Skyscraper large
مؤسس "دارالحکمه اسلامی" آمریکا در گفتگو با راه ديگر:

بصیرت مردم، شادی خیابانی بعد از انتخابات بود

d986tgh4sd53r2

عکس از تسنیم

مژگان مدرس علوم

پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری بسیاری از صاحب نظران آمریکایی در اظهاراتی بیان کردند که دولت اوباما باید از فرصت انتخاب حسن روحانی به بهترین نحو بهره ببرد. 

اما در حالیکه انتظار می رفت شیب تحریم ها علیه ایران کاهش یابد، از دهم تیرماه تحریم های گسترده جدید آﻣﺮﯾﻜﺎ ﻋﻠﯿﻪ اﯾﺮان به اجرا گذاشته شد. حالا باید دید دولت تدبیر چه راه حل سیاسی را برای به تعادل رساندن میان تحریم و دیپلماسی در اولویت قرار خواهد داد. آیا به دولت روحانی قدرت اجرایی لازم و کافی جهت بازکردن مسیری جدید در روابط ایران با آمریکا داده خواهد شد؟ 

این موضوع بهانه گفت و گویی شد با امام محمد علی الهی، موسس دارالحکمه اسلامی آمریکا که متن آن در پی می آید: 

بعنوان نخستین پرسش بفرمایید ارزیابی شما از پیامدهای پیروزی آقای روحانی بر روابط ایران و آمریکا چیست؟ آیا آمریکا با توجه به این تغییر فضای سیاسی در ایران رویکرد خود را در قبال ایران تغییر خواهد داد؟ 

هفته گذشته یک ملاقاتی با آقای جان دینگل، نماینده هفتاد و هشت ساله دموکراتیک میشیگان در کنگره و قدیمی ترین عضو کنگره در تاریخ آمریکا (۵۸ سال در کنگره عضویت دارد) داشتم و تقریبا سوالی با همین مضمون از ایشان پرسیدم و گفتم امیدوارم که دولت اوباما که همواره از یک دیپلماسی دوستانه با مردم ایران سخن گفته است، به وعده خود وفا کند. بخصوص بعد از پیروزی دکتر روحانی این وعده دوستی را از قول به فعل تبدیل کنند. به آقای دینگل تاکید کردم که دولت اوباما نباید دچار خطاهای بوش در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی شود. مردم ایران در یک مشارکت گسترده و دموکراتیک، شخصیتی متعهد و مسئول به ارزش های اخلاقی و قانونی را انتخاب کردند و دولت آمریکا باید اقدامات سریع و صادقانه ای در جهت رفع مجازات اقتصادی علیه ایران بردارد و دست از سخت گیری هایی که ستم آن مستقیما متوجه ملت ایران است بردارد. در این دیدار به شناخت بیش از سی و پنج ساله خود از آقای دکتر روحانی اشاره کردم که او اندیشمندی از عمق حوزه و دانشگاه است و درک درستی از قوانین دین و دنیا دارد و می تواند نقش سازنده ای در تعامل های سیاسی منطقه و دنیا ایفاء کند. بویژه برای پایان دادن به جنگ خانمان سوزی که با تفکر تکفیری سازمان هایی چون القاعده رابطه دارند، فقط روش هایی که مبنی بر خرد و تجربیات عمیق است می تواند پاسخگو باشد. آقای جان دینگل هم ضمن قول همکاری به دو مطلب با اشاره کردند: یکی فشار زیاد ضد ایرانی داخل کنگره و اینکه مجازات های اقتصادی به کار و وقت زیادی احتیاج دارد و دوم هم مطلب اختیارات ریاست جمهوری در ایران، ایشان گفتند انگار همه کارهای ایران در دست رهبری است نه رئیس جمهور. به ایشان گفتم اگر همه امور دست رهبری است، پس چرا در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد زیاد این حرف زده نمی شد و زمانیکه آقای احمدی نژاد از هولاکاست یا اسرائیل صحبت می کردند رسانه ها نمی گفتند رئیس جمهور در ایران تصمیم گیرنده نیست و برعکس حرفهای او را وسیله ای برای تشدید مجازات های اقتصادی علیه ایران قرارمی دادند. به ایشان گفتم امیدوارم کنگره آمریکا حرفهای نتانیاهو را باور نکند و استقلال فکری و عملی خود را در این باره حفظ کند. 

