Skyscraper large

نماز جمعه و ضرورت امامتِ «صداهاى متفاوت»

9s8d7f46e5-taghi_rahmani_5786994271 تقی رحمانی - تقى رحمانى

تقی رحمانی

زمانی که از جامعه متکثر سخن می گویم، از آن جامعه، مدارا و تسامح طلب می کنیم. پس باید در میان جناح‌ها و جریان‌ها توافقی اصولی در مورد مدارا نسبت به هم بوجود آید تا آرام آرام پایه‌های دموکراسی در کشور قوام یابد. در غیر این صورت باید در انتظار دوره‌های تلخ استبداد با نام‌های گوناگون بود. 

نماز جمعه در حکومت دینی یا حکومت غیر دینی برای بسیاری از مؤمنان و مسلمانان جایگاه مهمی دارد. به گونه‌ای که اگر از این تریبون هر باوری ترویج و تبلیغ شود در عمل بر آحاد جامعه هم تاثیر گذار است. این اصلی است که مخالفان و موافقان دین نباید در آن تردید کنند. 

اما تربیون نماز جمعه در ایران از جایگاهی حکومتی هم برخوردار است. همچنین نقش تعیین کننده‌ای در روابط قدرت دارد که از نظر نگارنده این نقش درست نیست و نماز جمعه را از شکل مدنی خود خارج ساخته است. 

با این وصف و با توجه به واقعیت جامعه ایران، اهمیت نماز جمعه دو وجهی می شود. در این مورد بر روشنفکران نقدی وارد است؛ آنان هم در دوره انقلاب و هم در دوره اصلاحات از اهمیت این نهاد غفلت کردند. نقدی که ملی- مذهبی‌ها تا خاتمی را شامل می شود. 

جمعی از اصلاح طلبان در دوره اصلاحات، کار را به آنجا جا کشیده شد که گفتند: “جمهوریت نظام را ما حفظ می کنیم و اسلامیت نظام را شورای نگهبان.” 

با این تقسیم کار نادرست، دیدیم که آن قرائت از اسلامیت چه بلایی را بر سر جمهوریت نظام آورد. این ادعا را یکی از معماران راهبردی اصلاح طلبان بیان کرده بود. 

بی مناسبت نیست تا در مورد کم عنایتی روشنفکران به نماز جمعه خاطره‌ای بگویم. جریان پیشتازان در شهر قزوین در سال ۱۳۵۸(ه.ش) اصرار داشت تا آقای گلزاده غفوری را امام جمعه قزوین کند. ایشان به دلیل گرایشات روشنفکری تمایل به این کار نداشتند، در صورتیکه بعدها مشخص شد که این تربیون تا چه حد می تواند کارایی داشته باشد. 

در همین رابطه هیچ گاه از طرف خاتمی ابراز تمایل نشد که امام جمعه تهران شود.همچنین این بحث که امامت جمعه، امری مدنی است و خاتمی با توجه به رای خود، امام جمعه طبیعی مردم است در جایی مطرح نشد.ا

گر چه مطلوب آن است که از این تریبون، صداهای متفاوت شنیده شود اما انحصارطلبی بر تریبون نماز جمعه امری معنادار است که به شدت مدیریت و هدایت می شود. پس توجه می طلبد تا این انحصار شکسته شود. چرا که این حق مردمی است که می خواهند در این مراسم شرکت کنند تا با شنیدن صداهای متفاوت، بهترین را انتخاب کنند. 

به عنوان مثال هاشمی رفسنجانی از این تریبون، اعمال قدرت حکومت را تجربه کرده است. یک بار که او از حق مردم سخن گفت، از این تریبون کنار گذاشته شد. در صورتی که این تریبون، در اصل متعلق به مردمی است که به آن باور دارند. مردم مسلمان حق دارند تا صداهای متفاوت را از کسانی بشنوند که حق مردم را یادآور می کنند. در این زمینه هاشمی، روحانی، خاتمی و دیگران حق دارند تا در این تریبون، سخن بگویند. 

به باور نگارنده هاشمی حتی باید در شهر قم خطبه بخواند تا در این شهر بتواند نگاهی که دارد را ترویج کند. چرا که ترویج مدارا امری لازم است که باید از تمام تریبون‌های جامعه تبلیغ شود. 

تجربه می گوید که موج سوم دموکراسی در جوامعی بهتر رخ داده است که سازمان رسمی دین با آن موافقت یا همراهی کرده است. بی‌گمان هاشمی از نوعی مدارا در جامعه سخن می گوید که می تواند مفید باشد. اما امر مفید تر، استفاده از تریبون نماز جمعه است. تریبونی که وی زمانی در آن، مخالفان را بی‌محابا نقد می کرد. 

البته اکنون مدتی است که وی مزه تلخ نقد یک طرفه را چشیده است. پس تجربه به وی می گوید که در این تریبون باید مدارا را تبلیغ کرد و اندازه نگه داشت. هاشمی و حتی خاتمی که اخیرا به جامعه مدنی وارد شده است، با توجه به تفاوت‌های موجود در نقششان باید بدانند که لباس روحانیت، موقعیت ساز بوده و امتیازی برایشان آورده است. امتیازی که ایشان را در جامعه با یک نفر غیر روحانی متمایز می کند و امتیازاتی را برایشان به همراه خواهد داشت. 

در زمان اصلاحات، تریبون نماز جمعه در اختیار محمد تقی مصباح یزدی قرار گرفت تا او خشونت را توجیه فقهی کند. امکانی که نباید به وی داده می شد. 

بی گمان راست افراطی این تریبون را برای حمله به دمو کراسی خواهی در دست خود نگه خواهد داشت اما خواست هاشمی و مردمی که می خواهند نماز جمعه بخوانند، می تواند آن سان بلند شود که صدا‌های متفاوت در نماز جمعه شنیده شود. 

از سوی دیگر نیروهای سکولار و روشنفکران مسلمان باید بدانند که نمی توانند نسبت به تربیون نماز جمعه بی‌اهمیت باشند. به عنوان مثال روشنفکران مسلمان به علت باورهای مذهبی که نماز جمعه را محلی برای همایش مسلمانان می دانند، باید به این نهاد بیندیشند. آنان باید تلاش کنند تا این تریبون تبدیل به نهادی مدنی شود تا خواست مردم را با مردم و حکومت‌ها در میان بگذارند. 

نیروهای سکولار نیز بهتر می دانند که اگر امام جمعه فردی مانند طالقانی باشد، برای جامعه و آنها بسیار بهتر خواهد بود تا فردی مانند آقای جنتی. به عبارتی فضایی که هر امام جمعه می سازد، می تواند به ضرر تسامح یا به نفع آن باشد. 

در همین راستا بازگشت هاشمی به نماز جمعه می تواند گامی مهم در راستای چند صدایی در نماز جمعه باشد.

  


وبسایت جرس

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large