Skyscraper large

نظامیان در معرکه سیاست

3qs5d8645q1

بهزاد معصومی

قانون اساسی ایران دخالت نظامیان در سیاست را منع کرده است. با این‌همه نیروهای سپاه و بسیج در مناقشات سیاسی و انتخابات دهه‌های اخیر دخالت‌ داشته‌اند. دخالتی که اعتراض‌های زیادی را برانگیخته است.

دخالت سپاهیان در دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۸ مورد انتقاد بسیاری از فعالان سیاسی و شهروندان قرار گرفت. اما این اولین بار نبود که سپاه پاسداران در برگزاری و نتیجه یک انتخابات تاثیرگذار بودند. پیش‌تر، در جریان برگزاری نهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران که به پیروزی محمود احمدی‌نژاد انجامید، نیروهای بسیج و سپاه پاسداران به دستور اقای خامنه ای  در نتیجه انتخابات دخالت داشته‌اند.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دخالت نظامیان در امور سیاسی را ممنوع کرده‌ است. بر این اساس، هرگونه دخالت در امور مربوط به انتخابات (اجرا، نظارت و تبلیغات) و حتی ورود به مناقشات سیاسی، با شش ماه تا سه سال حبس همراه خواهد بود. ماده ۴۷ اساسنامه سپاه پاسداران نیز تصریح می‌کند که این سازمان «هرگز نباید به صورت یک حزب سیاسی عمل کند.»

ولایت فقیه از نیروهای نظامی سپاه و بسیج به نفع خود سود می‌جوید، به کمک آنها  معادلات سیاسی را تغییر می‌دهد و با بر هم زدن قواعد بازی سیاسی،، رقبای خود را از میدان به در می‌کند.

به طور مثال: در هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی که با رد صلاحیت گسترده نیروهای اصلاح طلب روبرو شد و در این رابطه رئیس جمهور وقت اقای محمد خاتمی در خواست تعویق در انتخابات را کردند،که در جواب ایشان اقای خامنه ای به دولت اعلام نمودند که تاخیر در انتخابات پذیرفتنی نیست و اگر دولت از انجام این کار خود داری کند،انتخابات توسط ارگانهای دیگری بر گزار خواهد شد.که منظور رهبری از ارگانهای دیگر همان نیروی سپاه و بسیج می بود.زیرا نیروی شبه نظامی بسیج شاخه های بسیاری دارد،،از جمله::بسیج طلاب ،،بسیج دانشجویی،،بسیج کارگری،،پایگاه های حوزه های مقاومت شهری و روستایی …..و بسیاری از نمایندگان که جزو مهره های سنگین در تصمیم گیری بودند پیش از انتخابات لباس نظامی را کنار گزاشتند و به عرصه سیاست وارد شدند،و در واقع همان چشم و گوش ولایت فقیه در دولت جدید شدند.

در سال هزارو سیصدو هشتادو چهار نیز ما حضور گسترده دخالت نیروهای سپاه و بسیج را در انتخابات شاهد بودیم و برای اثبات این ادعا می توان به نامه های اعتراض امیز برخی از مسئولین نظام اشاره کرد:

متن نامه اقای کروبی به این شکل بود:

موضوع دخالت احتمالی بخشهائی از سپاه و بسیج را اینجانب قبلا به صورت حضوری به عرض جنابعالی رسانده بودم و انگونه که شنیده ام وزرای کشور ،اطلاعات،و دادگستری نیز طی نامه ای ان را به جنابعالی منعکس و خواستار اتخاذ تدابیر لازم برای جلوگیری از وقوع ان شده بودند.البته در همان زمان اقای رفسنجانی هم در این مورد بسیار معترض بودند،و ستاد ایشان اسامی تعدادی از فرماندهان سپاه را بر این مبنی منتشر کرد.