اما اجمالا در پاسخ سوال شما باید بگوییم که بدیهی است که هم آمریکا و هم ایران به مصالح ملی و منطقه ای و بین المللی خود می اندیشند و تغییر فضای سیاسی احتیاج به تدبیر و تلاش فراوان دارد؛ اما اینکه آقای اوباما پس از پیروزی دکتر روحانی از یک خوش بینی محتاطانه سخن گفته اند، امید به تقلیل تنش های غیر ضروری را افزایش می دهد. اوباما تاکید کرده اند که این انتخاب ممکن است به یک دیالوگ جهت گفت وگوهای هسته ای کمک کند. بنابراین احساس می شود که آهنگ سخنان سیاسی جامعه بین الملل درباره ایران حتی قبل از اینکه دکتر روحانی رسما وارد دفتر ریاست جمهوری شوند تا حدی تغییر کرده است. البته به این نکته هم باید اشاره کنم که اسرائیل از همه بیشتر از پیروزی دکتر روحانی عصبانی است؛ زیرا با بودن انسان های معقول و مسئول در راس امور در ایران امکان بسیج افکار بین المللی علیه ایران دشوارتر می شود و اسرائیل باید تلاش بیشتری برای خطرناک جلوه دادن ایران از خود نشان دهد. 

حالا با توجه به همین موضوع مورد اشاره که می گویند رهبر ایران نقش تعیین کننده ای در تصمیمات کلی کشور دارد، آیا دولت یازدهم قدرت اجرایی لازم را برای تعدیل فشارها از طریق مذاکره با کشورهای غربی را دارد؟ 

96r78t6zer5t4ze3r2t1باید بگویم شکی در این نیست که نقش رهبری در ایران تعیین کننده است، اما تاکید بیش از حد بر روی نقش رهبری آن هم بعد از انتخاب رئیس جمهور جدید همان چیزی است که غربی ها هم مایلند مطرح شود. ولی این مسئله را نباید صرفا توطئه غربی ها بدانیم. متاسفانه بعضی از دوستان نادان در ایران بنام سنگ رهبری به سینه زدن، زمینه این ضربه ها را فراهم می کنند. آنها با استفاده از تریبون های مذهبی و سیاسی به قصد تقرب بیشتر به رهبری باعث دردسر برای رهبری و کشور می شوند. آنها چنان از رهبری سخن می گویند که انگار در ایران هیچکس بدون اذن رهبری نمی تواند نفس بکشد و اینگونه تفکر یک جفای سیاسی و اخلاقی است. تملق های فرصت طلبانه به منفی بافی های رسانه های خارجی کمک فراوانی می کند. هدف رسانه ها ی طرفدار اسرائیل آن است که به انزوای ایران بیافزایند. آنها می خواهند هرگونه امید به راه حل های دیپلماتیک و مسالمت آمیز که تقلیل تحریم ها را بدنبال خواهد داشت از بین ببرند. می خواهند بگویند که فرقی ندارد چه کسی رئیس جمهور باشد و همه کارها دست رهبری است. البته افرادی مانند جان بولتن نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل که از عاشقان اسرائیل است؛ گفته است که چه کسی گفته که دکتر روحانی فرد معتدلی است ،او اژدهایی است در میان چمن ها و درخت ها که باید مواظب خطر او باشیم. اینها همان طرفداران به صدا درآوردن طبل های جنگی علیه ایران هستند. بنابراین حرف های حساب نشده مدعیان عشق ولایت کار دست رهبری و کشور می دهد. دفاع بد بدترین تخریب است. به اینها باید گفت که لطفا ساکت باشید همانطور که امام علی فرمودند گاهی اوقات حتی اگر کلام نقره باشد سکوت طلاست. 

