Skyscraper large

جنبش سبز و نفی انحصارطلبی

24469-احسان سلطانى - ehsan soltani

احسان سلطانی

عده ای این روزها نگرانی و سناریوهای متعددی را در ارتباط با رنگِ ستادِ انتخاباتی آقای روحانی مطرح می کنند. از طرح سناریوی «جنبش بنفش» در تقابل با «جنبش سبز» گرفته تا سناریوی استحاله‌ی جنبش سبز، از جمله نگرانی های مطرح شده در میان برخی فعالانسیاسی است که به نظر می رسد طرح بدون منطق آن حاصلی جز ایجاد شکاف و دامن زدن به فضای روانی نامطلوب و استرس‌ زا در پی نخواهد داشت.

آیا تغییر رنگ به خودی خود می تواند مطالبات و خواست باورمندان یک نهضت و جنبش عظیم مردمی را تغییر دهد؟ جنبشی که خواست های خود را در بیانیه های هجده‌گانه مهندس موسوی و از آن مهمتر در منشور خود مشخص کرده آیا اگر در تصمیمی راهبردی در بستری دیگر به رنگی دیگر تغییر یابد مطالبات خود را فراموش می کند؟

آیا این رنگ «جنبش سبز» بوده که به تنهایی مطالبات و خواست عمومی باورمندان به آن را شکل داده است؟ آیا اگر از همان ابتدا رنگ این جنبش مثلا «قرمز»،«زرد»،«آبی» یا هرچه می بود در عزم و اراده مردم در بیان مطالباتشان تغییر و خللی ایجاد می کرد؟

منشور جنبش سبز که حاصل تلاش و کار کارشناسی بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف بوده و در نهایت به امضای آقایان موسوی و کروبی نیز رسیده است مگر ماهیت خود را با تغییر رنگ از دست می دهد یا مگر می توانند با تغییر رنگ آرمان های آن را دستخوش تغییرات بنیادین کنند؟

آنچنان که در ویراست دوم منشور جنبش سبز آمده این جنبش،نهضتی است که اهداف خود را در بستر میلاد خود تعریف کرده است. این جنبش در اعتراض به ظهور و تداوم کژروی ها و انحرافاتی شکل گرفت و در دل خود اهدافی را پرورد که اینک به نمادهای معنادار آن تبدیل شده است.جنبش سبز برآمده از مردم و مولود یک نهضت ملی است. حرکتی در تداوم تلاش مردم ایران برای دستیابی به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی است که پیش از این در برهه هایی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی، خود را جلوه گر ساخته است.

عواملی چون: ظهور گرایش های تمامیت خواهانه و استبدادی و انحصارطلبانه در میان برخی از مسئولین حکومتی؛نقض حقوق بنیادین و قانونی شهروندان و بی حرمتی به کرامت انسانی متجلی در اصول مسلم حقوق بشر؛سوء مدیریت وکاهش شدید کارآمدی نظام، ترویج دروغ سالاری و کاهش چشمگیر اعتماد ملت به مسئولان؛افزایش فاصلة طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی؛سوءاستفاده و قانون گریزی برخی مجریان قانون وفسادگسترده اقتصادی ودست اندازی بی مهابا و قانون ستیزانه به بیت المال و ثروتهای ملی ونابودی دستگاههای برنامه ریزی و نظارتی؛نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوام فریبانه در تعاملات بین المللی همراه با سوءاستفاده از اعتقادات استقلال طلبانه و ضدسلطة جهانی در میان اقشار گوناگون؛فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق و معنویت وتحریف دیانت با بکارگیری تهمت و دروغ و خرافه درراه رسیدن به قدرت و حفظ آن؛افزایش سرکوب، انسداد و اختناق در فضای مدنی وغصب رسانه ملی وسایر امکانات ارتباطاتی و فضای مجازی از جمله انحرافاتی بود که جنبش سبز در اعتراض به آن ها شکل گرفت و راه کارهای دوازده گانه خود را نیز برای مقابله با این انحرافات مطرح نمود.

جنبش سبز مجموعه راهکارهایی برای رسیدن به اهداف خود داشت که متاسفانه به دلایل متعددی که محل بحث این یادداشت نیست، نتوانست آنچنان که باید آن ها را مورد پیگیری قرار دهد و در برهه ای دچار انفعال،بی عملی و شعار زدگی شد و مانند ماشینی به همراه مسافرانش در یک مسیر پر از مانع گرفتار آمد.آیا وقتی یک ماشین و مسافرانش خود را در بن بست می بینند برای رسیدن به مقصد مدام تلاش می کنند با کوبیدن ماشین خود به مانع از آن عبور کنند؟ یا تصمیم می گیرند مسیر خود را تغییر داده و از مسیری دیگر به مقصد خود برسند؟ از این رو هوشمندی سرآمدان اصلاحات برای شرکت در انتخابات و استفاده از فرصت های اجتماعی و سیاسی را به نوعی باید تغییر مسیر و تلاش برای خروج از انفعال فعلی ارزیابی نمود.

در سند چشم اندازهای بنیادین جنبش سبز آمده است که :”جنبش سبز، یک حرکت اجتماعی است که هرگز خود را مبری از خطا نمی انگارد و با نفی صادقانه هرگونه مطلق نگری، بر گسترش فضای نقد و گفتگو در درون و بیرون جنبش، پای می فشرد. دیده بانی حقوق ملت و طرح راهکار برای نظارت و هدایت عملی سیر حرکت و تحول جنبش از سوی همة فعالان و بویژه صاحبان اندیشه و تجربه، امری حیاتی است که می تواند مانع از لغزش جنبش به ورطة تمامیت خواهی و فساد شود…در نگاه فعالان جنبش سبز، مردم ایران خواهان ایرانی آزاد، آباد و سرافراز هستند. جنبش سبز موافق به رسمیت شناختن تعدد و تنوع و مخالف انحصارطلبی است. در نتیجه، دشمنی و کینه ورزی با بدنة اجتماعی هیچ بخشی از جامعه، جایی در جنبش ندارد. تلاش برای گفتگو و تعامل با رقیبان و مخالفان در فضایی سالم، و آگاهی بخشی دربارة اهداف و اصول جنبش، وظیفة همة افرادی است که خود را در زمرة مشارکت کنندگان جنبش سبز می دانند.” 

لذا اگر امروز بستری فراهم شود که افرادی بتوانند دغدغه های جنبش سبز را دنبال کنند بدون شک با همان نگاه نفی انحصارطلبی می توان از ظرفیت و توانمندی آنها در جهت احقاق خواست و مطالبات خود استفاده نمود و همواره نیز در نقد عملکرد آنها و مطالبه گری نسبت به  دغدغه های مورد اشاره پیشقدم بود.

کلام آخر اینکه مادامی که منشور جنبش نصب العین و فصل الخطاب فعالیت های اجتماعی باورمندان آن باشد حتی اگر این جنبش صد رنگ هم عوض کند می تواند اهداف خود را در بسترهای مختلف سیاسی و اجتماعی پیگیری کند.

برای دیدن متن کامل منشور جنبش سبز اینجا را کلیک کنید.(لینک در صفحه جدید باز می شود)

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large