Skyscraper large

تغییر و رهایى؛ طرحى دراز مدت

maghsood_ferastkhah_7816 مقصود فراستخواه

مقصود فراستخواه

در هیچ یک از جوامع دموکراسی یکباره توسعه پیدا نکرده است ولی مهم این است که حرکت به سمت آن از سوی جامعه توسط دولت به رسمیت شناخته بشود. ابتدا باید ساخت قدرت انعطاف پذیر باشد، انعطاف لازم برای ایجاد شرایط رقابتی در او به وجود بیاید. از این طریق جامعه فعال می شود، امکان گفت وگو میان جامعه و دولت افزایش می یابد و دولت به تدریج وخواه ناخواه خود را اصلاح می کند. بدین ترتیب مطالبات اجتماعی، انباشته نمی شود، فشرده و متشنج نمی شود و به تدریج گروه هایی که اهل گفت وگو هستند، بر سر کار می آیند. اما اگر قدرت متصلب و انعطاف ناپذیر شود گروه هایی که رادیکال هستند میدان دار می شوند. دولت پاسخگو از طرف جامعه موظف به ارائه خدمات و توسعه اقتصادی و اجتماعی می شود. در پی آن طبقه متوسط فعال و جامعه مدنی شکل می گیرد و شروع می کند به طرح مطالبات. در اینجا اگر دولت انعطاف پذیر وحاضر به گفتگو باشد، توسعه سیاسی وفرهنگی پیش می رود. بدین ترتیب کار به انقلاب نمی کشد. 

سرگذشت شاه عبرت آموز است.  در آن زمان نوسازی و مدنیزاسیون و بخشی از توسعه اقتصادی واجتماعی دنبال شد، درآمدها بالا رفت، رفاه بیشتر شد و ارتباطات اجتماعی، عمران و آبادی و بسیاری از برنامه های توسعه اتفاق افتاد، با این رونق و توسعه  بود که جامعه مدنی شکل گرفت و طبقات متوسط تقویت شدند، وقتی این امر اتفاق افتاد و طبقه متوسط خواست که در امور مشارکت کند، متأسفانه دیگر امکان آن به صورت نهادینه وقانونی وجود نداشت. خودکامگی  همه راه های این امکان را بسته بود. این به تشنج وانقلاب کشید. 

طبقه متوسط هر جامعه می تواند منشأ پیشرفت و پویایی آن باشد. متأسفانه یکی از مشکلات امروز ما زوال طبقه متوسط است. بر اثر فقدان شایسته گرایی در مدیریت دولت و برنامه های غلط اقتصادی و اجتماعی وفرهنگی وسیاسی ، این طبقه در حال ضعیف شدن است. با زوال طبقه متوسط جدید شهری، جامعه از نظر تکاپوهای علمی فرهنگی و اجتماعی و از نظر سیاسی عقب می ماند وآنگاه دودش در میان مدت ودراز مدت به چشم انبوهی طبقات ندار وکم درآمد نیز می رود واین مهم تر است. طبقات محروم اجتماعی متأسفانه به سبب همین محرومیت شان از بختهای اجتماعی که علتش ساختارها ونهادهای ناکارامد است،  فرصتی برای مشارکت ندارند چرا که از بام تا شام در حال دوندگی هستند وعاقبت نیز هشت شان در گرو نُه شان است. 

 باید با توسعۀ متوازن عادلانه به طور مرتب طبقات کم درآمد نیز به لایه های طبقات متوسط تبدیل بشوند؛ به هرحال  معتقدم هر چه امکان وضعیت رقابتی جامعه و انعطاف پذیری دولت و گفت وگوها و تعاملات فراهم شود ، جامعه مدنی تقویت می شود و خود به خود گروه های که اهل تغییراتی قانونی مسالمت آمیز و به دور از خشونت هستند، فعال می شوند و صدای تندروی به تدریج موضوعیت خودش را از دست می دهد و آنها احساس می کنند حرفشان خریدار ندارد. چون مردم عاقل اند و انتخاب عقلانی می کنند.

 شخصا معتقد به فیس و افاده های روشنفکری نیستم که تصور بشود مردم نمی فهمند. همین مردم کوچه خیابان ممکن است بیشتر از من نوعی بفهمند، منتها امکان مشارکت و مقاله نوشتن ندارند، اما با یک نوع انتخاب عقلانی زندگی می کنند. آن نهادهایی که به تفصیل برشمردم امکان مشارکت همین مردم کوچه وبازار ومحله  وشهر را فراهم می آورد و آنگاه می توانند حقوق شهروندی خود را دنبال بکنند. به هر صورت معتقدم برای جلوگیری از آن چیزی که برگشت استبداد به آن می گوییم به این تمهیدات مدنی وفضای عمومی آزاد نیازمند هستیم. 

… لازم است نگاه ژرف تر به تغییرات اجتماعی داشته باشیم و تغییر را فقط در صورت های ظاهری اجتماعی خلاصه نکنیم و دچار تقلیل گرایی نشویم. در واقع باید پای بست های خانه را ببینیم  ونه فقط نقش ایوان را.  تغییرات باید در  فرهنگ، زیرساخت های اجتماعی و مدنی هم دنبال بشود ونه فقط در سطح سیاسی. بدین ترتیب می توان توسعه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی وعلمی پا به پای هم پیش می رود. در نتیجه طرح تغییرات هم  پایدار تر می شود. اما اگر صرفا  بخواهیم صورت ها را تغییر بدهیم، دوباره سیرت ها، رفتارها و عادتواره های اجتماعی در شکل دیگری بازتولید می شوند.  طرح تغییر ورهایی، طرحی دراز مدت است.

 


  • بخشى از یک گفتگو- وبلاگ مقصود فراستخواه
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large