در کل فکر می کنم دولت یازدهم از توانایی های خوبی برای تعدیل فشارها برخوردار باشد. پیروزی دکتر روحانی نشان داد که علیرغم برخورد سرد بسیاری از رسانه های داخل ایران با تبلیغات انتخاباتی دکتر روحانی البته به استثناء مناظره های تلویزیونی که همه کاندیداها مساوی بودند و علیرغم اینکه بسیاری از عناصر درونی نظام از کاندیدای دیگری حمایت می کردند؛ رهبری و بسیاری از مسئولین نظام ادامه برخی از سیاست های دهه گذشته را باعث نابودی کشور دانسته و بدنبال راه و روش دیگری برای حل مشکلات بودند. بصیرتى که در سالهای اخیر صحبت می شد در جشن ها و شادی های خیابانی بعد از انتخابات اخیر متجلی گردید. امید به آینده ای بهتر، آینده ای با صلح و آشتی و ارزشهای اخلاقی و آزادی های مشروع سیاسی و حاکمیت کامل قانون و رفع مجازات های ناجوانمردانه اقتصادی و سیاسی غرب علیه ایران همه باعث حضور شگفت انگیز همه اقشار اجتماعی در سراسر کشور در انتخابات شد. طبعا فتح قله های مرتفع موفقیت در عرصه های اخلاقی، سیاسی و اقتصادی؛ مستلزم ایمان، اراده ، استقامت و هماهنگی صادقانه در بین همه دلسوزان ایران است.   

اگر مواضع دولت آمریکا را کنار بگذاریم مردم آمریکا نسبت به پیروزی روحانی چه واکنشی داشتند، می توانید از مشاهدات خود در این زمینه بگویید؟   

اصولا بحث های سیاسی بخصوص در حوزه سیاست خارجی جزو صحبت های روزمره اکثر مردم آمریکا نیست. در گردهمایی های خانوادگی و دوستانه معمولا صحبت از آب و هوا و بازی های ورزشی و مسائل غیرسیاسی می شود، بغیر از مواقعی که اخبار اتفاقات مهم داخل آمریکا را دنبال و درباره آن صحبت می شود. اگر هم اطلاعاتی در مورد سیاست خارجی و تحولات خاورمیانه داشته باشند، در حد ریپورتهای رسانه ای است. البته کارتل های خبری بزرگ که از طرف صاحبان منافع بزرگ حمایت می شوند بخوبی می دانند که چگونه افکار عمومی ملت آمریکا را جهت بخشی کنند. مانند همان کارهایی که توسط الجزیره و العربیه در خاورمیانه انجام می شود. اما بسیاری از روشنفکران در آمریکا عمیقا سیاست های خارجی آمریکا را درک می کنند اگرچه بیان و قلم آنها بیشتر در بلاگ های شخصی یا رسانه های آزادتر منعکس می شود. 

یکی از وجوه دیگر دیپلماسی آمریکا و ایران مبادلات علمی و فرهنگی است. به نظر شما انتخاب روحانی می‌تواند منجر به تقویت دیپلماسی فرهنگی ایران و آمریکا شود؟ 

البته مبادله فرهنگی بین ایران و آمریکا تاریخ طولانی دویست ساله دارد. با وجود مشکلات ویزایی هم اکنون حدود هفت هزار دانشجوی ایرانی در آمریکا تحصیل می کنند. تعداد ایرانیان مقیم آمریکا شاید نزدیک به یک میلیون نفر باشد. همکاری های اخیر ورزشکاران ایرانی و آمریکایی بخصوص در زمینه آوردن کشتی به بازی های المپیک نمونه ای دیگر از همکاری های فرهنگی و ورزشی است. همچنین مسافرت های دانشمندان ایرانی به آمریکا بخصوص آنها که کارت اقامت و پاسپورت آمریکایی دارند هرگز قطع نشده است. زندگی در روستای جهانی  و ارتباط اینترنتی یک مفهوم جدید شهروندی جهانی ایجاد کرده است. انسانها ممکن است از نظر گذرنامه شهروند یک کشور باشند، اما به لحاظ فرهنگی شهروند جهانی دیگر!. ما امیدواریم جوانان ایرانی با استفاده از اینترنت از عظمت علمی دانشگاههای آمریکا بهره ببرند و نه ازان بخش فرهنگ هالیودی که بی بندباری جنسی و مشروبات و خشونت ها را ترویج می کند. 

