظام ارائه داد (حتى اگر تا کنون مورد تایید مراکز رسمى نظام هم نبوده و اظهارات ماههاى اخیر اصولگرایان هم خلاف آن را نشان مى دهد) تا بتوان آبرویى که رهبرى به پاى این دولت هدر داد را بازیافت. 

دو احتمال را هم نباید از نظر دور داشت که با نکته محورى فوق یعنى ضرورت “بازسازى آبروى رهبرى” تفاوت دارد اما منافات ندارد. یک اینکه بیم آن مى رود دولت حسن روحانى، آمارهاى مهیبى از کارنامه دولت هاى نهم و دهم و نقش آن در سقوط کشور به وضعیت کنونى را منتشر کند؛ شاید رهبرى و نزدیکانش پیوسته ستایش مى کنند تا دستِ دولتِ آینده براى انتشار همه ى آن کارنامه باز نباشد و مجبور باشد ملاحظه ى مواضع حمایتىِ رهبرى را هم بکند. دیگر اینکه بیم آن هم مى رود که احمدى نژاد در واکنش به هجوم انتقادها، با اطلاعاتى که از نظام دارد از رهبرى چنان فاصله بگیرد که تهدیدى بیش از آنچه که هست به شمار آید؛ پس باید با حمایت و دلجویى بیشتر، نگذاشت دورتر و به اصطلاحِ اصولگرایان، “منحرف تر” شود.  

 


  • پاسخ به پرسش “کار آن لاین”
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large