Skyscraper large

کشمکش بر سر ترکیب کابینه!

dfg aqz68e54a-ali keshtgar- علی کشتگر

علی کشتگر

در هر چهار انتخابات ریاست جمهوری ۱۶ سال گذشته مردم به آقای خامنه ای و سیاستهای تندروانه جریان نظامی- امنیتی گوش به فرمان او نه گفته اند. اما خامنه ای هربار به شکلی با رای و اراده مردم مقابله کرده است. این بار هم بنای او تمکین نیست، مقابله است. 

در انتخابات اخیر،تصور خامنه ای آن بود که با جلوگیری از ورود خاتمی و هاشمی به میدان رقابت، بدنه اصلاح طلبان و سبزها در انتخابات شرکت نمی کنند و در نتیجه روحانی و عارف صرفا نقش تزئینی خواهند داشت. اگر این محاسبه درست از کار درمی آمد خروجی صندوقها یکی از نامزدهای اصول گرا بود که برای او فرق چندانی نمی کرد. اما به دلایلی که همه می دانیم این خواب آقای خامنه ای تعبیر نشد. 

تقریبا از یک هفته پیش از روز رای گیری، نظرسنجی ها خبر از پیروزی روحانی می دادند. درست در همین روزها هم بود که خامنه ای به وسوسه بررسی مجدد صلاحیت روحانی دچار شد، تصمیمی که گویا در میان معتمدان رهبر و اعضای شورای نگهبان دو دستگی ایجاد می کرد و به ناچار رهبر از آن منصرف شد. البته درست در همین زمان آقای روحانی هم نامه ای به خامنه ای نوشته و در آن بر “مطیع و همراه” بودن خود تاکید کرده است (به گفته محمد رضا باهنر). به هرحال خروجی صندوق ها نشانه انکارناپذیر مقبولیت گفتمان جنبش سبز و اصلاح طلبی در میان رای دهندگان بود. جشن مردم پس از پیروزی روحانی نیز معنایی جز این نداشت. خامنه ای این بار خروجی صندوق ها را پذیرفت، اما گردن گذاشتن به رای مردم فقط این نیست. نخستین گام در تمکین به اراده مردم آن است که رهبر و دولت موازی بیت دست روحانی را در ترکیب کابینه خود و اتخاذ سیاستهای سازگار با وعده های انتخاباتیش باز بگذارند و از مین گذاری و کارشکنی در مسیر روحانی خودداری ورزند. 

این روزها مردم با بیم و امید منتظر اعلام کابینه روحانی هستند تا درباره درجه همراهی خامنه ای با اراده مردم و میزان وفاداری روحانی به وعده های خود داوری کنند! 

هیچ وطن پرست عاقلی پیدا نمی شود که از “تغییر رفتار” آیت اله خامنه ای در جهت خواسته های آزادیخواهانه مردم ایران خوشنود نشود. اما تصور این معجزه که آقای خامنه ای بدون مواجهه با یک جنبش نیرومند اجتماعی ناگهان خواب نما شود و در این سالهای آخر عمر تصمیم به قبول رای و اراده مردم بگیرد یک خیال باطل است. فقط در دموکراسی سیاسی است که صندوق رای حرف آخر را می زند. آنهم نه همیشه و در همه موارد. چرا که بهترین دموکراسی ها نیز در بسا موارد خیابان و اعتصاب سیاست را دگرگون می کنند! 