اما باید تاکید کنم که گسترش روابط فرهنگی، بستگی به روند تنش زدایی سیاسی دارد. دکتر روحانی در اولین صحبت هایش پس از پیروزی از تعامل سازنده با جهان و جلوگیری از  تزاید تنش در روابط با آمریکا صحبت کرد. این نکته حائز اهمیت است که سیاست هم مانند آب و هوا قابل تغییر است. سیاستمداران دنیا از تکنیکهای مختلف استفاده می کنند. 

ملاحظه می کنید فشارهایی که در دوران اوباما بر ایران اعمال شده بسیار خرد کننده تر از دوران ریاست بوش است. اوباما بدون تهدیدات پر سر و صدای جنگ افروزانه به آرامی اقتصاد ایران را تا حد زیادی فلج کرده است. این همان اوبامایی است که ابتدا دست دوستی دراز کرد و پیام دوستی فرستاد، اما هنگامی که با بی اعتمادی وبرخورد سرد ایران روبرو شد همان کاری را کرد که اکثریت جمهوری خواهان کنگره می خواستند یعنی افزایش فشار بر ایران!  

بعضی از ما هنوز در فرهنگ سیاسی سی سال قبل زندگی می کنیم، البته نمی گویم ارزش ها و اصول انقلاب باید فراموش شود ولی ملت ایران دیگر از مرحله شعار مرگ بر این و آن عبور کرده است. این طالبان و سلفی های جاهل منطقه اند که شعار مرگ ونابودی دیگران را دنبال میکنند. اوباما هرگز نگفت ایران شیطان یا محور شر است اما همه خواسته های و سیاست های آمریکا را بهتر از بوش عملی کرد. 

در هر حال حاضر اکثریت کنگره آمریکا با جمهوری خواهان است و آنها سعی می کنند هر چه بیشتر خود را به اسرائیل نزدیک کنند و از کمک سرمایه داران طرفدار اسرائیل در انتخابات بعدی استفاده کنند. کنگره طرح خطرناکی را دنبال می کند که اگر در ماه آینده تصویب شود، اوباما نمی تواند تحریم های ضد ایرانی را ملغی کند. بعبارت دیگر همین آقایانی که از محدودیت اختیارات رئیس جمهور در ایران صحبت می کنند خودشان اختیارات رئیس جمهوری آمریکا را می خواهند محدود کنند. به همین دلیل امیدوارم نهادهای تصمیم گیرنده سیاسی و رهبران ایران بدور از شعارهای جنجالی که فقط مصرف داخلی دارد و با تعاون مخلصانه و عملی و همکاری بتوانند دکتر روحانی را در امر تقلیل تنش ها و برقراری روابط دیپلماتیک محترمانه و سازنده با جامعه بین الملل حمایت کنند. این مسئله مهمی است که باید بر آن تاکید کرد. من همزمان با ملاقاتی که با جان دینگل داشتم، یک نامه هم به آقای جان کری وزیر امور خارجه آمریکا نوشتم و از ایشان خواستم اشتباهات دوران بوش در زمان آقای خاتمی را در مورد دولت دکتر روحانی  تکرار نکنند و با استفاده از فرصت بدست آمده انتخابات اخیر ایران بدوستی وعده داده به ایران جامه عمل بپوشانند. فکر کنم همه ایرانیان مقیم آمریکا که از سختی معیشت و مشکلات اقتصادی هموطنان خود در داخل ایران رنج می برند، باید با کاخ سفید و کنگره و وزارت خارجه تماس بگیرند و آنها را متقابلا به تعامل سازنده با ایران تشویق کنند. متاسفانه گروه هایی که خود را مجاهدین می نامند درست در جهت تنش آفرینی تلاش می کنند. کار آنها در واشینگتن تماس با لابی های ضد ایرانی در داخل کنگره و تشویق انها به تزاید تنش با ایران است. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large