Skyscraper large

یکی از کن گزارش می‌دهد

6ezrqes53r74q v

شهاب عموپور

یکی می خواهد از کن گزارش دهد که زحمات سی واندی ساله ی مسئولان ایرانی به بار نشسته و سینمای‌مان بالاخره جهانی شده. شده و آن قدرها شده که قصه ی بدبختی خارجی‌ها در دیارشان را نیز می توانیم دریابیم و از روی کاغذ، تا به نوار سلونویید هم بکشانیم. گذشته هامان را فراموش و از حالِ آن‌ها خوب می توانیم تعریف کنیم. 

یکی که می‌خواهد از کن گزارش دهد، اما نمی دهد و دارد به یاد می‌آورد است که بیست سال و اندی سال پیش و از بعدش به بیش، هر از چندی فیلمی با حمایت های ارشادی و فارابی در ایران ساخته می شد؛ که در آن، ایرانی های به خارج رفته، یا معتاد شده و یا ایدز گرفته بودند. یا دزد تخم مرغ از آب درمیامدند و یا مرغ خوران و اسلحه به دستانِ خودفروخته‌ی در خدمت گروه‌های پلید سیاسی. او، همان یکی که می خواهد از کن گزارش دهد، یادش مانده از آن سال ها که همه‌ی آن خارج رفته‌ها، یا با همسر خویش در خارج متارکه کرده بودند و یا اگر متارکه‌ای در کار نبود، ترکِ یک‌طرفه بود و خیانت و افسردگی و …؛ او قبل از گزارش دادن به یاد دیگرانی افتاده که آن سال‌ها با خود می‌گفتند: این فیلم ها که با پول وزارت‌خانه‌ها و امکانات دولتی ساخته شده‌اند، چرا لااقل خوب ساخته نشدند که بیننده را به آن مفهوم مطلوبِ سازندگان هدایت کنند و چرا فیلم‌سازان بهتری برای استفاده از این همه مواهب دولتی انتخاب نشده‌اند تا این چنین آثار خنده‌دار و بی کیفیتی تولید شوند که اثر معکوس داشته باشند. 

یکی می خواهد از “گذشته” درگذرد و به حال بیاید و از آن گزارش دهد. اما تا بخواهد بجنبد، در می یابد که مسئولان، پیش‌تر گزارش‌ها دریافت کرده‌اند و خوشحال‌اند از این که بالاخره سینمای ایران و جهان را با هم به آن جا رسانده‌اند که دیگر موازین سانسوری، ایران و بیرون از ایران ندارد و معیارها همه جا یکسان‌سازی شده و آن فیلم که در دیار همراه با شعارِ آزادی و برابری و برادری ساخته شده، آن چنان سانسورچیان ایرانی را کیش و مات کرده، که به زودی بی هیچ جرح و تعدیلی بر پرده‌ی انبوه سینماهای ایران نیز خواهد نشست و منتقدان تلویزیونی ایران را نیز به تحسین خواهد واداشت از فاش گوییِ زندگیِ ایرانیان بدبختی که چند سالی را در خارج زیسته اند و بدبخت‌های خارجی را تحمل کرده اند. یکی می‌خواهد گزارش دهد و اما نمی‌داند که باید از که بپرسد، از مسئول بپرسد یا از فیلم‌ساز، که سبب آن خروج اصلی و اولیه که ایرانی را مجاب به پناه بردن به یک زندگیِ “بی‌هویت و پردردسر، اما واجد آزادی” در خارج از مرزها می کند، کیست و چرا صورت مسأله که بدبختیِ پیش از بدبختی ثانوی مهاجران است، هیچ گاه بر روی پای تخته نوشته نمی شود و همه می‌خواهند فراموش کنند که آن مهاجران، نه به “آن‌جا”؛ بلکه به “جایی که این‌جا نیست”، می گریزند. 

یکی می‌خواهد از کن گزارش دهد و به مسئولان تبریک بگوید. تبریک بگوید بر این که این همه پافشاری بر حلقوم سینماگران و خفه‌کردن‌های در حینِ بی‌هوشی آنان بالاخره نتیجه داد تا آن‌چه را که تا سال‌ها به زورِ تهدید و به حقنه‌ی ایدیولوژی و به پول بنیاد فارابی و غیر، می‌خواستند تا سینماگران وطنی بسازند و مردم نیز ساخته‌ها را باور کنند، اکنون بی فشار و به خوش‌بختی با هزینه‌کردِ اغیار ساخته می‌شود و می توان با خوشحالی به تماشای بالا رفتنِ رقم فروشِ آن نشست. 

یکی که نمی‌خواهد از رقم و پول و فروشِ چیزها گزارش دهد، گزارش می‌دهد که در یک مطبوعه‌ی محلیِ کن در آخرین روز برگزاری جشنواره، نوشته شده بود که رقم رد‌وبدل شده برای تجارت جنسی دختران شاغل در صنعت سکس، که به آن‌جا آورده شده بودند و در میان بورژوواهای روس و عربِ غیر سینماگر دست به دست می‌شدند، دو برابرِ رقم رد و بدل شده برای خرید و فروش کل فیلم های حاضر در آن شهرِ ساحلی بوده است. یکی می‌خواست که از کن گزارش فرهنگی دهد، نه جنسی؛ اما چه کند که سینما را گفته‌اند که هنر/صنعت است. 

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large