دیکتاتورها فقط زیر فشار جنبش های نیرومند اجتماعی و آنهم زمانی که احساس کنند شکست آنها از جنبش مردم محتمل است به فکر عقب نشینی و یا چرخش می افتند. تازه وقتی کار به این جا می رسد نیز عشق قدرت بسیاری ازآنان را از گوش فرادادن به ندای عقل بازمی دارد و لاجرم در آخرین مرحله حیات با تحمیل جنگ و خشونت داخلی، آخرین ضربه را به مردم خود می زنند و می روند. در ایران دست کم از دوم خرداد ۷۶موازنه قوای اجتماعی تا آنجا که به صندوق های رای بازمی گردد به زیان ولایت فقیه که نماد دیکتاتوری مذهبی است برهم خورده است. اما در همه این مدت ۱۶ ساله هیچ نشانه ای که حاکی از تمکین آیت اله خامنه ای و عقب نشینی در برابر رای و اراده ملی باشد مشاهده نشده است. آیت اله خامنه ای وقتی پس از همه سخت گیری ها و فیلترهای امنیتی و شورای نگهبان، بازهم در برابر سونامی آرای مردم غافلگیر می شود به جای احترام به رای مردم به ضدیت با آن برمی خیزد. از دو راه:

  • ۱- تقلب و دست کاری در آرا 
  • ۲- قبول تاکتیکی پیروزی کاندیدای نامطلوب به قصد خنثی کردن و فلج کردن نهاد انتخابی. 

خامنه ای با توجه به تجربه کابینه نخست دولت خاتمی، تصمیم دارد که از آغاز در گزینش و چینش وزرای دولت روحانی دخالت کند. از شیوه برخورد رسانه های رسمی، نمایندگان اصول گرای مجلس، و تریبون های نماز جمعه که پس از پیروزی روحانی حملات لفظی و دشنام گویی علیه گفتمان اصلاح طلبی و چهره های شاخص آن را تشدید کرده اند. می توان به مکنونات قلبی خامنه ای پی برد و حدس زد که روحانی از آزادی چندانی برای برگزیدن وزرای کلیدی کابینه خویش برخوردار نیست . خامنه ای و دولت موازی نظامی-امنیتی ها عزم خود را جزم کرده اند که حتی الامکان از ورود چهره های شاخص اصلاح طلب در کابینه بویژه از تصدی آنها بر وزارت خانه های اطلاعات، کشور، علوم، ارشاد و خارجه که مراکز نفوذ دولت موازی بیت به حساب می آیند، ممانعت به عمل آورند. آنها می دانند که ترکیب کابینه جدید به جامعه پیام می دهد. اگر ترکیب این کابینه با رای مردم سازگار باشد امیدها و انتظارها در جامعه افزایش می یابد و طیف شکست خورده اصول گرا بویژه جناح افراطی آن دچار ریزش و افت روحیه می شود و این درست همان چیزی است که آیت اله خامنه ای می کوشد با دخالت در ترکیب کابینه بویژه در مساله وزارت اطلاعات که ابزار مهم خامنه ای در سرکوب است از آن اجتناب شود. نماینده خامنه ای در کیهان(حسین شریعتمداری) در سرمقاله یکشنبه ۱۶ تیر با جملاتی تهدید آمیز خطاب به روحانی چنین می نویسد: “سخن این است و یک کلام هم بیش نیست که حضور اصحاب فتنه در کابینه رئیس جمهور منتخب بدون کمترین تردید، آسیب های جدی به نظام و مردم پاک باخته این مرزوبوم به دنبال دارد و در این میان دکتر روحانی به یقین اولین قربانی خواهد بود.” شریعتمداری ورود عناصر و چهره های وابسته به “فتنه” در کابینه را “ساختار شکنی” می خواند و اظهار امیدواری می کند که آقای روحانی از چنین کار خطرناکی بپرهیزد. او پا را از این هم فراتر می گذارد و روحانی را از این که حمایت سبزها و اصلاح طلبان را در انتخابات پذیرا شده مورد سرزنش قرار می دهد: “کیهان قبل از انتخابات با توجه به حمایت برخی از سران و عوامل فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ بیم آن داشت که ایشان با جریان بدنام مورد اشاره گره خورده باشد و هنوز هم بر این باور است که آقای روحانی نباید اعلام حمایت آنها را می پذیرفت.” روزنامه جوان ارگان سپاه پاسداران نیز در مقاله ای با عنوان “اعتدال و انقلاب” (به تاریخ ۱۷ تیرماه) به روحانی هشدار داده است که هرگونه نزدیکی به سیاستهای اصلاح طلبان و نرمش در برابر آمریکا، اسرائیل، دوری از خط انقلابی امام و رهبری است و مردم چنین راهی را تحمل نخواهند کرد. در این مقاله آمده است:

