Skyscraper large

اصلاحات و امانتِ میر حسین موسوى

dg54ez63z-سراج پورعزیزی-seraj poor azizi

سراج پورعزیزی

آزادى بیان، پرهیز از امنیتی کردن جامعه، حفظ حرمت شهروندان، حفظ حرمت استادان و دانشجو  و اهل علم، آزادی فعالیت تشکل های اجتماعی و سیاسی، آزادی گردش خبر و  مبارزه با سانسور و فیلترینگ تنگ نظرانه، آزادی زندانیان سیاسی. آزادی انتشار اندیشه، مبارزه با رانت دولتی و نفتی. احترام به جوامع بین المللی و ارتباط  سازنده با نظام بین الملل تنها بخش اندکی از آرزوهای و اهداف میر حسین موسوی برای رسیدن به قله های اصلاحات بود. 

میرحسین موسوی در اسفند ٨٧ با صدور اولین بیانیه اش با مردم چنین گفت: “اینک نه از روی خودپسندی تا ارزش ها و ارجمندی های همگنان را نادیده بگیرم، و نه از سرتجاهل تا مشکلات پیش رو را ناچیز و بضاعت اندکم را کافی از توکل به خداوند بدانم، بلکه به امید ادای وظیفه، قصد خویش را برای نامزد شدن در دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری اعلام می نمایم.” 

موسوی با شکستن سکوت بیست ساله خود چنین به میدان آمد و اولین بیانیه اش با سرعت غیر قابل باوری در سراسر خبرگزاری‌های داخلی و خارجی منتشر شد، او با اعلام کاندیداتوری میلیون ها مردم منتظرِ تغییر را به وجد آورد. شکست سکوت موسوی با به حرکت در آمدن یک جنبش توده ای عظیم همراه و به نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران و انقلاب تبدیل شد. 

در مقابلِ دیدگاه های خشن حاکمیت، محبوبیت موسوی تنها در خواست هاى به حق مردم  تجلی یافته بود، چرا که مردم فریاد اصلاح طلبی سر می دادند . به همین جهت حاکمیت حجم بی نظیر محبویت میر حسین موسوی را بر نتابید و دست به مهندسی انتخابات زد؛ مهندسی که پس از گذشت چهار سال تدابیر امنیتی شدید همچنان فریاد رای باختگان را به دنبال دارد. 

امروزه بی توجهی به مضمون شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های مجازی و اینترنت و عدم تقویت آنها، غفلتی نا بخشودنی محسوب می شود و زیان های بی انتهایی را متوجه جامعه خواهد کرد . چنان که می بینیم حرکت عمومی امروز جامعه در ارتباط با پشتیبانی از دکتر حسن روحانی حاصل تاکید موسوی و جریان پیرامونش بر ایجاد «شبکه‌های اجتماعی» است و  به طور طبیعی جامعه بی توجه به این موضوع مهم راه به جایی نخواهد برد. 

 مردم  در انتخابات گذشته  با دستبرد بی سابقه حکومتی مواجه شدند و همه امید و نشاطشان را بر باد رفته دیدند، امیدی که می توانست ادامه دهنده دست آوردهای اصلاحات گذشته باشد. مردم غارت شده ای که می توانستند ضرب آهنگ اصلاحات را که به صورت تدریجی آغاز شده بود به دشت های بیکران و قله های سر به فلک کشیده  آرزوهاشان پیوند زنند و در لوای آزادی های حاصل از اصلاحات، میهن خویش را آباد کنند و فرزندان برومندشان را به آینده امیدوار سازند. 

در هشت سال گذشته، جریان راست افراطی، یا به قول امروزی همان “اصولگرائی” با تاکید بر مبانی متحجر خود، نشاط و همبستگی مردم را به حالت تعلیق درآورد. آنها با مردم و منافع و منابع ملی چنان کردند که این کار فقط به دست دشمنان بیرونی میسر بود و لا غیر. 

این دسته از تمامیت خواهان نا بخرد، با به یغما بردن منافع ملی کشور هم خود را نابود کردند و هم آرزوهای اصلاح طلبی را به اندک رساندند. به طوری که هم اینک چهارستون کشور با خطر فروپاشی مواجه شده است. اما باید امیدوار بود که این پایان راه آنهاست، چرا که سنتی های مدافع وضع موجود به پایان راه رسیدند. آنها ناچار خواهند بود برای پیشبرد اصلاحات سیاسی، متناسب با ظرفیت های کشور و همراه ساختن نهادهای مقاوم و ذائقه جامعه گام بر دارند.  

و حالا این وظیفه همچنان بر دوش جنبش اصلاح طلبی و شبکه های اجتماعی آنهاست که آزادی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد، و دیگر زندانیان سیاسی زندانهای اوین و رجایی شهر و دیگر بیدادگاه های کشور را در اولویت اول قرار دهند و همچون گذشته قدردان بازماندگان شهدای سبز خود باشند . چرا که انتخابات دیروز نشان داد که جنبش اصلاح طلبی بیش از پیش پویا و پر نشاط است. چنین باد. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large