در حالیکه می دانیم بر اساس ماده بیست و چهار قانون انتخابات ریاست جمهوری و ماده شانزده قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی،نیروهای نظامی حق دخالت در امور انتخابات اعم از امور اجرائی و نظارت را ندارند.در صورتی که اقای محمد باقر ذوالقدر معاون فرمانده سپاه در همان سال در جمع بسیجیان از یک طراحی پیچیده برای پیروزی اقای احمدی نژاد سخن راندند.در نتیجه باید گفت در سال هشتادو چهار حضور و دخالت مستقیم سپاه در انتخابات و امور سیاسی کاملا به اثبات رسید.

آقای جعفری نیز مطلبی به همین شکل مطرح کرده بودند با اشاره به اصلاح‌طلبان: «جریانی که مقابل جریان اصول‌گرایی قرار دارد، اکنون برای شما خیلی شفاف‌تر از گذشته است اما این موضوع برای اقشار دیگر به این روشنی نیست، از این رو امیدواریم خداوند متعال کمک کند که به وظیفه انقلابی و بسیجی خود عمل کنیم.»باز این نشانی از دخالت سپاه در امر انتخابات می باشد.

در اردیبهشت ۱۳۸۸، فرمانده کل سپاه پاسداران در سخنانی مدعی شد که فعالیت بخش‌های غیر نظامی سپاه از جمله بسیج در انتخابات ریاست جمهوری منع قانونی ندارد. سخنانی که با اعتراض اصلاح طلبان روبرو شد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانیه‌ای نوشت: «در تشکیلات سپاه، این تنها بسیجی‌های فعال و عادی نیستند که غیر مسلح به شمار می‌روند. بخش‌های اقتصادی سپاه نیز غیر مسلح محسوب می‌شوند. که با این استدلال از امکانات سپاه در امر انتخابات و جریانهای سیاسی استفاده می شود.

اما  منتقدان جمهوری اسلامی که از مشارکت در انتخابات کناره گرفته‌اند معتقدند انتخابات در جمهوری اسلامی  حداقل‌های لازم را برای یک رقابت سالم و آزاد را ندارد. این فعالان سیاسی از فضای امنیتی و نظامی حاکم بر شرایط سیاسی ایران انتقاد می‌کنند و می‌گویند حکومت بیش از هر زمان دیگری مختصات نظامی یافته است.

در همین حال کشمکش میان جریانات اصولگرای مخالف و موافق دولت بالا گرفته است. مطمئنا در این رقابت بار دیگر نیروهای سپاهی و شبه نظامیان نزدیک به آیت الله خامنه‌ای در نتیجه نهایی تاثیرگذار خواهند بود.

این مطالب نشان می دهد که چگونه یکی از دو نیروی نظامی اصلی ایران بر خلاف قوانین جاری به اذن رهبر جمهوری اسلامی وارد سیاست شده است و در پی تحمیل نظر خود بر مردم و جامعه سیاسی کشور به زور اسلحه هستند.

اما انتخابات در داخل نیروی نظامی دیگر کشور یعنی ارتش معنای دیگری دارد.

قبل از اینکه وارد بحث ارتش بشوم، میخواهم به نکته مهمی اشاره کنم. این روزها بسیاری از هموطنان و هم قطاران داخل کشور از من می پرسند که به نظر تو در این انتخابات به عنوان یک شخصی ( نه نظامی) رای بدهیم یا نه؟

از نظر من به طور کلی  انتخاباتی که هیچ نظارت بین المللی بر آن امکان ندارد هرگز قابل توصیه به افراد شخصی هم نیست، پس چطور می توان به ارتش و،وابستگان انها به شرکت یا عدم شرکت در انتخابات توصیه ای کرد. یک انتخابات باید دارای حداقل مشخصاتی باشد تا بتوان برای شرکت یا عدم شرکت در آن تصمیم گرفت. انتخاباتی که برگزار کننده و ناظر آن خود حکومت است قابل اعتماد نیست. بنا براین (قاعده تحمیل شده)،،،، برگ رای ارزش خود را از دست داده است و در واقع بازیها و برآیند نیروهای سیاسی تعئین کننده نتیجه انتخابات خواهد بود و نه تعداد آرای ریخته شده به صندوقها.

