Skyscraper large

درباره طبقۀ متوسط جدید در ایران

A0762937-maghsood ferasatkhah مقصود فراستخواه

مقصود فراستخواه

طبقۀ متوسط جدیددر ایران، یک. پادرهوا بود، دو. «دولت- بسته» بود، سه. حیات دوزیستی داشت، چهار. افزون بر این،  نیمه عمر و نیمه جان هم می شد. باختصار هر چهار خصیصه را بیان می کنم.

نخست پادرهوایی طبقه متوسط ما بدین معنا بود که بیش از دینامیسم درونی ِ جامعۀ ایران، تحت تأثیر امواج تحولات محیط بیرونی در جهان پیشرو شکل می گرفت. دوم، «دولت- بسته» بودنش از این جهت بود که عمدتاً درون بوروکراسی دولت یا در حاشیۀ آن تکوین می یافت واز محل دریافتی های نفتی ِ تصاحب شده توسط دولت، زندگی می گذرانید. سوم، اگر غوغایی وسودایی در جامعه داشت و می خواست در حوزۀ عمومی ومدنی واجتماعی وفرهنگی نقش آفرینی بکند، یک پایش معمولا در دولت بود و این دوزیستی کارش را دشوار می ساخت و ابتکارات درونی و استقلالش رنگ می باخت.  سرانجام چهارم، او نیمه عمر هم می شد. یعنی طرحی را هم که می افکند، تا پایان نمی توانست آنطور که می خواست پیش ببرد ونیمه جان می شد ودر می ماند. دونمونه از دوره های قبل وبعد انقلاب ذکر می شود:

یک.بعد از مشروطه، طبقه متوسط جدید ایران، در شکل گیری دولت مدرن نقش داشت. ابتدا او بود که گفتمان مدرنیّت را اشاعه دادو کارهای تخصصی و مدیریت وبرنامه ریزی جدید در دولت را نیز برعهده گرفت. اما قدرت مسلط دولت، گفتارهای تجددخواهانۀ طبقه متوسط را مصادره کرد و آن را با خودکامگی به خدمت گرفت. طبقه متوسط به دلیل ضعف هایش نتوانست کاری از پیش ببرد. نیمه عمر شد و عاقبت نیزبا نیمه جانی بر پروژۀ خودساختۀ مدرنیزاسیون دولتی شورید وآن را با توسل به شیوه های انقلابی برهم زد ولی خود نیز از این کار لطمه دید.

دو. در طی دهه ۴۰ و۵۰ شمسی، طبقه متوسط جدید دینی ما، انبوهی گفتارهای تجددخواهانۀ ذوقی وتأویلی و ایدئولوژیک در دین را برای درونی کردن مدرنیته در فرهنگ دینی تولید کرد. اما دولتی انقلابی  ومکتبی که بر ویرانه های پروژۀ مدرنیزاسیون دوره پهلوی به قدرت رسیده بود، ایدئولوژی تجددخواهی دینی را از طبقه متوسط دینی گرفت وایدئولوژی غرب ستیزی و بومی سازی را از طبقه متوسط غیر دینی آن دوران گرفت و همه را در قالب پروژۀ اسلامیزاسیون دولتی پیش برد و با توسل به همین پروژه ، خود طبقه متوسط را که باز نیمه عمر یا نیمه جان شده بود یا تسخیر کرد ویا به حاشیه راند. این بار نیز طبقه متوسط جدید ایرانی مغلوب شده است. 

آنچه از سوانح ایام طبقه متوسط در پیش وپس از انقلاب، در دوبند فوق ذکر شد، قرینۀ تاریخی درازی دارد. به جای طبقه متوسط امروزی می توان متناظر تاریخی آن را در خاندانهای فرهنگ دوست ایرانی دید که در حاشیه قدرت سیاسیِ خلافت یا ایلخانان مغول می زیستندو  برخی فعالیتها مانند تأسیس مدارس ابتکار آنها بود ولی خیلی سریع تحت کنترل و تصاحب حکومت در می آمد. نمونه اش خاندان برمکی یا جوینی است(اصفهانیان‌، ۱۳۶۹). این خاندانها نیمه عمر شدند. چون اتفاقا زیر پای آنها نیز به نوعی دیگر خالی بود.

 


  • بخشى از یک مقاله- وبلاگ نویسنده
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large