Skyscraper large

شادمانى سرکوب شده

x6dfffff-فاریا بارلاس-faria barlas

فاریا بارلاس

انتخابات یازدهمین دوره ی ریاست جمهوری در ایران با مشارکت بالایی برگزار  شد و برخلاف انتظار بسیاری نتایج حاصله از رای گیری  با خواست بسیاری از مردم مغایرت نداشت. این در حالی بود که فضای عدم اعتماد بر فضای جامعه حکفرما بود و عده بسیاری از مردم با دید تردید به پروسه مشارکت در انتخابات  می نگریستند. این دیده ی تردید حاصل تخلف های آشکار و پنهان در انتخابات سال ۸۴ و کودتای انتخاباتی سال ۸۸ بود. در این دوره نیز با شروع مهندسی انتخابات در ابعادی که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رد صلاحیت شد، این باور در مردم قدرت گرفته بود که نمی توان به صندوق های رای اعتماد کرد. صندوق هایی که سال ۸۸ برای حفظ و صیانت از هویت آن حرکتی را پدید آورد که جنبش سبز از میان آن متولد شد، این جنبش ۴ سال زیر بار فشارهای امنیتی و تبلیغاتی حاکمیت به بازسازی خود پرداخت و بر خلاف تلاش هایی که نشان داد برای اصلاح اعتماد از دست رفته ی خود به صندوق رای انجام داد، اما از سوی حاکمیت پاسخ مناسبی دریافت نکرد.

این حس عدم اعتماد و تردید ریشه در تجارب تلخ پیشینی داشت که مردم از حاکمیت می دانستندو در بسیاری موارد بی اعتمادی زمینه صحیح و حقیقی را دارا بود. به همین دلیل مطابقت انتخاب مردم با آنچه از صندوق های رای بیرون آمد سبب شگفتی و خرسندی بسیاری شد و مردم شادی خویش را در خیابان های شهر به نمایش گذاشتند.  شرکت در انتخابات و مشارکت در تصمیم گیری در مورد مسائل حائز اهمیت در کشور از حقوق شهروندی افراد در جامعه محسوب می شود و  مردم برای  بقای زندگی اجتماعی خود نیاز به حس شمرده شدن در فضای جامعه را دارند حسی که در روزهای اخیر به صورت واضح ارضا می شود. امید به تغییر آینده در مردم گسترش یافته و  مردم با تردید و امید شاهد تحقق یافتن اولین هدف خود که شمرده شدن رایشان است  هستند. هیجانی که ما این روزها از سوی مردم شاهد آن هستیم برآمده از تجربه سالها کنار گذاشته شدن و سرکوب در ابعاد متفاوت از سوی حاکمیت است.   تجربه تحمیل خواسته های مدنی مردم بر حاکمیت تجربه نوینی برای اعضای جامعه محسوب می شود و به همین دلیل است که واکنش های متفاوتی را در برابر این تجربه جدید از سوی مردم شاهد هستیم. بسیاری هنوز واکنش سالم در برابر این تجربه را نمی شناسند و همچنان واکنش های توام با خشم و عصبانیت را از خود بروز می دهند.  در چنین فضایی و با توجه به خطر سرخوردگی از کوتاه بودن عمر شادی باید رفتار اجتماعی مردم را بازنگری کرد تا  بتوان فضای شادی که هم اکنون بر مردم حاکم است را دارای ثبات بیشتری نمود.  در این میان برای پیمودن مسیر به سوی شکل گیری جامعه مدنی مردم نقش کلیدی را ایفا می کنند. در کشور ایران که قدرت مرکزی در دست حاکمیتی دیکتاتور و غیر مردمی است مردم پس از مدتی از اثرگذاری نقش خود در تصمیمات نا امید شده و به ناچار تسلیم بی عملی در دراز مدت می شوند. در چنین روزهایی که مردم نتیجه مستقیم مشارکت خویش  را در یک تصمیم گیری عمده که همان انتخاب ریاست جمهوری می باشد به وضوح مشاهده می کنند حس امید و امیدواری که از منظر روانشناسی یکی از ساز و کارهای حیات و زندگی است را بار دیگر تجربه می کنند. همین امید سبب تشویق مردم برای مشارکت بیشتر در مسائل دیکر در جامعه است. مشارکت مردم بدین معنا است که مردم مسئولیت خویش را در رشد اجتماعی در جامعه پذیرا می شوند. مسئولیت پذیری بیشتر مردم از پدیده ای که در روانشناسی به آن projection و یا همان انعکاس احساس می گویند جلوگیری میکند. انعکاس احساس زمانی روی می دهد که فرد خود را از حصول خواسته ها و امیال خود عاجز می بیند و به همین دلیل تمامی این خواسته های خویش را بر روی فرد دیگری منعکس میکند و به بیان دیگر آنچه خود از انجام آن ناتوان است را از دیگری طلب می کند. امید و مشارکت مردم از انعکاس خواسته های آنان بر روی فرد و یا گروهی جلوگیری کرده و مردم نقش خویش را در احقاق خواسته های خویش پر رنگ تر می بینند. به واقع زمانیکه مردم از بر دوش نهادن تمامی مطالبات خود از یک فرد یا گروه حذر کنند و به مسئولیت خویش خودآگاهی بیشتری پیدا کنند احتمال سرخوردگی و یاس را کاهش می دهند و به این صورت کنش ها و رفتارهای اجتماعی ما وارد سیکل و چرخه ای کارامد می شود ( آنچه امروزه برای ثبات امید و شادی جمعی خویش به آن نیازمندیم).

 توجه باید داشت که این جامعه به صورت اکثریتی نشان داد که سیاست های سیاهی که در ۸ سال گذشته بر آنها تحمیل شده است علیرغم صدمات بسیار، اما هنوز نتوانسته است ریشه های یک جریان مدنی را بخشکاند. بنابراین حرکت آرام و مستمر در مسیری که مردم با شرکت در انتخابات  آن را آغاز کردند می تواند در دراز مدت سبب گسترش امید در بطن جامعه باشد. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large