به همین دلیل من به همه توصیه می کنم(البته منظورم کسانیست که به اجبار پای صندوقها میروند، از فضای انتخاباتی استفاده کنند و در آن شرکت فعال داشته باشند و از حضور خود برای عقب زدن ارتجاع و افشاگری استفاده کنند. 

شرایط کشور به گونه ای است که هموطنان چه نظامی و چه غیر نظامی نباید ساکت بنشینند و بی عمل باشند. ممکن است کسی بپرسد نظامیان که نباید در امور سیاسی دخالت کنند چگونه می توانند در این فضای انتخاباتی فعال باشند؟

پاسخ این است که دخالت نکردن نظامیان معنیش این نیست که آنها نباید به عنوان یک شهروند به سرنوشت کشورشان بی تفاوت باشند. پاسداری از رای مردم با تحمیل نظر به زور اسلحه فرق دارد. نظامیان ایران باید از رای مردم پاسداری کنند.

برای ارتش ملی ایران که از هر نظر محدود و تحت نظر هستند، یکی از مهمترین راهها برای صیانت از رای مردم افشا گری است. هم قطاران ارتشی من باید در این انتخابات چشم و گوش بیدارملت باشند و با هوشیاری و حضور در تمام صحنه ها تلاش نمایند تا تیغ سپاه را برای زورگوئی در این انتخابات کند کنند.

معمولا ارتشی ها به مراکزی و اطلاعاتی دسترسی دارند که بقیه افراد ندارند. افشا و برملا کردن نقشه های انحصارگران برای دزدیدن و عوض کردن آرای مردم از کارهای مهمی است که ارتشیان می توانند بکنند. تهیه عکس، فیلم و مستندات از تقلبهای احتمالی نیز به این افشاگری ها کمک می کند.

ارتشی ها باید مهارتهای خود را از این طریق در خدمت مردم قرار دهند. پس من به عنوان یک هم قطار توصیه می کنم که ارتشی ها در تمام ستادهای انتخاباتی جناحهای مختلف و پای صندوقهای رای به عنوان یک شهروند ایرانی با توجه به اینکه مجبور به حضورهستند از یاد نبرند که وظیفه اصلی ایشان حمایت از رای مردم می باشد ،،گرچه میدانیم و همانطور که قبلا بیان نمودم نتیجه انتخابات در جمهوری اسلامی به تعداد ارای ریخته شده در صندوقها نیست بلکه بازیها و بر ایند نیروهای سیاسی تعیین کننده نتیجه انتخابات است. تا در صورت تقلب بتوانند با مستندات افشاگری بکنند.

در سالهای پس از انقلاب همواره ارتشیان و خانواده های آنها با تهدید و اجبار پای صندوقهای رای رفته اند. در ارتش اگر مهر شرکت در انتخابات در شناسنامه پرسنل نباشد از ترفیع و اضافه حقوق و بسیاری از مزایای دیگر خبری نیست. حتی تکرار رای ندادن می تواند منجر به اخراج و بیکار شدن از شغل برای پرسنل ارتش بشود.

 تمایلات ارتشی ها مانند عموم هموطنان ایرانی است. اگر فشار و اجباری در کار نباشد کسی پای صندوق رای نمی رود. چون می دانند که رای آنها به حساب گرفته نمی شود و فقط برای تکمیل پز مردم سالاری حاکمان است.

ارتشیان ایران امروز ساکت نشسته اند و همه چیز را زیر نظر دارند.وظیفه ارتش دخالت در امور سیاسی نیست،ولی در وقت مناسب و مقتضی پاسخ خود را به تاریخ همچون گذشته خواهند داد.

در سپاه این قضیه متفاوت می باشد،و حمایت رسانه های سپاه از نامزدی اقای قالیباف،ولایتی،و حداد عادل از چند ماه پیش شروع شده ،،،به عنوان نمونه می توان از رسانه هایی چون ،،،خبر گزاری فارس،دانشجو،نسیم،و روزنامه جوان و سایت مشرق نام برد.

