Skyscraper large

خشم شمقدرى از جایزه بیت‌المقدس به مخملباف

j5k64h65ujkجواد شمقدری رئیس سازمان سینمایی در نامه‌ای به مدیرعامل موزه سینما دستور برداشتن آثار مخملباف از موزه سینما را صادر کرد. 

شمقدری در این نامه مخملباف را با ادبیاتی توهین آمیز خطاب قرار داده و افزوده است: «جا دارد در ماهی که جمعه آخر آن با فریادهای بلند و تظاهرات میلیونی ملت بزرگ اسلام بر علیه صهیونیست ها رقم می‌خورد ساحت موزه سینمای ایران از لوث یادگاری های این فیلمساز تا زمانی که در این وادی ضلالت می لغزد پاک و منزه شود». 

جایزه جشنواره فیلم بیت المقدس سال ٢٠١٣ برای دستاورد های هنری یک عمر در راه ازادی  به محسن مخملباف اهدا شد. 

سخنان مخملباف در جشنواره بیت المقدس 

محسن مخملباف به هنگام دریافت این جایزه گفت :سیاست همواره ما را از هم جدا کرده است.مگر هنر،اخلاق و احترام انسان ها به یکدیگر ما را دوباره به هم نزدیک کند. این جایزه متعلق است به همه کسانی که در راه صلح بین ایران و اسراییل و فلسطین تلاش می کنند.هم چنین من مایلم این جایزه را تقدیم کنم به یکی از بازیگران فیلم باغبان آقای گیوم از کشور رواندا در افریقا.کسی که هشت نفر از اعضای خانواده اش را در نسل کشی رواندا از دست داد ،اما توانست بر نفرت خود غلبه کند ودشمنانش را ببخشد و حتی گناهشان را فراموش کند.در جهان پر از نفرتی که ما زندگی می کنیم او یک الگوست.او کسی شبیه گاندی و ماندلاست. 

سپس  محسن مخملباف  گیوم بازیگر فیلم باغبان را به روی صحنه دعوت کرد و جایزه اش را به او تقدیم کرد. 

محسن مخملباف پیش از نمایش باغبان  گفت:بیش از شصت سال است مساله فلسطین و اسراییل حل نشده باقی مانده است. در این ماجرا همه بشریت مقصر است.گویی بشر برای حل این جور مسایل هنوز بالغ نشده و کودک باقی مانده است.اما کودکی که به جای بلوغ معصومیتش را از دست داده است. بحرانی که ما امروز در جهان دچار ان شده ایم به خلاف ان چه  همه جا مطرح است یک بحران اقتصاد ی نیست.یک بحران  اخلاقی  است. 

به سوریه نگاه کنید.صد هزار نفر کشته شده اند و هیچ کس برای جلوگیری از ان هیچ کاری نمی کند.نه غرب، نه شرق ، نه امریکا و نه اروپا و نه سازمان ملل.نه مردم و نه روشنفکران جهان. 

ریشه این بحران اخلاقی و به تبع ان بحران اقتصادی را باید در این تمدن جدیدی  که ساخته ایم  جستجو کنیم.تمدن جدید ما را به جای همکاری با یکدیگر به رقابت بی پایان با همدیگر واداشته است. 

هیچ یک از ما از این زندگی رقابتی و  مسابقه ای  راضی نیست.همه ان ها که  در رقابت ها می بازند،   افسرده می شوند .این مسابقه ها فقط یک برنده دارد و ان یکی هم که می برد در ترس است که در نوبت بعدی ببازد.ایا این تمدن مسابقه ای ما را خوشبخت خواهد کرد؟ایا مسابقه بس نیست؟مسابقه در اقتصاد در  سیاست و در قدرت . 

هر کدام از ما برای ان که در این رقابت برنده باشیم به تخریب همه جهان مشغولیم.

