Skyscraper large

معناى رأى روحانى و پیامد هاى فورى آن

aqz665658e54a-على کشتگر - ali keshtgar

علی کشتگر

مردم با حمایت گسترده از حسن روحانی بر کدام خواسته هایی تاکید کردند و به چه کسانی و کدام سیاستهایی نه گفتند؟: 

- رای مردم در درجه نخست مخالفت قاطع با حکومت سرکوب و اختناق و خودکامگی ولایت فقیه بود. 

- سپاه پاسداران و شخص خامنه ای در فرایند همین انتخابات نیز پس از سد کردن راه خاتمی و هاشمی کوشیدند یکی از نظامیان، جلیلی و یا قالیباف را از صندوق ها بیرون آورند، اما هجوم وسیع و هشیارانه مردم به صندوق های رای به نفع حسن روحانی آنان را در این عرصه مردد و مجبور به عقب نشینی کرد. 

- از این گذشته رای مردم نه ی صریحی بود به سیاستهای تنش فزایانه ی آقای خامنه ای و نحوه پیشبرد مذاکرات هسته ای، امری که در مناظره های تلویزیونی از داغ ترین موارد اختلاف میان جلیلی و حسن روحانی بود. 

- این رای در عین حال مخالفت اکثریت عظیم ایرانیان با هرگونه دخالت نظامی خارجی و عواقب آن در ایران نیز بود و از این نظر باید گفت که رای به روحانی نه به همه گروهها و افرادی است که بطور صریح و یا سربسته مداخله خارجی در ایران را تشویق می کنند و بر این خیال خام اند که از این طریق دستی در قدرت سیاسی یک حکومت دست نشانده خارجی پیدا کنند. مردم ایران اما اوضاع اسف بار عراق، افغانستان و سوریه را دیده اند و نمی خواهند کشورشان در یک مداخله نظامی خارجی به سرنوشت سیاه این کشورهای همسایه دچار شود. 

- رای مردم از جمله نادرستی رویکردی را نشان داد که با توجه به غیر دموکراتیک بودن انتخابات و احتمال دخالت و تقلب به این نتیجه نادرست می رسید (از جمله خود من تا دو روز پیش از انتخابات) که نباید به صندوق رای امیدی بست. مردم هشیارانه هم فرایند انتخابات را برای رشد سیاسی و دموکراتیزه کردن فرهنگ جامعه به خدمت گرفتند و هم دست آخر با تحمیل رای خود به دیکتاتور، پروژه مهندسی شده را خنثی کردند. روحانی موسوی نیست، کروبی و یا خاتمی هم نیست، مردم هم این را می دانند اما با همان انگیزه ای به روحانی رای داده اند که در سال ۸۸ به موسوی رای داده بودند. 

- مردم بار دیگر با استفاده از فرصت انتخابات به صدای بلند به نحوی که همه جهانیان آن را بشنوند آرزوهای آزادیخواهانه و صلح طلبانه خود را فریاد زدند و با این اقدام عزم جزم و امید خود را به تغییر اوضاع اثبات کردند. 

- پیروزی روحانی مدیون مقاومت زندانیان سبز و حمایت شهروندان بیشماری است که در میتینگ ها ی او آزادی زندانیان سیاسی را فریاد می زدند. مردم روحانی را تا چند هفته پیش نمی شناختند، و معدودی هم که با نام او آشنایی داشتند وی را یک اصول گرا می دانستند. طبعا مردم به این روحانی ناشناخته اصول گرا رای ندادند. مردم به شخصی رای دادند که در مناظره ها و میتینگ ها بطور ضمنی با برخی خواسته های جنبش سبز همراهی نشان داد و در مواردی به صراحت با سیاستهای داخلی و خارجی مورد حمایت سپاه و رهبر مرزبندی کرد. از این گذشته گروه هایی از سبز ها و اصلاح طلبان، سرمایه اجتماعی خود را برای پیروزی روحانی هزینه کردند. بنابراین اغراق نیست اگر بگوییم پیروزی روحانی مدیون مقاومت موسوی و کروبی، اعتراضات به خون کشیده سال ۸۸ و رای مردمی است، که هرگز خواسته های جنبش سبز را فراموش نکردند. اگر موسوی و یا کروبی در رقابت انتخاباتی حضور داشتند مردم رای خود را برای آنان به صندوق ها می ریختند نه برای روحانی. بنابر این شکست نامزد مطلوب خامنه ای از روحانی، پیروزی سیاسی و اخلاقی جنبش سبز است. تکرار شعارهای جنبش سبز در جشن پیروزی جمعه شب نشان داد که رای دهندگان در سراسر ایران خود بهتر از همه به این حقیقت واقف اند. 