البته اقای رمضان شریف، مسـئول روابط عمومی سپاه مدعی شدند که این نیرو در انتخابات هیچ دخالتی ندارد، اما همانطور که خدمت بینندگان عزیز عرض کردم طی ماههای گذشته رسانه های مذکور حمایت قابل توجهی از محمد قالیباف،و علی اکبر ولایتی و غلامعلی حداد داشته اند،،از اتلاف این سه نفر به عنوان اتلاف مورد حمایت حاکمیت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نام برده می شود.

در مورد کاندیداهای احتمالی این انتخابات که پس از تائید صلاحیت از سوی رهبر توسط شورای نگهبان لیست آنها اعلام خواهد شد، چند اسم با سر وصدا همراه هستند. یکی از آنها رفسنجانی است.

اکبر هاشمی رفسنجانی یکی از دو پایه اصلی نظام جمهوری اسلامی پس از خمینی، رئیس جمهوری دو دوره اول بعد از بنیانگذار جمهوری اسلامی و رئیس فعلی مجمع مشورتی تشخیص مصلحت نظام، به دنبال اما و اگرهای بسیار عاقبت ثبت نام کرد.

او در ماههای اخیر با رفتن دختر و پسرش به زندان مُهر خود را پای سند اصلاح طلبی و میانه روئی کوبید. او اکنون می تواند ادعا کند که مانند همه مردم ایران پس از انتخابات قبل،، آزار و اذیت شده است. او با بازیهائی چون افشای نوار مکالمات پسرش با نیک آهنگ کوثر به مردم رساند که موافق نظرات حکومت داری علی خامنه ای نیست و با رهبر جمهوری اسلامی خط و مرز مشخصی دارد.

هر چقدر همای سعادت دور سر رفسنجانی بالا و پائین می پرد و نشستن یا ننشستن آن را کسی نمی تواند پیش بینی کند، اما در بالای سر یار اصلی و رفیق فابریک محمود احمدی نژاد جز از جغد سیاه رد صلاحیت خبری نیست. دومین چهره جنجالی مشائی است.

اسفندیار رحیم مشائی اطلاعات و امنیتی سابق و عضو قدیمی دفتر سیاسی سپاه آذربایجانغربی در واقع یک سپاهی است. او در حالی همراه احمدی نژاد برای ثبت نام به وزارت کشور رفت که در جبین هیچ کدامشان نور رستگاری دیده نمی شد.

شاید رفتن برای ثبت نام به وزارت کشور با محمود احمدی نژاد تبدیل به بزرگترین اشتباهی شود که این پاسدار قدیمی در تمام عمرش مرتکب شده است.

در میان بقیه کاندیداها هم مطرح ترین افراد  قالیباف و جلیلی و رضائی هرسه پاسدار و آموخته مکتب نظامی گری ولایت فقیه هستند.  در بین اینها سردار رضائی که کارنامه فرماندهی طولانی مدت بر سپاه پاسداران را به خصوص در دوران هشت ساله جنگ ایران و عراق دارد از بقیه معقول تر می نماید.

قالیباف نیز سردار دیگری است که اکنون هشت سال است لباس شهرداری پایتخت را به تن دارد و همان تیم نظامی دوران جنگش را با خود به نیروی انتظامی برد. بعد هم آنها را به شهرداری آورد و لابد در صورت انتخاب شدن با همانها به خیابان پاستور نقل مکان می کند.

جلیلی از پاسدارهای آموزش دیده در دانشگاه سپاه به نام “دانشگاه امام صادق” است. او در این دانشگاه به پاسدارها درس استراتژی هم  می دهد. ضمن اینکه به فرمان خامنه ای رئیس شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران با جامعه جهانی نیز هست. حاصل کار این سپاهی که از اعضای  بیت رهبری است در مذاکرات هسته ای طی سه سال گذشته چندین قطعنامه علیه ایران و تحریمهای  شدید بین المللی ویران کننده اقتصاد برای مردم بوده است.

بررسی کارنامه کاندیداهای مطرح شده نشان نمی دهد که آنها بتوانند برای برون رفت از بحرانهای حال حاضر گریبان گیر کشورمان کاری موثر بکنند.

 


  • بهزاد معصومی تا پیش از وقایع سال ٨٨ در ایران افسر خلبان بوده است
این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large