“تجربه “اصلاحات” نشان می دهد که دکتر روحانی باید هرچه سریع تر مراد خود از “اعتدال” را تبیین کند تا جریانات مختلف سیاسی بتوانند خود را در نسبت با آن تنظیم نمایند”.”آیا اعتدال یعنی حرکت در بین حق و باطل؟ آیا می توان اعتدال را حد وسط خیر و شر هم دانست؟ “اشداء علی الکفار و رحماء بینهم” چگونه بر مسئله اعتدال سوار می شود؟ درست است که با دوستان باید میانه رو بود اما در مقابل استکبار چه باید کرد.” “آنچه لزوم تفسیر دکتر روحانی از اعتدال را لازم تر می نماید نگرش امام به صحنه جهانی است. دکتر روحانی باید بتواند بین روح اسلام انقلابی که امام آن را بزرگ ترین دستاورد جنگ تحمیلی می دانست و اعتدال مد نظر جمع بندی و تجمیع نماید. در مقابل استکبار چگونه باید عمل نمود؟ وقتی امام با صراحت و خارج از عرف حاکم بر روابط بین الملل می فرماید:”ما درصدد خشکانیدن ریشه های فساد صهیونیسم، سرمایه داری و کمونیسم هستیم” دکتر روحانی می خواهد این خشکاندن را چگونه به انجام رساند؟ وقتی امام از تهران برای یک نفر در لندن حکم اعدام صادر می کند(سلمان رشدی) و هم آنجا می گوید “من بیم از آن دارم که تحلیلگران امروز ده سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند صدور حکم اعدام خلاف عرف دیپلماسی بوده است” چگونه باید اعتدال را فهمید. آیا آنان که امام می گوید ده سال دیگر قضاوت خواهند کرد که حکم خلاف عرف حاکم بوده است می توانند پیروان اعتدال باشند؟ وقتی امام می فرماید: آنان که می گویند: ما تندروی کرده ایم و جمهوری اسلامی سبب دشمنی ها شده و ملت ایران از چشم شرق و غرب افتاده، خوب است به این سئوال پاسخ دهند که ملت های جهان سوم و خصوصا ملت ایران چه موقع نزد غربی ها و شرقی ها اعتبار داشته اند که امروز بی اعتبار شده اند؟ از موضع اعتدال در سیاست خارجی دفاع می کند؟ در این که اسلام دین عدالت و اعتدال است اجماع وجود دارد. اما برای چه و چگونه و کجا و با کی و ده ها سئوال دیگر فهم اعتدال را روشن می کند.” “اما اگر در حوزه ضروریات دین و اجرای حدود الهی باشد گذشت از تخلف می تواند دوران اصلاحات را از بعد فرهنگی ورسانه ای یادآور شود. اگر در سیاست خارجی امام شاخص است نمی توان از وی شنید که اسرائیل باید منهدم شود و آن را در بزرگراهای کشور نصب نمود اما شاگردان امام بگویند “ما با اسرائیل جنگی نداریم” لذا اگر دکتر روحانی ظرافت و اغناگری لازم را به کار نگیرد، اولین متهم در حوزه گفتمانی وی، امام (ره) خواهد بود.” 

آخرین سرمقاله حسین شریعتمداری با عنوان “رفیق قافله نیستند” مورخ چهارشنبه ۱۹ تیرماه ضمن تکرار هشدارها و تهدیدهای گذشته خطاب به روحانی، خبر از بالا گرفتن کشمکش های پنهانی بر سر ترکیب کابینه روحانی می دهد. در این “وجیزه ” نماینده خامنه ای در کیهان می نویسد:

