Skyscraper large
زندانى قديمى اوين در گفتگو با راه ديگر:

هدف اصلی، حذف حداکثری دخالت ملت است

6ds5g4ser

مژگان مدرس علوم

در حالیکه کمتر از سه هفته به برگزاری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری مانده است، اما فضای سیاسی کشور حکایت از غلبه گفتمان “عدم شرکت” در میان مردم دارد.

حمیدرضا محمدی معتقد است که اجزاء تعیین کننده قدرت مثل عوامل اصلی امنیتی و نظامی ( سپاه پاسداران) که در واقع حافظان و سازندگان اصلی رهبری و قدرت این نهاد هستند با توجه به التهاب ها و نگرانی های جدی در درون بافت های اصلی نظام و کنده شدن یا ریزش حامیان و نزدیکان، وادار به تامل در مورد ادامه یا عدم حضور آیت الله خامنه ای در منسب رهبری خواهند شد و این به معنی شروع به عیان شدن میزان پیشروی استحاله حاکمیت است. که در این مورد هم ( استحاله) این نمونه (جمهوری اسلامی) جدای از روند تغییر و دگردیسی حکومت های همسان خود در تاریخ نیست.

این فعال سیاسی یکی از قدیمی ترین زندانیان زندان اوین بود که به تازگی توانسته از کشور خارج شود. وی برادر غلامرضا محمدی سرمربی سابق تیم ملی کشتی آزاد ایران است که دو مدال نقره و دو مدال برنز قهرمانی جهان را کسب کرده‌ است.

متن گفت و گوی “راه دیگر” با حمیدرضا محمدی در خصوص انتخابات پیش رو را با هم می خوانیم:

آقای محمدی! با توجه به فقدان حداقل های یک انتخابات آزاد به نظر شما چه موضعی باید در قبال انتخابات گرفت؟

به اعتقاد من راههای پیش رو عبارتند از یک. جدا کردن هر چه بیشتر اجزاء جمهوری اسلامی بخصوص اندامهای مهم این ساختار که تاثیر مستقیم و زیادی بر ماهیت اصلی حاکمیت دارند. که یکی از راههای این جدا سازی می تواند عریان کردن جلوه های نابسامانی و غریب و جدا شدن کامل بخش هایی از جامعه با بخش های دیگر و بیگانه بودن این لایه ها با یکدیگر در حالیکه در کنار هم و وابسته به هم زندگی می کنند، باشد که با منافع متضاد در ستیز با هم قرار گرفته اند؛ که سبب این منافع متضاد هم ساختار قانون اساسی است.

دو. نزدیک شدن به لایه های مرتبط اما تا حدودی بیرونی و نحیف شده، اما موثر بر لایه های قویتر و نزدیکتر از خود به مرکز قدرت و شکل دادن به این لایه ها یا نیروهای اجتماعی برای تمرکز قدرتی فراخودی در مجموعه نیروهای خودی حکومت.

سه. مطلع ساختن اهالی وابسته از نظر مالی که شاید تا حدودی به دلیل اعتقادی به جای مانده از اصول انقلاب اسلامی در حال ندیده گرفتن یا تحمل نابسامانی ها و شرایط رو به بحران هستند، که این تحمل یا بی تفاوتی یا ندیده گرفتن مصائب موجود می تواند عاقبتی در پی داشته باشد تا همین افراد به جهت مالی در تنگناهای غیر قابل تحمل قرار گیرند و به لحاظ عقیدتی نیز مبانی مورد باورشان به سختی صدمه  ببیند بطوریکه دیگر قابل بازسازی نباشد.

چهار. نشان دادن دورشدن قشر آینده ساز جامعه از باورهای دینی که از این رهگذر و به دلیل حضور حکومت دینی و عدم کارکرد مناسب مبانی دینی در عرصه سیاسی و دخالت در امور اقتصادی عاقبتی به شکل دین زدایی و دین ستیزی  در جامعه حاصل می شود.

پنج. محرز کردن از دست رفتن هویت جمعی به معنای حس مشترک در میان انسان هایی که در یک جغرافیا به دنبال امنیت و آرامشی همگانی هستند، که این نتیجه حاکی از تاثیر مشخص و مخرب  این اتفاق بر آینده فرزندان همانهایی است، که قدرت را برای آینده خود و فرزندانشان حفاظت می کنند.

شش. تکرار و یادآوری مداوم معضلاتی که نتیجه تک ساحتی کردن قدرت است، بطوریکه باعث حذف تمامی امکاناتی می شود که مشارکت همگانی را میسر می کنند. که این نتیجه وجود اصول در نظر گرفته شده در قانون اساسی به معنی ایجاد نهادهای مشخص به نام شورای نگهبان و خبرگان رهبری است.

و حالا با توجه به تمام موارد گفته شده باید دید آیا انتخابات ظرفیتی را پیش روی قرار می دهد تا فرصتی برای ایجاد نارضایتی بیشتر و کاربری کردن راهکارهای مطرح شده در دسترس قرار دهد؟ شاید بشود در شرایط فعلی و با در نظر گرفتن آرایش امنیتی در ایجاد تمرکز هر چه بیشتر قدرت تنها از طریق مشارکت غیر سازمان یافته در تمامی عرصه ها برای استفاده از حداقل فرصت هاست، که با توجه به شکنندگی فضای سیاسی- اجتماعی بیرون از قدرت و حساس تر شدن این شکنندگی به دلیل ریزش نیروهای جدا شده از حاکمیت مستعدتر به نظر می رسد، که می توان فرصت نمایش انتخابات را نیز برای امتحانِ شانسی در این رابطه در نظر گرفت.

