Skyscraper large

حماس و ایران؛ پایان فصلِ عسل

dg54ez63z-سراج پورعزیزی-seraj poor azizi

سراج پورعزیزی

در سرآغاز قیام مردم سوریه،  ماجرای بحث برانگیزی بین حاکمیت ایران و گروه حماس به وقوع پیوست. ماجرایی که منجر به پایان فصل “عسل” هم پیمانى و آغاز تیرگی روابط صمیمی حکومت ایران و گروه حماس شد. در آن مقطع یک مقام بلند پایه حماس اعلام کرد چنانچه اسراییل به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی حمله کند، از طرف حماس، اقدام تلافی جویانه ای علیه اسراییل اتخاذ نخواهد شد. این اظهار نظر کافی بود تا مقامات ایران  یکی از متحدین افراطی و مسلح خود را از دست رفته تلقی کنند. 

اما سوال اینجاست که چرا گروه حماس در گذشته نسبت به دریافت حمایت مالی از ایران چندان آشکارا سخن نمی گفت و حالا که ارتباط خود را با ایران قطع شده می بینند دل به دریا زده و گذشته را به نوعى افشا مى کند؟  

صدای آمریکا به نقل از روزنامه تلگراف چاپ بریتانیا نوشت : کلیه همکاری های نظامی دوجانبه بین گروه حماس و ایران متوقف شده  و مناسبات گرم و دوستانه آن ها رو به افول رفته است. در شرایطی که تهران طی چند سال گذشته برای رزمندگان حماس سلاح، فن آوری و آموزش فراهم کرده است . 

بنا بر این روایت، اختلافات و شکاف بین مقامات جمهوری اسلامی و حماس در پی سرپیچی این گروه مسلح در حمایت از خط مشی ایران به خاطر حمایت از بشار اسد، جدی شده است. به طوری که قاضی حماد، معاون وزیر امور خارجه حماس بی پرده و علنی مناسبات این گروه با ایران را «بد» خوانده و تصریح کرده که «همکاری نظامی نیز (با ایران) وجود ندارد». 

او در مورد کمک های مالی ایران به این گروه گفته است «می توانم بگویم که (این کمک ها) همچون گذشته نیست، رقم دقیق آن را نمی توانم به شما بدهم اما ما به دلیل حمایت از انقلاب مردم سوریه، امتیازهای بسیاری را از دست دادیم و ضررهای بسیاری را متحمل شدیم». 

این مقام حماس گفته است «من نمی توانم حمایت پولی و مالی و سایر پشتیبانی های ایران از سال ٢٠٠۶ تا به حال را انکار کنم اما وضعیت مثل گذشته نیست. نمی توانم وانمود کنم که همه چیز روند عادی گذشته را طی می کند». 

و حالا تنها فتح و دولت ابومازن نیست که به سیاست های افراطی ایران اعتراض می کند، که دامنه اعتراض و دعوت به تعادل و بهت آور خواندن حمایت ایران از بشار اسد به مرز حماس نیز رسیده است، چنانکه اظهارات اخیر نخست وزیر اسرائیل گویای دقیق این اصل است که دولت احمدی نژاد قبل از اینکه مدافع مردم ستمدیده فلسطین باشد، موجب خوشنودی سیاستهای فرامرزی اسرائیل بوده است . 

اما سوی دیگر ماجرا، خشم و انزجار اسرائیلی ها از شخصیت جنجالی احمدی نژاد است. این خشم بدین معناست که در فقدان احمدی نژاد، چگونه و به چه بهانه ای قرار است مظلوم نمایی کنند؟ 

در همین رابطه دن شوفتان، رئیس مرکز مطالعات امنیت ملی دانشگاه حیفا به بی بی سی فارسی می گوید: “احمدی نژاد چهره زشت رژیم ایران است. بنابراین از نظر اسرائیل او برای نشان دادن ماهیت رژیم به افرادی که شاید ساده لوح باشند بسیار مفید بوده است.” 

او می افزاید: “اگر شخص باهوش تری جای او بود اما همچنان به ساخت بمب اتمی ادامه می داد، از تروریسم در دنیا حمایت و با مردمش وحشیانه برخورد می کرد، کار ما برای متقاعد کردن افکار عمومی جهان سخت تر می شد. اما احمدی نژاد کار ما را راحت کرد. بنابراین ما به نوعی از پایان دوره رئیس جمهوری او متاسفیم.” 

دکتر ابوعامر که مناسبات نزدیکی با حماس دارد، گفته است «ایران به دلیل حمایت از دولت اسد، نفوذ خود را نه تنها در نوار غزه و بلکه در قلمروهای فلسطینی و سراسر جهان عرب از دست داده است. وی می افزاید ، چرا که جمهوری اسلامی دستاوردهای سی سال گذشته را در طی دو سال گذشته از دست داد و به نظر من این خسران غیرقابل جبران خواهد بود». 

او گفته است «ما هرگز انتظار نداشتیم کشوری همچون ایران که در مورد مردم ستمدیده و مظلوم و حکومت های دیکتاتوری سخن می راند، هم اکنون پشتیبان دیکتاتوری همچون اسد است که مردم خود را به قتل می رساند، از نظر من چنین حمایتی بنیان اصول اسلامی را که ایران این همه سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی به آن افتخار می کرد، متزلزل می کند». 

این گونه است که پایان دولت احمدی نژاد یک خبر بد برای تل آویو و حماس محسوب می شود، اما آنها همچنان امیدوارند که یک دولت تندرو و نادان دیگر در ایران سر کار بیاید تا با تداوم روند کنونى مجریِ برنامه های “دشمن محور” رهبری در سیاست خارجی باشد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large