اگر یادمان باشد که ما همگی در یک سیاره زندگی می کنیم ،به خاطر دفاع از مرزهای سیاسی که انسان ها را از هم جدا کرده اند ،دست به ساخت بمب اتمی نمی زنیم.و یا برای جلوگیری از بمب اتمی،   

تصمیم  حمله پیشگیرانه نمی گیریم.بلکه به صلح و دوستی و همکاری ملت ها از طریق فرهنگ و هنر و اخلاق انسانی و عدالت کمک می کنیم. 

dt8yh79r5

بعد از شصت سال جنگ بین اعراب و اسراییل  ایا وقت ان نرسیده که به راه های دیگری جز جنگ و سیاست  فکر کنید.مثلا به جلوگیری از رشد نفرت مذهبی و نفرت  نژادی از طرق دیگری مثل فرهنگ و هنر و اخلاق و احترام متقابل انسانی. 

محسن مخملباف در رابطه با مشکلات بین ایران و اسراییل گفت:هیچ یک از مردم ایران با حمله اسراییل به ایران موافق نیستند .و اگرشما حمله کنید جنگ را در جهان توسعه داده اید.

قضیه بمب اتم قضیه چماق و چماقدار است.شما می خواهید چماق را کنترل کنید.مردم ایران می خواهند   چماقدار را عوض کنند. که اصلا به چماق احتیاج نباشد. 

بین ملت ها از جمله بین مردم اسراییل و مردم ایران به دلایل انسانی هزاران دلیل برای صلح و دوستی وجود دارد .اما برای دشمنی واقعی حتی یک دلیل هم وجود ندارد.مردم ایران و مردم اسراییل همدیگر 

را دوست دارند.در این سه روزی که این جا بوده ام هر گاه از دوستی و صلح حرف زده ام با استقبال غیر قابل تصوری مواجه شده ام.پیش خودم مانده ام اگر شما صلح و دوستی با مردم ایران را اینقدر 

دوست دارید و مخالف جنگید که علنی و با هیجان تمام هم ان را  نشان می دهید پس دولت اسراییل به نمایندگی از چه کسی می خواهد به ایران حمله کند؟ 

ما شما را دوست داریم.شما هم ما را دوست دارید .و عشق بین این دو ملت مانع از جنگ خواهد شد. 

در اسراییل چند میلیونی چند صد هزار ایرانی یهودی وجود دارد.من هر کدام ان ها را می بینم اولین ارزویش دیدن دوباره ایران است.خیلی ها باىشنیدن نام ایران زار زار گریه می کنند.و از خاطرات خود 

می گویند.عجیب است واقعا عجیب است.خیلی از  ان ها که در ایرانند از دست استبداد ایران به دنبال خروج از ایران هستند.و بسیاری از ان ها که بیرون از ایران هستند برای بازگشت به ایران گریه می 

کنند .من این اتفاق را در همه کشورها دید ه ام.اما در اسراییل بیش از هر کجا ایرانی های یهودی عاشق دیدار دوباره ایرانند. 

ایا می رسد روزی که ایرانی و فلسطینی و سوری و افغان از جنگ و استبداد از کشور خود نگریزد و یا از غربت وطنش نگرید و ننالد؟ 

اگر خدایی هست و خواسته است بخشی از یهودیان را در ایران متولد کند ،چه کسی به خودش اجازه می دهد که ان ها را از سرزمین شان تار و مار کند.نه فقط یهودیان ،که مسیحیان  که ،سنی ها ،بهایی ها ،صوفی ها… ما روشنفکران ایرانی هم دو دسته ایم. البته هر دو ارزوی صلح را داریم .اما گروهی برای صلح جز ارزو تلاش هم می کنند.و گروهی منتظر نشسته اند تا اسراییل حمله کند و بعد انها یک بیانیه بدهند و 

اسراییل را محکوم کنند. چرا به جای نفرین به تاریکی ، شمعی روشن نکنیم.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large