به نظر شما در صورت عدم مشارکت بالای مردمی و بیرون آمدن کاندیدای بیت از صندوق ها چقدر به افزایش نارضایتی عمومی و پیش رفتن به سمت نزول قدرت متمرکز کمک می کند؟

آنچه که ما در پهنه قدرت سیاسی کشور می بینیم، بیشتر متاثر از قطب های امنیتی-نظامی است که محیط های اقتدارِ حاکمیت را تشکیل داده است. البته باید به این نکته توجه کرد که تعریف حاکمیت چیزی جدا از تمامی این عناصر نیست که در یک بهم پیوستگی، نگهدارنده یکدیگر هستند. اما اصلی ترین عنصر در این سازه قدرت نظامی- اقتصادیِ سپاه پاسداران است. با تقریب بسیار بالا سپاه پاسداران عامل اصلی حفظ نظام جمهوری اسلامی به معنای ولایت فقیه می باشد، و تعیین کننده در حذف مخالفان نزدیک به قدرت و فراهم کردن شرایط مناسب برای هر چه بیشتر یکدست شدن حاکمیت حتی به صورت روبرو شدن با هزینه ریزش نیروهای موثر در ساخت و سازِ جمهوری اسلامی. بازسازی کاریزمای نهاد رهبری بعد از مرگ آیت الله خمینی یکی از نقش های اصلی سپاه پاسداران بود، که از همین زمان رابطه ای با حفظ منافع دو جانبه بین رهبری ساخته شده توسط سپاه و سپاه پاسداران شکل گرفت که دیگر اصالت رابطه  معنوی قبلی در زمان آیت الله خمینی را نداشت. اگر هدف اصلی برگزاری انتخابات از سوی حاکمیت را بازسازی مشروعیت یا برداشتی نمایشی از مشارکت مردمی به منظور نشان دادن پا بر جا بودنِ مشروعیت در نظر بگیریم باز هم حذف کامل افراد شناخته شده و میانه رو که احتمال ایجاد بحران امنیتی جدی را امکان سازی می کنند، با اِشراف کاملِ امنیتی سپاه محلی برای ایجاد تزلزل حتمی در کلیت نظام همراه ندارد. هر کاهش سطح انتظار نظام از برپایی انتخابات ( دستاوردی تبلیغی از میزان مشارکت مردمی) برای نشان دادن هنوز مشروعیت حاکمیت، یعنی یک دست شدن هر چه بیشتر پیکره حاکمیت، به صورتی که سپاه پاسداران در قامتی تمام عیار جمهوری اسلامی را تعریف و چیده مان آن را تعیین و حفظ می کند. چرا که این ترکیب از ساخت قدرت همان زیست دوگانه  سپاه پاسداران است، که نظامی را در شکل بروز مشخص قواره ای از نظامی گری و همسو با آن ترکیب امنیتی با ظاهر سیاسی اما پر نفوذ و فراگیر به سمت قبضه کردن تمامی بناهای اقتصادی به موجودیت می رساند، که آنچه از این الگو نتیجه گرفته می شود حفظ قدرت بدون اتکا به بدنه اصلی جامعه که خارج از اجتماع خودی و سازنده ارگان های اصلی قدرت هستند یعنی تمامی آمار جمعیتی وابسته به موجودیت حاکمیت در جمهوری اسلامی. نتیجه آنست که هدف اصلی گردانندگان قدرت حذف حداکثری دخالت ملت به معنای عدم وابستگی به تار و پود ماهیتی جمهوری اسلامی و منسجم و تک ساحتی کردن هر چه بیشتر نیروهای خودی از طریق منابع مالی کلان در نظر است.

نتیجه انتخابات پیش رو را تا چه حد در چشم انداز آینده ایران موثر می دانید؟

پیش بینی موثر بودن این انتخابات بر آینده ایران کار ساده ای نیست، بخصوص برای کسیکه مدتیست از کشور خارج شده و بیشتر این مدت هم به درگیر بودن با شرایط جدید و در عین حال سختِ زندگی در ترکیه گذشته. اما چیزیکه شاید من انتظار داشته باشم ایجاد التهاب و نگرانی رو به افزون در بین اجزاء تعیین کننده قدرت مثل عوامل اصلی امنیتی و نظامی ( سپاه پاسداران) است. این اشخاص ارشد که در واقع حافظان و سازندگان اصلی رهبری و قدرت این نهاد هستند با توجه به التهاب ها و نگرانی های جدی در درون بافت های اصلی نظام و کنده شدن یا ریزش حامیان و نزدیکان، وادار به تامل در مورد ادامه یا عدم حضور آیت الله خامنه ای در منسب رهبری خواهند شد و این به معنی شروع به عیان شدن میزان پیشروی استحاله حاکمیت است. که در این مورد هم ( استحاله) این نمونه (جمهوری اسلامی) جدای از روند تغییر و دگردیسی حکومت های همسان خود در تاریخ نیست.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large