- جلیلی تنها نامزد ذوب در ولایت فقیه بود. او در مناظره های تلویزیونی و میتینگ هایش مدام شعارها و توهمات آقای خامنه ای را تکرار می کرد. اگر او را در این دوره نزدیکترین نامزد به خامنه ای به حساب آوریم آن وقت می توان گفت که در جامعه ۷۵ میلیونی ایران که بیش از ۵۰ میلیون رای دهنده واجد شرایط دارد آقای خامنه ای حدود هشت درصد رای کل جامعه را با خود دارد و اگر همه آراء جلیلی و نیمی از آرای قالیباف هم به این رقم اضافه کنیم بازهم به پانزده درصد آرا نمی رسیم. خامنه ای و ایادی ایشان دست کم در خلوت خود باید بپذیرند که وزن واقعی آنان در جامعه ایران بیش از این نیست.

- ضمنا نتیجه این انتخابات از جمله اثبات این حقیقت است که در سال ۸۸ رای مردم را به سود محمود احمدی نژاد مصادره کرد بودند. 

پیامدهای پیروزی روحانی 

- این پیروزی، امید به تغییر که شرط پویایی و تحرک جنبش دموکراسی خواهی است را دست کم در مقطع کنونی افزایش می دهد. 

- هرچند که در ساختار حقیقی جمهوری اسلامی همه چیز در قبضه خامنه ای و حزب پادگانی سپاه پاسداران است و این شخص ولی فقیه است که چارچوب سیاستهای کلان جمهوری اسلامی را تعیین می کند، اما نمی شود گفت که رئیس جمهور فاقد اختیار است. درست است که او نمی تواند سیاستهای کلان جمهوری اسلامی را تغییر دهد اما اگر بخواهد می تواند این سیاستها را گام به گام تعدیل کند و حتی در مواردی با استفاده از فشار افکار عمومی و همکاری کارگزاران و مسئولان ناراضی، جهت گیری های سیاسی را تغییر دهد. باید دید در این عرصه روحانی چه ابتکاراتی می تواند نشان دهد و به قول معروف چند مرده حلاج است. 

ـ فرایند این انتخابات نشان داد که اکثریت اصول گرایان نیز با سیاستهای راست افراطی در زمینه هسته ای و مناسبات تنش فزایانه ایران و غرب مخالفند. روحانی در تعدیل و تغییر سیاستهای ۸ ساله گذشته می تواند این جریانات حکومتی را نیز با خود همراه سازد. 

- نخستین پیامد پیروزی روحانی کاهش موقتی فشار غرب بر ایران و پیدایش بستر تنش زدایی میان ایران و آمریکاست. باید دید نخستین گام های روحانی در این زمینه کدام اند؟ آیا او می تواند تیم مذاکرات هسته ای را عوض کند و یا رهبر جمهوری اسلامی را به تعدیل سیاستهای جهانی و منطقه ای جمهوری اسلامی متقاعد سازد؟ پیروزی روحانی بی تردید نگاه آمریکا و کشورهای اتحادیه اروپا را به ایران موقتا عوض می کند و امیدواری این کشورها را به عادی کردن مناسبات با ایران افزایش می دهد. امری که اثرات مستقیم و فوری آن بر کاهش خطر مداخله نظامی، کاهش ارزش ارزهای خارجی، افزایش بورس تهران و تشویق سرمایه گذاری در کشور انکارناپذیر است. 

ـ بی تردید محافل راست افراطی در اسرائیل از جمله نخست وزیر نتانیاهو و برخی از حکومت های عرب خلیج فارس که خواهان تضعیف ایران و ادامه مناسبات خصمانه میان ایران و آمریکا هستند از آنچه از در روز بیست و چهار خرداد ماه ۹۲ در ایران روی داد خوشنود نیستند. 

ـ دولت آمریکا و دولت های اتحادیه اروپا اگر در ادعای حمایت از دموکراسی در ایران و تنش زدایی با ایران صادق باشند می توانند با کاهش فوری تحریم های اقتصادی و دست برداشتن از گفتمان تهدید آمیز بر فرایند تحولات ایران اثرگذار باشند. 

بگذارید در پایان این یادداشت، به همه آنان که از انتخاب آقای حسن روحانی به شوق آمده اند، و حتی کار گزافه گوئی را به آنجا رسانده اند که مردم سالاری دینی خامنه ای که دیکتاتوری عریان دینی است را با دموکراسی های غربی اشتباه گرفته اند یاد آور شوم که این رای در صورتی می تواند به عقب نشینی خامنه ای و نظامیان و بازشدن فضای سیاسی کشور کمک کند که مخالفان دیکتاتوری فقیه به تقویت جامعه مدنی و سازماندهی حول مطالبات عمومی همت گمارند و خواسته های خود را بطور روزمره دنبال کنند. و بویژه فراموش نکنند که روحانی و هاشمی رهبران اپوزیسیون نیستند . روحانی تا به امروز گامی در راه آزادیخواهی برنداشته است. این مقاومت مدنی و نهایتا موازنه قوا میا ن جنبش دموکراسی و حاکمیت است که می تواند راه تحقق مطالبات عمومی را هموار کند.

 


  • خبرنامه گویا
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large