“دکتر روحانی اگر چه هوشمندتر از آن است که در چنبره فریب اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ گرفتار شود و به عنوان عضو چندین و چند ساله شورای عالی امنیت ملی با نشان اعتماد نمایندگی رهبر معظم انقلاب نمی تواند از هویت واقعی و افشا شده جماعت فتنه گر بی خبر باشد ولی شواهدی در دست است که از طراحی یک پروژه وارونه برای تخریب و نهایتا ناکامی ایشان در مسئولیت خطیری که برعهده گرفته است حکایت می کند، این پروژه که مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه با پوشش بازگشت به سال ۸۴ از آن یاد می کنند، شامل دو بخش به هم چسبیده “ورود” و “تخریب” است.” “آقای روحانی رئیس جمهور منتخب مردم است و انتخاب اعضای کابینه حق قانونی ایشان است ولی با شناختی که می دانیم از اصحاب فتنه دارند، نباید جانب احتیاط را از دست بدهند و کسانی را به همکاری در دولت خویش دعوت کنند که ننگ وطن فروشی در فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ را بر پیشانی دارند، آنها رفیق قافله ایشان نیستند…” 

خوشباوری محض است اگر بپذیریم که روزنامه هایی مثل کیهان، جوان و تریبون هایی که فریاد هشدار و تهدید امثال احمد خاتمی و سرداران سپاه از آن شنیده می شوند، بدون هماهنگی با بیت رهبری چنین گستاخانه عمل می کنند! خوشباوری محض است اگر تصور کنیم که خامنه ای به صرف رایی که مردم به صندوق ها ریخته اند به چرخش سیاسی و یا عقب نشینی تن می دهد. البته بسیاری از مردمی که به امید تغییر به روحانی رای داده اند، از ماهیت واقعی “مردم سالاری دینی” آقای خامنه ای و خصومت وی با آرای مردم تجربه و آگاهی کامل دارند. رای آنان ابراز مخالفت دوباره و چند باره با دیکتاتوری آقای خامنه ای و ایادی او است. پیامی است به پاسداران به نظامیان و به جهانیان برای تغییر آرام و بدون خشونت وضع فاجعه بار و تحمل ناپذیر کنونی. این پیام قطعا دیکتاتور را منزوی تر و صحابه نظامی او را مردد می کند، اما بعید است که در غیاب جنبش متشکل و فراگیر، دیکتاتور را به همراهی با خواسته های مردم وادارد. 

حکومت آقای خامنه ای در دو دهه گذشته محل تلاقی و پیوند ایدئولوژی شبه بت پرستی ولایت مطلقه فقیه و منافع اقتصادی نیروهای نظامی- امنیتی که این ایدئولوژی را ابزار کسب قدرت بی پاسخ و ثروت بی حساب کرده اند، بوده است. در فرایند بیست ساله گذشته این پیوند روز به روز عمیق تر و جدائی ناپذیرتر شده است. خامنه ای امروز تکیه گاهی مگر همین مافیای نظامی- امنیتی که اهرم اصلی قدرت را در اختیار گرفته است ندارد. علی خامنه ای نه خود قصد آشتی با رای مردم دارد و نه مافیای نظامی اقتصادی دست پرورده او به چنین تحولی رضایت می دهد. آنها حاضر نیستند کنترل و نفوذ خود را بر وزارتخانه های کلیدی از دست بدهند. 

وخامت اوضاع اقتصادی و اجتماعی، رشد روز افزون بیکاری، فقر و گرانی و از همه مهمتر حس بی حقی و بی آیندگی در میان نسل جوان کشور، نطفه های خطرناکی را در بطن جامعه ایران می پرورانند. ایران در آستانه انفجار است اگر انتخاب روحانی آخرین پیام آشتی جویانه مردم برای تغییر آرام وضع موجود بی پاسخ و بی اثر بماند صبر ملت لبریز خواهد شد. شاید این آخرین فرصت برای تغییر آرام قدرت باشد. 

اصرار خامنه ای به حفظ وضع موجود به تدریج مردم را به این نتیجه خواهد رساند که بدون برچیدن بساط ولایت فقیه هیچ گرهی از کلاف درهم پیچیده جامعه ایران گشوده نخواهد شد. 

 


  • خبرنامه گویا
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large